منوهای نصب در پنل مدیریت

زنجیره ارزش در قرن ۲۱

زنجیره ارزش در قرن ۲۱

امروزه اساس کسب و کارها بسیار متفاوت تر از آن چیزی است که پیش از این بود. زمان در حال تغییر است و بسیاری از عوامل پیرامونی و محیطی با هم پیوند خورده اند تا تجهیزات و ابزارهای موفقیت کسب و کارها را شکل دهند. در حالی که قوانین عرضه و تقاضا ثابت باقی مانده اند، ویژگیها و مشخصات عرضه و تقاضا دائما در حال دگرگونی اند.

رویدادها و حوادث مشخص، بیشتر ابزارهای مورد نیاز را برای موفقیت فعالیت تجاری شکل می دهند. برای مثال، انقلاب صنعتی و جنگهای جهانی اول و دوم، به طور مصیبت باری، مشخصات عرضه و تقاضا را دگرگون کرد. بیشتر تغییراتی که امروزه موفقیت کسب و کارها را تحت تأثیر قرار می دهند، بسیار ظریف و جزئی هستند، اما در عین حال کم اهمیت نیستند.

لازمه ی موفقیت سازمانها شامل تغییرات پرشتاب برای کسب و کارهایی است که پیش از این تحت فشار بوده اند و نیز تغییرات نسبتا آرام برای سازمانهایی که پیش از این، این تغییرات را لمس کرده اند و می دانند که آنها چه هستند و چگونه بر سازمانشان تأثیر می گذارند. این یک تسلسل و توالی از چیزی است که برای برخی از کسب و کارها تهدیدی دهشتناک، و برای برخی دیگر فرصتی مغتنم برای به ظهور رساندن بینش آنها است که در پرتو آن سهم بیشتری از بازار را از آن خود خواهند کرد.

یک روش ساده و در عین حال بسیار مؤثر برای مدیریت کسب و کارها در قرن بیست و یکم، آخرین آموزه های پیتر دراکر ، پدر مدیریت نوین ، است که با عنوان مدیریت هدف گرا” (مدیریت به وسیله ی اهداف)، مطرح شد. این اصل قدرتمند، به مدت بیش از ۵۰ سال، از زمانی که وی آن را در سال ۱۹۵۴ ارائه کرد، بخوبی در برقراری ارتباط در زمان مناسب بین بازارهای واقعی و اقتصاد، به کسب و کارها خدمت کرد.

در قرن بیست و یکم، به هر حال، روابط کاملا رقابتی جهانی، چشم انداز و گستره ی کسب و کارها را تغییر داده است و اکنون هنگامه ی مدیریت انتظارات فرا رسیده است. اکنون باید هسته ی اصلی کسب و کارها را در بر گیرد.

مدیریت انتظارات مشتریان روش و راهکاری برای شناختن و سامان دادن به خواسته های مشتریان است که به محض آنکه از سوی سازمانها به اجرا در آمد، باید انتظارات مشتریان بدون استثنا برآورده شود. مدیریت انتظارات مشتریان، کلید دستیابی به مزیت رقابتی در قرن بیست و یکم به شمار می آید.

مروری سریع بر هدفها و اصول اقتصادی، به جایگذاری درست و انجام بهتر فعالیتها از طریق دستیابی به نگرشی صحیح کمک خواهد کرد. عرضه و تقاضا، شالوده ی اقتصادند؛ تقاضای اقتصادی، با قدرت خرید، گوناگونی تولیدات، محصولات، یا خدمات برگرفته شده از قیمت و ارزش ادراک شده از سوی مشتریان شکل می گیرد (رفتار مشتری).

از جنبه ی خرید در مدل اقتصادی، مشتریان تابع محدودیتهای قدرت خرید شخصی هستند. مشتریان در جستجوی راه هایی هستند که بتوانند پولهایشان را به بهترین روشی که نیازهای آنها را برآورده می کند، خرج کنند. قدرت خرید آنها، تقاضاهایشان را محدود می سازد و خواسته ها ونیازهایشان، گوناگونی تقاضای خدمت و کالا را به همراه می آورد.

این مطلب رو هم از دست ندید:
  سرمایه‌گذاری خطرپذیر (Venture Capital) چیست؟

از جنبه ی فروش، مدل کسب و کارهای باثبات در جستجوی به دست آوردن و جذب مشتریان جدید از طریق تبلیغات و بازاریابی است، در حالی که آنها به طور مستمر، مشتریان خود را به طریق فرسایشی از دست می دهند. برخی از این فرسایشها همیشه در خلال تغییرات نیازهای شخصی به وجود می آیند و فقط زمانی که برای بهترین مشتریان هموار شوند، آنها را یک عمر به مشتریان وفادار تبدیل خواهند کرد.

هزینه های تولید و خدمات، عموما از طریق سود حاصل از فروش جبران می شوند که به طور کلی از آن به عنوان حاشیه ی سود یاد می شود. همه ی کسب و کارها در تولید کالاها و محصولاتشان و یا عرضه ی خدمات، دارای هزینه های عملیاتی هستند و از این رو، هنگام فروش و یا عرضه، مبلغی را برای آنها در نظر می گیرند که بیشتر از هزینه های انجام شده باشد تا به سود دست یابند.

گاه برخی از کسب و کارها از طریق نوآوری و ابتکار در تولید کالاهای جدید و یا عرضه ی خدمات نو، گزینه هایی با ارزش جدید را پیش روی مشتریان خود قرار می دهند و از این طریق قسمتهایی از تقاضا را به سمت محصولات و خدمات دیگر سوق می دهند – از این رو، این احتمال وجود دارد که با ورود یک کالا یا خدمت جدید، کالا یا خدمت دیگری از سبد خرید مشتریان خارج شود.

اینها اصول اولیه ی اقتصاد است که چگونگی سود آوری کسب و کارها را شکل می دهد. به هر رو، عوامل محیطی ممکن است مدلهای موفق کسب و کار را تحت تأثیر قرار دهند.

در حالی که اصول اساسی اقتصاد ثابت باقی می ماند، تغییرات بازار می توانند ابزارها و تجهیزات مورد نیاز برای موفقیت کسب و کارها را خارج از کنترل و اراده ی صاحبان آنها کاملا دگرگون کنند. قدرت و نفوذ تغییرات بازار، قدرتمندتر از هر چیزی است. مهم آن است که ما بتوانیم در عین وجود ابهام در بسیاری از وجوه بازار، از آن به نفع خودمان بهره گیریم.

تأثیر محیطی تا چه میزان بزرگ است؟ تا همین اواخر، یکی از مهمترین بخشهایی که کسب و کارها انجام می دادند، عرضه ی خدمات برای مشتری بود. پیش از پمپ بنزینهای سلف سرویس، زنجیره های تخفیف، و فروشگاههای اینترنتی، کسب و کارها مجبور بودند به مشتریان خدمت بدهند و در غیر این صورت، باید انتظار بازگشت ولی نعمتان خود را از سر بیرون می کردند.

روابط و ارتباطات با مشتریان ، اهمیتی حیاتی داشتند؛ زیرا بیشتر کسب و کارها فقط می توانستند به تعداد معدودی مشتری دسترسی داشته باشند. دسترسی جغرافیایی، یکی از مهمترین مسائل اولیه ی کسب و کارها در رویارویی با بازارهای قابل نفوذ بود.

در خلال این دوران، قیمت یکی از کم اثر ترین و کم اهمیت ترین عوامل رقابتی برای بسیاری از مشاغل و کسب و کارها به شمار می آمد. رقابت بسیار اندک، و در حد مناطق جغرافیایی کوچک محدود شده بود. در عینحال، کاتالوگها و بروشورهای پستی، تنها وسیله ی موجود برای گسترش قلمرو کسب و کار – بجز ساختن فروشگاههای جدید – به شمار می آمد. از سویی، تنوع تولید کالاها از طریق نام و نشان تجاری بی توجه به قیمت بسیاری از خصوصیات پایه ای خریدهای رقابتی را ایجاد می کرد.

این مطلب رو هم از دست ندید:
  چطور به مشتری " نه " بگوییم؟

حجم کالاهایی که فروخته می شد نیز تنها کسری از آنچه بود که اکنون فروخته می شود. کسب و کارها و فروشگاهها، کوچکتر بودند و هر فروشی حائز اهمیت بود. مشتری، حکم پادشاه را داشت و موفقیت، در خدمت دهی به مشتریان نهفته بود. هر کسب و کاری که برای مشتریان خود خدمات بهتری عرضه می کرد، جاوه ی بهتر و آشکار تری داشت. از سال ۱۹۸۰ میلادی، بسیاری از چیزها دگرگون شد. زنجیره های تخفیف و فروشگاههای خرده فروشی به شکلی باورنکردنی، نفوذ خود را در کسب و کارها گسترش دادند.

میزان و مقدار فروش در حال افزایش بود و خریدهای رقابتی در حال تغییر مسیر به سمت و سوی قیمت بودند. در فروشگاه های بزرگتر، نامهای تجاری شانه به شانه ی یکدیگر یافت می شدند؛ تنوع محصولات در حال کاسته شدن بود و خدمات مشتریان یک هزینه ی افزودهی فاقد ارزش به حساب می آمد.

قیمت در شرف تبدیل شدن به مهمترین عامل تعیین کننده قرار داشت و بر ملزومات و تجهیزات انجام کسب و کارها تأثیر گذار بود. خدمات مشتریان کمتر و محدودتر شد و کسب و کارهای تجاری فاقد هدفگذاری صحیح، همچون حشرات در حال سقوط، رو به ورشکستگی نهادند.

در این برهه ی زمانی بود که پروفسور مایکل پورترا، استاد دانشگاه هاروارد، تحلیل معروف و شناخته شده ی زنجیره ی ارزش را بنیان نهاد.

در تحلیل زنجیره ارزش پورتر، ایجاد ارزش بر دو ویژگی استوار است: کسب و کارها چه چیزهایی را قبل از اینکه ورودی هایشان به خروجی تبدیل شوند، به آنها می افزایند (افزودن ارزش)، و کارآیی سازمان که هزینه ی عملیاتها را تعیین می کند. در زنجیره ی ارزش پورتر، حاشیه ی سود متغیری است که توانایی سودآوری را معین می سازد و با اجرا کنترل می شود؛ بدین رو اجرا، به هدف استراتژیک کسب و کار تبدیل می شود.

 

مدیران ایران – زنجیره ارزش

 

در این محصول آموزشی، با دو بیان مختلف از دو استاد بین المللی و ایرانی ، دیو کرانشاو نویسنده آمریکایی و سخنران عمومی، از موسسه آموزشی لیندا و همینطور ندا مفاخری ، هم بنیانگذار مدیران ایران و باشگاه مدیران ایران، نکاتی فوق العاده و تاثیر گذار را برای شبکه سازی حرفه ای با شما در میان خواهند گذاشت.

جزییات محصول

۰ پاسخ به "زنجیره ارزش در قرن ۲۱"

ارسال یک پیغام

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

© کلیه حقوق برای «مدیران ایران» محفوظ است.
X