حکایتی طنزگونه اما تلخ

حکایتی طنزگونه اما تلخ و قابل تأمل(پروژه)

عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان مدیران ایران
حکایتی طنزگونه اما تلخ در ارتباط با انجام پروژه ها در کشور عزیزمان، همیشه بحث در خصوص تمام ابعاد آن به ویژه زمان، هزینه و کیفیت مطرح بوده است. از سوی دیگر، انجام پروژه ها توسط متخصصین داخلی یا خبرگان خارجی همواره دو گزینه پیش روی کارفرمایان بوده است.
در همین خصوص، داستان طنزگونه ای وجود دارد که حاوی تلخی بسیاری است که البته بیشتر در سازمان های دولتی با آن مواجه ایم:
«آورده اند که سازمانی برای انجام پروژه خود، مناقصه ای برگزار کرد تا پیمانکار مناسب را برای انجام آن انتخاب کند. در نهایت و پس از گذشت چند روزی، دو شرکت ژاپنی و چینی برای انجام پروژه در صدر انتخاب قرار گرفتند.
نخست دست اندرکاران شرکت ژاپنی فراخوانده شدند و در ارتباط با پروژه با آنها بحث شد. این شرکت هزینه انجام پروژه در T واحد زمانی را ۵ میلیون دلار برآورد کرد.
حکایتی طنزگونه اما تلخ
حکایتی طنزگونه اما تلخ
سپس مذاکره با شرکت چینی انجام گرفت. این شرکت ادعا کرد که پروژه را ظرف همان مدت زمان T و با هزینه ۴ میلیون دلار انجام می دهد. دلیل این کاهش هزینه ۱ میلیون دلاری قاعدتاً استفاده از نیروی کار ارزان تر و کیفیت پایین تر است.
در جلسه تصمیم گیری برای انتخاب شرکت ژاپنی یا چینی، بزرگی از هیأت تصمیم گیرنده که مشاور نیز محسوب می شد ایده ای را مطرح کرد که بدون چون و چرا پذیرفته شد و به حرف ایشان عمل شد!
وی بیان کرد که هزینه پروژه را در عمل ۱۰ میلیون دلار تخیمن بزنیم. ریز هزینه نیز به این صورت است که ۳.۵ میلیون دلار حق الزحمه کارفرما، ۲.۵ میلیون دلار هم پورسانت برای شرکت مشاور (یعنی خود من) و در نهایت ۴ میلیون دلار هم می دهیم به این شرکت چینی که تمام کار را خودش انجام بده و ما هیچ کار خاصی نخواهیم انجام بدهیم!»
به راستی چند سناریو مشابه با این در کارفرماها به ویژه دولتی به عینه دیده اید یا از دیگران شنیده اید؟
چرا این نوع تفکر به اصطلاح «بخور بخور» در برخی از مدیران و در تمامی سطوح آن وجود دارد؟
دین و دیانت به کنار، انسانیت را چه شده است؟
چرا نهادی یا مسؤولی روی این امور نظارت ندارد؟ آیا ناظرین خود نیز از این نوع کار شنیع منتفع می شوند که حساسیتی روی آن ندارند؟ شاید هم مسائل مهم تر دیگری وجود دارد که ناظرین وقت رسیدگی به این اعمال را ندارند؟!
یادمان باشد که اگر جلوی دزدی های کوچکتر را بگیریم، از دزدی های بزرگتر ممانعت کرده ایم و این بهانه که وقت رسیدگی به دزدی های کوچک را نداریم، به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.
ضعف اصلی در کجا است و چه راهکار کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت برای آن وجود دارد؟
خوشحال خواهیم شد که نظرات گهربار همه عزیزان را در این باره بشنویم و درباره راه حل آن شاید بتوان چاره ای اندیشید.
با احترامات فائقه
محسن نصیری

همچنین ببینید

اشتغال

وعده اشتغال ، آیا اصولگراها مى توانند ۵ یا ۶ میلیون شغل ایجاد کنند ؟

یکى از چالشى ترین شعارهاى کاندیداهاى اصولگرا در انتخابات پیش روى ایجاد بین ۵ یا …

۱۱ دیدگاه

  1. با سلام و تشکر از طرح موضوعی که دغدغه ذهنی همه انسانهای پاک نهاد این جامعه شده، من تصور می کنم مشکل اصلی ، فرهنگ فاسدی است که میراث تاریخی ما از زمان داروغه بازیها و باج بگیریهای چند صد ساله می باشد. متاسفانه ما هیچ اقدامی برای اصلاح این فرهنگ فاسد که نمی کنیم هیچ، ازطریق فیلمهای تلویزیونی به آن دامن می زنیم . شما چند فیلم در تلویزیون دیده اید که یک محیط پاک با انسانهای صالح برخ مردم کشیده شده و الگوسازی صحیح صورت گیرد؟ درمقابل دهها فیلم داریم که همه بدنبال ثروت بادآورده، ورود در عملیات باندی کثیف ثروت ساز ، قتل و تبهکاری هستند و این وسیله الگوبرداری فرهنگی پیش روی جامعه ما شده است. حتی در فیلمهای عادی اجتماعی و با شخصیتهای خوب نیز شما شاهد هستید که چقدر دروغ گفتن تبلیغ شده و به عنوان یک قسمت از زندگی عادی نشان داده می شود. حتی برای مسائل غیر لازم نیز در فیلمها دروغ می گویند. حتی برای خنداندن. آیا ما باید خودمان با این گسترش مستمر فرهنگ دروغ و تباه کاری تمرین زندگی کثیف کنیم ، و بعد انتظار جامعه صالح داشته باشیم؟
    البته این همه مساله نیست. من تلاش کردم تا یکی از ابعاد مرتبط با این پدیده شوم را مطرح کنم و انشاءالله این بحث توسط دوستان فاضل ادامه یابد
    ارادتمند – و. غفاریان

    • سلام

      حقیقت امر، نسبت به عملکرد صدا و سیما انتقادات فراوانی وارد است (یکی از این قصورهای بیشمار همانی است که شما بیان داشتید) که مجال سخن در این جا نگنجد. تا چند صباحی دیگر رییس این سازمان به اصطلاح دولتی هم عوض خواهد شد و امید است که بهتر شود، اما …
      اکثر سریال های ایرانی بر خلاف زندگی آحاد مردم پر از زرق و برق و زندگی ثروتمندی است و اگر در فیلمی فرد ثروتمندی نباشد شب نویسنده و کارگردان آن روز نمی شود؛ دقیقاً مانند فیلم های بالیوودی. اما وقتی به محصولات کره ای نگاهی می اندازیم، می بینیم که در آن زندگی فقیرانه جریان دارد و افراد با تلاش به ثروت می رسند و از این ثروت به نحو شایسته نگهداری و در راه بایسته خرج می کنند. این در حالی است که مردمان کره شمالی نسبت به فیلم های شان زندگی به مراتب مرفه تری دارند.
      اما در کشور ما ثروت های کلان و بدون زحمت به تصویر کشیده می شود که همه از طریق فساد و دغل بازی حاصل شده است. بدین ترتیب مردم نسبت به پول حریص می شوند و این امر را توجیه پذیر می کند که چون همه در این کشور فساد مالی می کنند، پس چرا من نوعی آن را انجام ندهم؟!
      به هر روی، باید برای اصلاح از خودمان شروع کنیم تا در آینده خبری از این حرف ها نباشد. البته نباید مسؤولین با پاک کردن صورت مسأله و این که در کشور اسلامی این حرف ها نعوذاً بالله نیست، از مقابله با آن سرباز زنند.
      در کشور ما نسبت به شرایط حاکم، نه تنها تمام مسؤولین از بلاترین رده تا جز خرد مقصرند بلکه کلیه مردم نیز در این وقوع چنین امری سهیم هستند که باید هر کسی به نوبه خود برای بهبود وضعیت تلاش جانانه داشته باشد.

      با احترام

  2. دوست عزیز؛ مطلبی که شما در قالب این داستان گفتید، درد دل همه است. واقعا در ایران اصطلاح
    بخور بخور اپیدمی شده وخیلی عادی انجام می گیرد در واقع چیز عجیب و غریبی نیست. اکثر مدیران، مهندسان ، پزشکان و کارمندان در حال بخور بخورند، به راحتی اخلاق شغلی و حرفه ای را زیر پا می گذارند و ناظران را هم به اصطلاح می خرند. اصلا در کشور ما کسی بخاطر غارت کردن ، دزدی کلان وفساد مالی و اداری مواخذه نمی شود. در تایید مطالب شما ضرب المثل (تخم مرغ دزد شتر مرغ میشه) را داریم .

    اگر با کوچکترین فساد مالی افراد مجازات شوند ؛ فساد مالی به این حد نمی رسد، مثل زمین خوارها و وام گیرندهای هزار میلیاردی که اصل
    پول را هم پرداخت نمی کنند. درصد کمی از این دزدان عزیز به دادگاه فرا خوانده می شوند؛ و پس از محکومیت سوری، حتی اسم این جنایتکاران را هم اطلاع رسانی نمی کنند وبعد از مدتی خوشگذرانی در زندان؛ آزاد می شوند. ضربالمثل دیگه ای هست که میگه ( کدخدا ده را ببین ده را غارت کن) آره این غارتگران کلان؛ کدخدا(مدیران مافوق) را می بینند . و در حقیقت دست همه توی یه کاسه هست و اکثریت در حال مسابقه بخور بخورند

    راهکارهها

    نظارت بیشتر بر امور دولتی

    مفسدان مالی مطابق دستورات دین ماو کتاب خدا به مجازات برسند

  3. با عرض سلام و احترام خدمت دلسوزان این مرز و بوم
    با تشکر فراوان از جناب آقای نصیری در خصوص مطرح کردن این مساله.
    قلب انسان درد می گیرد اینکه می بیند، می شنود و می خواند که رخدادهایی در این سرزمین روی می دهند! که وقتی برای عوام (فامیل، همسایگان و سایر آشنایان) تعریف می کند او را با دیده شک می نگرند و جای تاسف در این است که او را هم ردیف یزید و معاویه می پندارند چرا که هنوز در این وهم به سر می برند که مسئولین آنچه می نمایانند هستند
    اینکه چه باید کرد و چگونه!؟
    مرا به یاد این داستان های سریال های کره ای می اندازد که تا حدود زیادی از نظام اداری مشابهی با حال ما برخوردار است و یک ابر قهرمان مثل دونگ یی نیاز است تا به جنگ با این بی عدالتی ها برود و با شانس و اقبال و کمک های آسمانی خود را از خطرها برهاند اما این تنها یک افسانه است واقعیت چیز دیگری است !!
    در سرزمینی که دولتمردانش خود را مستخدم مردم می خوانند و اصل تکریم ارباب رجوع در اولویت این مستخدمین است ولی مردم را از اعتراض به کارمندانش می ترسانند دیگر جایی برای اعتراض به مسئولین نمی ماند! وقتی فروشنده مانتوهای اسلامی در پایتخت ایران توسط مسئولین تهدید می شود(منبع برنامه 20:30 شبکه 2) و کسی حمایتش نمی کند دیگر جایی برای اعتراض به مسائل دیگر نمی ماند! وقتی اسم شما به ناگاه از لیست استخدام شدگان حذف می شود و به شما می گویند اعتراض نکن فایده ای جز دردسر برایت ندارد دیگر جایی برای اعتراض به مسائل دیگر نمی ماند!
    وقتی می بینی و می گویند نبینی برایت بهتر است دیگر جایی برای اعتراض کردن برای مسائل دیگر نمی ماند!
    و …
    اینکه فساد در دستگاه های نظارتی، دولتی و حکومتی رخنه کرده و مسئولین دیگر بدون واهمه و علنا حق را پایمال می کنند امری بدیهی و غیر قابل انکار است چون می دانند مجازاتی در کار نیست و این امر بر همه ما آشکار است. اصلاح این امر بدون در نظر گرفتن نظرات مردم امکان پذیر نیست اما آیا حکومت اجازه نظارت به مردم می دهد؟
    مسلما خیر، اینکه چرا اجازه نمی دهند بماند!
    با توجه به محدودیت هایی که برای سایت های داخلی وجود دارد نمی شود تا به روشنی صحبت کرد و بسیاری از مسائل را باید نادیده گرفت اما وقتی جناب نقویان را ممنوع تصویر می کنند بخاطر اینکه بیان کرده “معیار شما باید حضرت علی (ع) باشد” دیگر جایی برای اعتراض می ماند آن هم توسط ما که مثل بوته ای هستیم که نه ریشه ای در پشت پرده داریم و نه ساقه ای در حکومت!
    مساله اینجاست که آیا مسئولی وجود دارد که حق الناس برایش مهم باشد و اگر وجود دارد کجاست که ما نه صدایی از او می شنویم و نه استعفایی که بدانیم واقعا چنین موجودی وجود دارد اما آنهایی که هستند و کاری نمی کنند بسیار بدتر از آنهایی هستند که انجام می دهند
    برادر درد بسیار است
    من به نوبه خودم هیچ گاه اعتراض نمی کنم چرا که وقتی به واسطه اعتراض به کیفیت غذا در دانشگاه ما را معاند با نظام و اسلام خواندند فهمیدم اینجا جایی نیست که کسی مثل من اعتراض کند
    عزیزان از جان می توان گذشت اما از آبرو نه

    انیمیشن ماداگاسکار یک رو دیدید؟ اون لحظات آخر که حیوانات گم شده قصد برگشت با کشتی رو داشتند و همه سوار شده بودن غیر از پنگوئن ها. اگه میتونید توصیه می کنم دیالوگ اون پنگوئن ها را یه بار دیگه گوش کنید خیلی آموزندست
    یا علی

  4. با سلام و احترام به همه دوستان
    از اين موارد خيلي خيلي زياد هست و خواهد بود و متاسفا در تاريخ ما هم ريشه دارد فكر نكنيم به امروز ديروز ارتباط دارد از بسيار دور بوده اين داستان اما از اين مهمتر براي من سوالي هست كه هر روز باهاش در گيرم و سوالم اينه آيا اين سيستم با اين فرهنگ قابليت اصلاح داره ؟ (اين سيستم منظورم سيستم فكري مردم اين جامعه هست )
    آيا كسي مي تونه اين و اصلاح كنه يا بايد اين سيستم رو رها كرد تا با همين سرعت نه زياد نه كمش فرو بره. آخه هر رفورمي هم كه اتفاق افتاده اين سيستم و باز تغيير نداده آدمهاشو عوض كرده . گفتن اين داستانها هم نقل مجالس شده بيشتر در هر صنفي هم مدلهاي فراواني همه در جريان هستند وجالبه خيلي ها هم شريك اين داستانها هستند گاهي فكر مي كنم يه گروه 70.000.000 نفري داره به اين مملكت خيانت مي كنه .
    و خيانت همه به همست .
    رسول

  5. مدیر دلسوز و مردمی آقای محسن نصیری

    سلام

    بدون اینکه به چند و چون پروژه مورد اشاره جنابعالی بپردازیم، باید اذعان کنیم که همه کسانی که در فضای فعالیتهای پیمانکاری و پروژه ای ما درگیر بوده اند، می دانند که این گونه مناسبات و محاسبات در این فضا امر غریبی نیست و به شدت نیز رایج است. این گونه سوء استفاده ها به هیچ وجه به قراردادهای خارجی نیز محدود نمی گردد و فراوان است پروژه هایی که فقط به صورت شکلی مناقصه می گردند اما به کسانی واگذار می شوند که قرار است بشوند. و اگر قدری بازتر بیندیشیم ، خواهیم پذیرفت که موضوع اساساً به فضای فعالیتهای پیمانکاری و پروژه ای محدود نمی شود و تمام عرصه های مختلف فعالیتهای اقتصادی و فضای کسب و کار در کشور را شامل می گردد. چند روز پیش دوستی تعریف می کرد که به عنوان نماینده یک سازمان برای مذاکره در باره قراردادی به یکی از سازمانها معرفی گردید و پس از تبادل نظرها و مذاکرات مربوط به قیمت ، با این پرسش از طرف مقابل مواجه شد که آیا رقم پیشنهادی شما شامل سهم خودت نیز هست یا آن را باید جداگانه منظور نماییم و شما با چه ضریبی کار می کنید؟ و ایشان به صراحت تاکید می کرد که این رویکرد و رویه امری کاملاً رایج و متداول در این حوزه هاست. اینکه چه باید کرد و چه می توان کرد، تا حد زیادی برمی گردد به اینکه چگونه این وضعیت را تحلیل و ریشه یابی کنیم. شما احتمالاً از جایگاه ایران در جدول مربوط به درجه بندی کشورهای جهان از نظر فساد مالی و اداری مطلع باشید و می دانید که ایران یکی از کشورهایی است که از میزان فساد اداری و مالی بسیار بالا در جهان برخوردار است. مسئله فقط به پروژه و پیمانکاری محدود نمی شود. احتمالاً این را نیز شنیده باشید که بر اساس پژوهش های بین المللی در این زمینه بین میزان دموکراسی و آزادی بیان و مطبوعات در کشورهای مختلف با سطح فساد مالی و اداری در این کشورها همبستگی معنی دار و منفی وجود دارد. واقعیت آن است که :

    تصمیم گیری های مدیریتی در ارتباط با پروژه ها در فضای کسب و کاری صورت می گیرد که این فضا بنوبه خود بشدت تحت تاثیر متغیرهای دیگری شامل آنچه به آن رانت گفته می شود، قرار دارد. و آنچه این فضای رانتی را حفظ نموده و تداوم می دهد، فضای کلان تر سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و…در جامعه است. بنا براین اساساً در چنین فضایی چنین اتفاقاتی می افتد و تکثیر هم می گردد. باید از خود بپرسیم چنانچه کسانی بخواهند به چالش با این فضا برخاسته و دست به اعتراض و شکایت وافشاگری بزنند، چه شانسی برای پیش بردن ادعای خود خواهند داشت؟ اساساً فضای عمومی ما چقدر امکان نقد در این زمینه را می دهد؟ در کدام مطبوعات می توان این گونه موارد را مطرح نمود؟ آیا مطبوعات و روزنامه نگاران ما برای پرداختن به این گونه مسائل از امنیت لازم برخوردار هستند؟ چه تعداد از مسئولین بلند پایه ما با اتهاماتی از این دست مواجهند که هیچ کس و در هیچ جا نمی تواند آنها را پیگیری کند؟ و چرا نمی تواند؟ چه کسانی از این فضا منتفع می شوند که اجازه نمی دهند حقوق مردم مورد پیگیری قرار گیرد. البته از حق نباید گذشت که گاه نیز که تشت رسوایی برخی ها از بام می افتد و جناح سیاسی وابسته به افراد مورد اتهام با سقوط و ترک سکان قدرت مواجه می شود، حساب کشی هایی نیز صورت می گیرد و برخی ها را نیز به پشت میله ها می فرستند. اما آنها که از اقتدار برخوردارند، هیچگاه به چالش کشیده نمی شوند. و ..
    مدیران حرفه ای اگر نه تنها به سودجویی و بالارفتن از نردبان ترقی بلکه به ارزش های حرفه ای و اخلاق کسب و کار بیاندیشند، چاره ای جز چالش با این روند ندارند. آنها باید هزینه های این چالش را نیز بپذیرند. همانگونه که بسیاری از روزنامه نگاران و وکلای ما چنین می کنند.
    آیا سیستم قضاوت در جامعه ما از استقلال لازم برای رسیدگی به این امور برخوردار است؟ آیا در واقع همه افراد کشور در برابر قانون برابرند؟ آیا سیستم قضایی ما از اراده لازم برای پیگیری مستقل و عادلانه این گونه موارد در جهت تحقق حقوق مردم برخوردار است؟ ؟ تجربه افکار عمومی در این مورد خوشبین نیست. تخلفاتی اینچنین در جامعه ما از ریسک بالایی برخوردار نیست و این نیز یکی از دلایل رواج گسترده آن است.
    ما برای ساختن جامعه ای که در آن شاهد چنین مناسبات فساد آمیزی نباشیم، نیاز به آن داریم که:

    در کوتاه مدت با شهامت و شجاعت اخلاقی نسبت به شناسایی، نقد و افشای این مسائل اقدام نماییم و یادمان باشد که این می تواند هزینه هایی هم برای ما داشته باشد.
    در میان مدت باید از طریق انجمن های حرفه ای به نقد فضای ناسالم کسب و کار در کشور پرداخته و انجمن های حرفه ای مستقل و نهادهای مدنی را تقویت کنیم تا سازو کار کلانی را برای نظارت بر امور طرح ریزی نمایند. و بکوشیم با طرح این رویکرد در محافل علمی، اجتماعی ، فرهنگی و رسانه ای بستر مناسب را برای نقد این وضعیت فراهم آوریم.
    و در دراز مدت می باید با بهبود فضا و ساختار سیاسی، مدنی، حقوقی کشور و توسعه دموکراسی و آزادی های اجتماعی، زمینه کنترل فساد را در ابعاد کلان اجتماعی بوجود آورده و تحکیم نماییم.

    یادمان باشد که تخلف و سوء استفاده در خلاء رخ نمی دهد. در فضایی رخ می دهد و رواج می یابد که از ویژگیهای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، حقوقی و…معینی برخوردار است . فضایی که می تواند واساساً باید در راستای بستر سازی برای کنترل سوء استفاده ها و اعمال قانون و تامین حقوق مردم عمل نماید.

    با احترام- مسعود امیدی

    • دوست و همکار گرامی جناب آقای مسعود امیدی عزیز
      عرض ادب و وقت بخیر

      فرمایش های حضرتعالی بسیار دردناک است و نشان دهنده بسیاری نقاط تاریک در نظام اقتصادی و کسب و کار کشور ماست. برای مبارزه با این پدید شوم باید همت عالی گماشت و با اعتقادی راسخ برای غلبه کردن بر آن گام برداشت.
      در شرکتی مشغول به خدمت بودم که پروژه ها را بدون مناقصه برنده می شد چون حداکثر قیمتی که بدون مناقصه می توان برنده آن بود، 40 میلیون تومان است و این شرکت دقیقاً همین مقدار را اعلام می کرد. تمام اعضای شرکت (از بالاترین سطوح تا حزترین آن) به فلسفه این کار واقف بودند و با رضایت خاطر برای موفیقت شرکت و پروژه های این چنینی تلاش می کردند. اگر از خودمان شروع کنیم می توانیم پس از گذشت چند زمانی به بهبودهای اساسی دست پیدا کنیم.
      دوستی می گفت که اسلام در ایران است و مسلمانی در کشورهای دیگر. ای کاش هم اسلام اینجا باشد و هم مسلمانی!

      ارادتمند
      محسن نصیری

  6. سلام
    ببخشید نکته طنز تلخ این مطلب کجا بود؟

    Best Regards,
    J.Saraei

    • با سلام

      طنزش این هست که وقتی افراد این حکایت را می آورند، حرارت جوک تعریف کردن را دارند و در نهایت هم می خندند! اما این خنده نیست بلکه از گریه هم بدتر است و می توان از فلسفه «طنز» برای توصیف آن بهره برد.

      با احترام

  7. درد مشترک تمام جوامعی که در آن اخلاقگرایی – moralism- بسیار است و اخلاق – moral – اندک!

  8. با سلام و عرض تشکر از منتقد محترم
    به نظر می رسد علت اصلی مسائل و مشکلا ت مورد اشاره ناشی از غفلت از یکی از مبانی اصلی اعتقادی ما نشات می گیرد یعنی ترک امر به معروف و نهی از منکر ؛علتهای دیگری مزید بر این امر به وضوح قابل درک است که به طور نمونه می توان به تفکر کلیشه ای ازقضاوتهای ما اشاره نمود .هر گروهی تخلفات را به دیگری منصوب می کند و گروه خود را منزه می داند اما مشکل فراتر از اینهاست؛ ما برای تحقق جامعه سالم و عاری از مشکلات مورد اشاره نیاز به برخورد قاطعانه با خلافکاران و پرهیز از جانبداری کلیشه ای از افراد یا جریانات خاص هستیم.به امید روزی که به خود آئیم و برای تنزیه دیگران مرتکب گناه کبیره تهمت واتهام به دیگران نشویم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.