آیا افراد از کار کردن برای شما می ترسند

آیا افراد از کار کردن برای شما می ترسند؟

اگر تا کنون چند شغل مختلف را تجربه کرده باشید، احتمالا یک رئیس وحشتناک را تجربه کرده اید. اما اگر خودتان یک کسب و کار را اداره می کنید و کارکنان و پیمانکارانی هستند که برای شما کار می کنند، باید به این موضوع توجه کنید که آیا شما هم از آن دسته رؤسای وحشتناک هستید که همه از آنها حرف می زنند؟

آیا افراد از کار کردن برای شما می ترسند

حتما از موارد نارضایتی رایج درمورد رؤسا را اطلاع دارید، مواردی مثل مدیریت ذره بینی، عصبانی شدن، مجبور کردن کارکنان به فدا کردن زندگی شخصی شان برای زندگی کاری و…. اینها موارد مهم و واضحی هستند که حتما باید از آنها اجتناب کنید.

اما موارد نارضایتی که واضح و مشخص نیستند کدامند؟ شاید شما تا کنون کارهایی می کرده اید که اعضای تیم را آزار داده و حتی از آنها اطلاع ندارید.

در ادامه با مدیران ایران همراه باشید تا ۳ نشانه ی نه چندان واضح ترس کارکنان از رئیس را بشناسید.

۱- مسائل را خیلی پیچیده می کنید.

سادگی زیباست. وقتی همه چی ساده است، به راحتی قابل فهم است و می توان به راحتی از پس روزهای سخت برآمد. ذهن اکثر آدمها سادگی را دوست دارد. مشکل اینجاست که گاهی ما خودمان را متقاعد می کنیم که پیچیدگی بهتر است و هر چه همه چی را پیچیده تر کنیم بهتر می توانیم آن را درک کنیم. این تصور کاملا اشتباه است.

یک روش قطعی برای سرخورده کردن کارکنان خود می خواهید؟ سعی کنید همه چی را تا حد ممکن پیچیده کنید، با این روش مطمئن باشید آنها از آمدن به محل کار وحشت خواهند داشت!

ساده کردن پیچیدگی ها کاری سخت است که ارزش اجرا دارد. بررسی تمام داده ها و بیرون کشیدن اطلاعات ضروری کار آسانی نیست اما ارزشمند است. ساده کردن امور و مسائل کار سختی است. اما اگر می خواهید تیم و کارکنان خود را شاید نگه دارید، این کار یک ضرورت است.

۲- انتظارات شما دائما افزایش پیدا می کند.

شرکت های نوآور رشد می کنند و برای رشد باید سطح انتظارات را بالا تعیین کنید. اما برای اینکه پیوسته رشد کنید، انگیزه ی تیم شما باید حفظ شود.

می خواهید انگیزه آنها را فورا از بین ببرید؟ سطح انتظاراتتان از آنها را دائما افزایش دهید بدون توجه به اینکه چقدر خوب عمل خواهند کرد.

این یعنی وقتی تیم شما از اهداف ماهانه ۲۵ درصد بهتر عمل می کنید، انتظار نداشته باشید ماه بعد از این عدد فراتر روند. این کار موفقیت را به یک موضوع ترسناک تبدیل می کند و انگیزه را کاهش می دهد.

اهداف ماهانه تعیین کنید و وقتی تیم شما به چیزی فراتر از آنها در ماه دست پیدا می کند، جشن بگیرید، و هر بار که عملکرد خوبی داشتند سطح انتظاراتتان را افزایش ندهید. اهداف ماهانه را از چند ماه قبل تعیین کنید و با تکیه بر آنها به پیش بروید. وقتی هر ماه به چیزی فراتر از اهداف تعیین شده دست پیدا کنند انگیزه ی آنها افزایش پیدا خواهد کرد.

۳- تمرکز ندارید.

به دو طریق تمرکز از دست می رود.

اول اینکه تمرکز بر روی مهمترین مسائل سازمان را از دست می دهید. شما باید بدانید در چه چیزی بهترین هستید و چه چیزی شما را به جایی که هستید رسانده است و اول از همه برای بهتر شدن تمرکز کنید.

وقتی به حاشیه بروید و روی چیزهایی کار کنید که شما را از ماموریت اصلی دور کند، تیم شما هم به سرعت تمرکزش را از دست می دهد.

هر وقت با یک فرصت جدید روبرو می شوید، از خودتان بپرسید آیا آن فرصت برای ماموریت اصلی سازمان مفید است، اگر نیست بهترین کار این است که از آن صرفنظر کنید.

همچنین تعیین مجدد ماموریت سازمان طبق یک روال زمانی مشخص آسیبی به سازمانی نمی زند و کمک می کند تا تیم مجددا متمرکز شود و از آشفتگی جلوگیری می کند.

روش دومی که تمرکز از دست می رود این است که عامدانه رشد و ورود به زمینه های جدید را متوقف کنید. از خود و وضعیت موجود راضی بودن و راحت طلبی باعث افزایش انگیزه نمی شود. فرض کنید تیم شما از بهترین افراد تشکیل شده است و همیشه به دنبال چیزهای جدید و بهتر شدن باشید، بدون توجه به اینکه چقدر آسایش شما کم یا زیاد خواهد شد.

منبع: entrepreneur

ترجمه: مدیران ایران

 

 

همچنین ببینید

مدیریت استعداد در قرن بیست و یک

هر فرآیند مدیریت استعدادی که تاکنون استفاده می شده، نیم قرن پیش تدوین شده است. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *