خانه » اخبار مدیریت » معرفی کتاب » مدیریت جهادی برای ارتقای تولید و اشتغال

مدیریت جهادی برای ارتقای تولید و اشتغال

۴۰۴ نکته در مدیریت جهادی برای ارتقای تولید و اشتغال

چه قدر لطیف و حساس ولی مهم است هدف! هدف فقط آن تصویر ایده آل برای انتهای مسیر نیست. هدف را باید لحظه به لحظه همراه داشت و مثل گلی حساس از آن مراقبت کرد تا مبادا حرکتی خلاف رویه ی آن صورت گیرد. البته این دیدگاهی است که در اهداف الهی لحاظ می شود و زیباترین دیدگاه نیز همین است. رویکردهایی که هدف را تنها نقطه پایانی می دانند که باید به هر قیمتی به آن رسید ارزش بررسی ندارند. چه قالیچه ی زیبایی است آن کاری که گره به گره آن مطابق نقشه ای زیبا و الهی بافته شده باشد. هدف و نیت جزء عمل و بلکه روح عمل است. به کار بردن واژه هایی بسیار دقیق و تعریف شده در باب هدف، رسالت این کتاب نیست بنابراین از به کار بردن واژه های مترادف با هدف مثل: نیت، آرمان، انگیزه و … ابایی ندارد. مهم این است که نگارنده و خواننده در درون خود آگاهند که این واژه ها اشاره به آن حقیقتی دارد که عمل به خاطر آن و همراه آن انجام می شود. بدیهی است مهم ترین بخشی که افراد به خاطر آن متعهدانه کار می کنند هدف آنها از انجام کار است.

مدیریت جهادی

۱) هدف، روحی است که در کالبد اعمال دمیده می شود و به بدنه ی بی جان هر عملی جان می بخشد. عرصه های ایستادگی مجاهدان تا پای جان، صحنه ای شکوهمند است که بیننده را در عین این که در احساسی عمیق از ستایش و تواضع فرو می برد؛ به این فکر می اندازد که چه چیز تا این حد قوی است که انسان را به مرحله ای می رساند که به خاطرش از جان شیرین بگذرد یا تا این حد شجاع و جسور شود؟ بدون یک آرمان قوی و قدرتمند، مسیر، مقصد و تعهد به آن معنا نخواهد داشت. اگر کارتان را مجاهدت حساب می کنید باید آرمان سازمان را بلند، حساب شده، جاودان و اصولی انتخاب کنید و آن را به طرق مختلف به کارکنان هم منتقل کنید. اگر مدیر به کار و به آرمان کاری اعتقاد راسخی نداشته باشد نمی توان از کارکنان انتظار چندانی داشت.

۲) شاید قدرتمندترین ابزار برای تعهد و پایبندی به چیزی، آرمان و انگیزه باشد. کسی که آرمانی بلند و درونی شده دارد با نابسامانی ها راحت تر کنار می آید و بر آنها به تناسب قوت آرمانش غلبه می کند.

۳) اهداف طراحی شده پسازمانی باید شامل کوتاه مدت و دست یافتنی، بلند مدت و کمتر دست یافتنی، وایضا اهداف آرمانی باشد.

۴) گرچه آرمان و غایت سازمان باید بلند و اصولی باشد اما مجبور نیستید آن را با الفاظ کلی و مبهم و نامفهوم تعریف و بیان کنید. گاهی گمان می شود که باید اهداف را با الفاظ عجیب و غریب و خاص و پیچیده بیان کرد تا بلند و ارزشمند حساب شوند؛ در صورتی کهاصلا چنین چیزی لازم نیست! همان طور که وقتی از رزمندگان نوجوان دفاع مقدس سوال می شد چرا به جبهه آمده اند اغلب یک جواب ساده ولی عمیق داشتند: “به خاطر دفاع از اسلام و کشور!”عمل پولادین ورای واژه هاست که به آنها ارزش می دهد، نه لفاظی ها و آرایش های زبانی می توان ساده ولی عمیق یا کم عمق و پرطمطراق بود، و هدف و آرمان چیزی است که به نوع اول تعلق دارد، و بهتر است با همین نوع الفاظ هم تبیین شود.

۵) خود محوری به جای خدا محوری. هر کجا محور به جای خدا چیز دیگری باشد روح آن امر آسیب خواهد دید. در برخی سازما های خصوصا اقتصادی، منفعت محوری یا مشتری محوری مبنا قرار گرفته است. این با فرهنگ ما سازگار نیست و از طرفی هدفی سخیف و کوتاه است. گاهی ممکن است افراد برای رسیدن به چنین هدف هایی اخلاقی و انسانیت را هم زیر پا بگذارند. این در درگاه الهی پذیرفتنی نیست.

۶)از هر فرصتی برای یادآوری آرمان بلند سازمان، به بیان های مختلف بهره ببرید. بسیاری از مواقع، انسان به تذکر و یادآوری و انگیزه دهی نیاز دارد نه آموزش آموزش ها که داده می شوند و مطالب که تفهیم می شود، حال باید به بیان های مختلف و به مناسبت های متفاوت آن را یادآوری کرد. یک آرمان خوب و زیبا اگر مکرر یادآوری نشود، زیر غبار فراموشی از درخشندگی می افتد و از کارایی آن کاسته می شود. شاید یکی از دلایلی که اسلام و سایر ادیان توحیدی تا این حد به بزرگداشت مناسبت ها و تعظیم شعائر اهمیت داده اند را بتوان همین مطلب دانست. فراموشی آرمان، گناه کمی نیست؛ وقتی روح کار همان آرمان آن است

۷) نگاهی دقیق به درون خود و ایضا به کار بیاندازید. چه طور خود و کار و کارکنان را در راستای کسب رضایت الهی همزمان با پیشرفت صحیح اقتصادی می توان تغییر و ارتقا داد؟ شاید در برخی مکاتب جمع کردن این دو با هم سخت باشد. یعنی اغلب گمان می شود که دین داری با تلاش اقتصادی در تضاد است؛ اما در اسلام که این مباحث همه تحت لوای رضایت الهی تبیین شده و رنگ ارزشی به آن زده شده است؛ جمع میان تلاش دینی و تلاش اقتصادی وقتی هر دو برای رضای خدا باشند، راحت و زیباست! و اگر برای خدا نباشد هر دو بی ارزش است.

۸) هدفمندی به حرکات انسان سمت و سو و معنا می دهد. این که افراد بدانند در شغل خود واقعا به دنبال چه چیزی هستند برای اینکه با لذت و بدون خستگی و اهمال، کار کنند بسیار کمک کننده است. هر چه هدف بلندمرتبه تر و متعالی تر باشد کار مقدس تر و شکوهمندتر می شود. حال فرض کنید که هدف جلب رضایت بلندمرتبه ترین مقام تمام هستی باشدا شغل در این صورت به عبادتی زیبا و شکوهمند تبدیل می شود. ۹) برای هدایت جریان آب به سمتی دیگر اغلب بستر و کانال آن را باید تغییر داد. از راههای فانی که نتایجی سطحی دارند کمتر استفاده کنید و به نتایج باقی بیندیشید و بسترها را عوض کنید.

۱۰) وقتی هدفهای کوتاه مدت و هدف های بلند مدت و آرمان شما در یک مسیر قرار می گیرند قدرت کاری شما مضاعف می شود؛ چرا که فلسفه ی زندگی و آرزوهای شما هم راستا شده اند. تلاش کنید برای کارکنان چنین شرایطی را ترسیم و فراهم کنید. این حال با حال کسی که اهداف کوتاه مدتش در جهتی خلاف آرمان هایش است تفاوت فراوانی دارد. چنین فردی هم در مسیر مردد است و هم با قوت فرد اول نمی تواند گام بردارد. وقتی خدا و خرما در دو جهت مخالف قرار می گیرند؛ قضیه برای کسی که هر دو را می خواهد خیلی نفس گیر می شود.

۱۱) دانستن این نکته که کارگر یا کارمند حدود سی سال از مفیدترین سال های عمر خود را در ارتباط با سازمان یا محل کار طی می کند، انگیزش کافی برای انجام تلاش برای افزایش غنای محیط کاری را به

کارفرمایان و حتی خود کارکنان می دهد. بهتر استگاهی بروشورهایی برای آگاهی از این مضامین در بین افراد در محل کار توزیع شود و یا مسابقاتی برای ایده پردازی برگزار شود و به بهترین ایده های خلاقانه برای پرثمرتر کردن، خداپسندانه تر کردن، لذت بخش تر کردن محل کار و وجدانی تر کار کردن جایزه داده شود. سی سال عمر کمی نیست. می تواند جزء زمان های عبادت نوشته شود و یا جزء زمانهای غفلت کمک کنید با تصحیح اهداف و نیت ها ساعات کاری از ساعات نورانی عمر افراد باشد.

۱۲) مدیر باید آرمان هایش را با افراد در میان گذارد و کارکنان سازمان خود را به چشم همکارانی بنگرد که برای تامین اهداف سازمانی به همکاری تک تک آنها نیاز دارد.

۱۳) شعار، لوگو، آرم و حتی دعاها و اشعار ارزشی دسته جمعی می تواند برای سازمان شما هم مفید باشد. حتی الامکان از آنها بهره ببرید.

۱۴) اینکه سابقا ذکر شد که هدف در کار باعث افزایش بهره وری و نشاط است با این نکات تکمیل می گردد که: اولا اهداف باید به خوبی تبیین شوند و مورد قبول کارکنان قرار گیرند؛ ثانیا بازخوردهای مناسب در زمان مناسب در راستای جایابی نسبت به دستیابی به اهداف به طور منظم ارائه گردد؛ ثالثا اهداف، چالش برانگیز و انگیزه دهنده باشند و برای افراد خاص و پرتوان تر نیز اهداف ویژه پیشنهاد گردد.

۱۵) با نصب روایات و جملات زیبا و داستان هایی از سیره ی بزرگان و شهدای جنگ تحمیلی، در راستای دقتی که برای کسب رزق حلال، بدون شبهه و کاملا طیب داشته اند؛ به کارکنان الگو ارائه دهید؛ و آنها را برای وجدانی تر کار کردن و حتی احسان کاری ترغیب کنید.

.

.

.

۴۰۴) انقلابی باشید . منظم و حساب شده ولی پر شور و پر سرعت و مداوم حرکت کنید . برای اسلام عزیز و بالندگی ایران ، آهسته نمیشود کار کرد . بهانه گیر نباشید . خسته نشوید و اگر از در بیرونتان کردند از پنجره وارد شوید . قلبتان برای کار اللهی بتپد و آن وقت چه سازمانی خواخید داشت ! سازمانی انقلابی با تعدادی مجاهد نستوه و خستگی ناپذیر و مخلص …

سفارش اینترنتی

 

کتاب ۴۰۴ نکته در مدیریت .جهادی برای ارتقای تولید و اشتغال

مدیران ایران

 

همچنین ببینید

رهبری در عصر اطلاعات

رهبری در عصر اطلاعات در طی شصت سال گذشته تغییر به سزایی در محیط کاری …

یک نظر

  1. مدیریت جهادی واقعا لازمه برای امروز ایران. اگر مدیران همت داشته باشن با کار زیاد میشه کشور را آباد کرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.