خانه » نکته های طلایی مدیریت

نکته های طلایی مدیریت

نکته های طلایی مدیریت
نکته های طلایی مدیریت

نکته های طلایی مدیریت

  • صدها نکته کوتاه و کاملا کاربردی مدیریتی
  • در قالب بیش از صد فیلم کوتاه
  • با دوبله فارسی توسط مدیران ایران

در هر فیلم ۲-۳ دقیقه ای، چند نکته مهم، گزیده و واقعاً کاربردی گفته می شود که می تواند آموزنده و راهگشای کار مدیران و رهبران سازمان ها باشد.

این محصول توسط کمپانی معظم «لیندا» تولید، و توسط مجموعه «مدیران ایران» به فارسی دوبله شده است.

نگاه تولید کنندگان این مجموعه آن بوده که بتوانند در کمترین زمان، کاربردی ترین نکات که در فضای کسب و کار، مفید هستند را به مخاطبان منتقل کنند.

مدیریت پر است از تکنیک و نکته؛ و ما در نکته های طلایی مدیریت می خواهیم اصول، تکنیک ها و نکته های مهمی را در خصوص مدیریت، با شما در میان بگذاریم.

این  نکته های طلایی مدیریت ، می توانند به پیشرفت شما در کسب و کارتان کمک کنند.

 

۱- کار کردن با رییس های سختگیر

خوب یا بد، ما همیشه با افرادی کار میکنیم که شاید الزاماً دوسشون نداشته باشیم. بعضی وقت ها این افراد، رییس شما هستند. انواع مختلفی از رییس های سختگیر هست.

۲-چطور در مقابل دیگران، با بی احترامی رئیس برخورد کنیم؟

خب، فرض کنین که شما عضو تیمی از مشاورین هستین. شما توی ارزیابی های دوره ای موفق شدین امتیاز خوبی کسب کنین و ارتباط خوبی با سرپرست مستقیم خودتون برقرار کردین. متاسفانه نتیجه ی کار گروهی تیم شما منجر به از دست دادن یه مشتری مهم شده. تمام شرکت از این موضوع خبر داره و چشمهای زیادی هستن که به تیم شما خیره شدن.
۳-جریان گریز موفق
بعضیا هستن که مادرزادی جریان گریز بدنیا اومدن. انگار که نیرویی روحانی در ضمیرشون وجود داشته باشه که باعث بشه اونا همه چیز رو نسبت به بقیه متفاوت ببینن. وقتی سر کار به اطرافشون نگاه میکنن، فرصتهای نهفته ی زیادی رو میبینن که هنوز اجرایی نشدن.

۴- چطور کارتان را با موفقیت ترک کنید

یه چیز جالب میخوام بگم. کلی اطلاعات در مورد این هست که چطور یه شغل پیدا کنید و در ماههای اول توی اون شغل موفق بشید. در مقابل چیز زیادی درباره اینکه چطور از کارمون بیایم بیرون وجود نداره.

 

۵-شناخت زمان مخالفت کردن مثبت

بعضی وقتها میشنوید که مردم میگن ناسازگاری همیشه هم بد نیست. درسته، بعضی از انواع ناسازگاری برای تیمها مفیدن.

۶-اتیکت اداری

هرکسی، مخصوصاً متخصص های جدید و جوون، از این سود میبره که هر چند وقت یه بار به این فکر کنه که از نظر اتیکت اداری، عملکردش چطوره.

۷-شناخت انواع شخصیت در کار

فکر میکنم همه مون همنظریم که اگه ما یه کم شناخت فردی داشته باشیم و حساسیتهامون یه کم کمتر باشه، تیم هامون میتونن موثرتر عمل کنن. یکی از کلیدهای رسیدن به این موفقیت، اینه که شخصیت خودتون و افراد تیمتون رو بشناسید.
۸-اتیکت در تماس های تلفنی
تلفن یه وسیله کاربردی ِ فوق العاده است و استفاده ازش هم خیلی آسونه ولی باور کنید یا نه، مردم همیشه درست ازش استفاده نمیکنن. چون ما سرمون شلوغه و روی کارهامون تمرکز کردیم، جوری از تلفن استفاده میکنیم که برای خودمون مفیده ولی الزاماً برای دیگران اینطور نیست.

۹-استفاده از سیاست و نیروی مثبت

سیاست بخشی از کار است . معمولا با زخم زبان همراه است. سیاست می تواند بد یا خوب باشد. طوری رفتار کنید که سازنده باشد و از قدرت سیاسی خود مادامیکه به کلیشه های منفی کمک نکرده, استفاده کنید . من نمی خواهم رفتار بد سیاسی را توجیه کنم اما این رفتارها در جای خود قدری قابل درک است.

۱۰- ایجاد مناظره مورد نیاز

همه ما می دانیم که بسیاری اوقات در کار، مکالمات مشکل، ضروری است . همچنین همه ما می دانیم که مردان و زنان خوب درگیر شدن در اینگونه مذاکرات را نمی پسندند . این امر در برخی سطوح قابل درک است . انسانهای امروزی از لحاظ اجتماعی برای درگیرشدن در مبارزه یا ناراحتی در شرایط عصبی برنامه ریزی نشده اند.

۱۱-پس شما می خواهید یک رهبر باشید

من از خیلی از متخصص های جوون شنیدم که میخوان رشد کنن و به سطوح رهبری برن. بیشتر اونا اینو میخوان ولی متاسفانه اونا ایده ای برای این خواسته شون ندارن. رهبر شدن یه مثال کلاسیک از چیزاییه که تا وقتی شانس انجامش رو پیدا نکنین، درکش نمی کنین.

۱۲-پیش بینی چالش ها

چی میشه اگه بهتون بگم که میشه تعداد سردردهاتون در محل کار رو به میزان قابل توجهی کم کرد ؟ با گفتن سردرد، من به وقتهایی که شما با چالشهای سخت و غیرمنتظره ای مواجه میشین، و باید بتونین ازشون با موفقیت رد بشین، اشاره کردم.

۱۳- استقبال از ارزیابی شخصی

برای بهبود زندگی، چه در مورد سلامتی ، شغل یا هر بخش دیگه، باید انتخاب کنید. باید برای شرایط فعلی خودتون تصمیم بگیرید تا برنامه‎ای رو پیاده کنید که بتونید به نسخه تازه‎ای از خودتون تبدیل بشید. منظورمو اشتباه متوجه نشید، لحظه‎هایی که از خودتون احساس رضایت دارید،

۱۴- هنرخوشحالی به تأخیرافتاده

به نظر می‎رسه جامعه‎ای رو توسعه دادیم که به خوشحالی به تأخیرافتاده خیلی عادت کرده. همه‎اش بد نیست، اما شرایطی رو به وجود میاره که شادی به تأخیرافتاده رو درک نکنیم. این واقعاً مهارت بسیار مهم شغلی و زندگیه.

۱۵- بهره‎وری تجدید نظر

وقت اون رسیده که نوع نگاه متخصص ها نسبت به بهره وری تغییر کنه. در بیشتر موارد، رهبران درباره واحدهای کاری بلندمدت، ساده‎انگارانه و موشکافانه فکر می‎کنن. ممکنه درست باشه، اما در بیشتر موارد، می‎تونه بهره‎ور نباشه. در واقع، بعضیا تصور می کنن که اندازه‎گیری بهره‎وری به سادگی امکان پذیره.

۱۶-شناخت معمولی ها و استثناء ها

یادگرفتن تکنیکهای جدید مدیریت اینطوریه که اول شما باید ایده اصلی رو متوجه بشین، بعد ابزار یا تکنیک رو بشناسین و بعدش باید یاد بگیرین که چطور ازش استفاده کنین. و این شامل فهمیدن تفاوت معمولی ها و استثناءها میشه.

۱۷-رشد دادن شخصیت مدیریت

به این فکر کنید که شاید یه روز مدیر باشید. این به این معنی است که شما باید یک ارتباط دهنده فوق العاده باشید به علاوه شما باید منش یک مدیر را نیز داشته باشید.

۱۸-کسب احترام

خیلی از مردم فکر میکنن که معروف شدن، یه هدف بزرگ و حرفه ایه. ولی من اینجام که بگم در این مورد مبالغه شده. شهرت زودگذره، میاد و میره. بعضی وقتها، مردم تصمیمات شما رو دوست دارن و بعضی وقتها هم نه. اما چرا ؟ مشهور شدن هدف شما نیست. هدف شما اینه که بهترین تصمیمی رو که میتونین، بگیرین.

۱۹-ایجاد اتفاق نظر

بذارین یه راست بریم سر اصل مطلب. اتفاق نظر به این معنی نیست که همه کاملاً موافق باشن. این امر محاله. و برای افراد متخصص و پرمشغله مثل شما، معمولاً هیچوقت دست یافتنی نیست. چیزی که میشه بهش رسید، فکر کردن به نظر مشترک به عنوان یک تفاهمِ معنی داره.

۲۰-گفتن برای شنیده شدن

تا حالا شنیدید کسی بگه این چیزی نیست که داری میگی، ولی مگه چه طور اونو گفتی؟ اول از همه، چیزی که می‎گید مهه. اما بخش دیگه هم تأثیر خیلی زیادی داره، این که چه طور حرف می‎زنید. بنابراین، تنها واژه‎ها نیستن که حرف می‎زنن، حرف می‎زنید تا حرفاتون رو بشنون.

۲۱-ایجاد پذیرش سازمانی

پذیرش سازمانی، حتی وقتی که اسمش پذیرش سازمانی نباشه، توی هر سازمانی وجود داره. بعضی وقتها آدمها بهش اجتماعی شدن میگن، بعضی وقتها هم پذیرش سازمانی. در هر صورت، منظور روشهاییه که پرسنل جدید بتونن دانشها و مهارتهای لازم برای اینکه توی سازمان اثرگذار باشن رو کسب کنن.

۲۲-فشار آوردن به محدودیت ها

بیاین روراست باشیم. عملی کردن پتانسیلهاتون، اینطوری نیست که هدف بذارین و بعدش بهش برسید. این کار با گذاشتن هدفهای چالشی رو به رشد، امکان پذیره.
۲۳-شناخت نقاط قوت و ضعف
رسیدن به توسعه فردی، با شناخت از خود شروع میشه. با بررسی بازتاب و فیدبک رفتارها، تا حدی میشه به شناخت فردی دست پیدا کرد.

۲۴-مدلهای ارزیابی شایستگی-مدیران ایران

مدل کردن شایستگی، یه فرایند برای تعیین یه سری مهارتهای مشخصه که افراد موفق و با کارایی بالا اون مهارت ها رو دارن.

۲۵-بررسی دوراهی های اخلاقی رایج-مدیران ایران

این نقل قول جالب رو توی ذهنتون بسپرین: اخلاقیات اون چیزهایی نیستن که رئیستون دستور به انجامش میده. این جمله به شکل بامزه ای داره میگه که اولین و آخرین نفری که مسئول جهت گیری اخلاقی شماست، خود شما هستین. لازمه که پایه ی اخلاقی خودتون رو پرورش بدین و چشماتون رو باز نگه دارین.

۲۶-حداکثر کردن توانایی فردی-مدیران ایران

میدونین چه کسایی برای من الگو هستن؟ آدمهایی که توانایی شون رو به حداکثر میرسونن. تحقیقات نشون میده که یه درصد کم و متمایزی از آدما هستن که خودشونو ملزم می دونن که در حد توانشون به بهترین حالت ممکن برسن. شما چطور؟ ببینیم این آدمهای واقعاً موفق که می تونن توانایی هاشونو به حداکثر برسونن چطور آدمایی هستن.

۲۷-قدرت حقیقی تفاوت

بحث در مورد تفاوت سوژه ی محبوبیه. بنظرم تفاوت یکی از جذابترین، امیدوارانه ترین و سختترین مسائلی هست که امروزه توی دوره حیات شرکت باهاش مواجه هستیم.

۲۸-فکر کردن به استخدام با روش جدید-مدیران ایران

چیزهای کمی هستن که به اندازه ی استخدام نیروهای جدید اهمیت و ارزش داشته باشن. استخدام نشون دهنده ی شانس کمک کردن به یه آدم جدید، ارتقا دادن تیم و رشد کردن سازمانه. ، اما ما اینکار رو چندان خوب بلد نیستیم و بطور یقین وقت کافی برای آموزش دادن افراد نمیذاریم تا بتونن بعداً مدیرهای استخدامی خوبی باشن.

۲۹-فروختن ایده های شما

شنیدین که میگن ما هیچوقت دست به فروش نمیزنیم؟ یه طوری رفتار میکنن که انگار فروش یه کار متقلبانه ست و بعد براتون مثال از فروشنده های ماشین میارن. این مسئله واقعا مایه تاسفه، چون فروختن یکی از اساسی ترین مهارتهای زندگی هر آدمیه.

۳۰-رهبری با ایده ها بجای اعداد

حقیقت اینه که اکثر تغییرات برنامه ریزی شده با شکست مواجه میشن. منظورم از شکست اینه که پروژه به اون سرعتی که برنامه ریزی شده انجام نمیشه، یا هزینه ی زیادی میبره یا موفق نمیشه سودی که قرار بوده رو برگردونه. ولی معمولا مقصر اصلی تصمیم ضعیف در مورد بخشهای اصلی پروژه نیست.

۳۱-شروع دوباره ی یک پروژه ی متوقف شده

برای همه ما پیش اومده. یه پروژه رو به بهترین شکل شروع میکنی. تیم درست رو انتخاب میکنی، اهداف واضح رو تعریف میکنی، منابع خوب رو برمیداری، برنامه ی مناسب رو میچینی. بعد اتفاقی که نباید بیوفته، میوفته. فرقی نمیکنه که چقدر خوب برنامه ریزی کرده باشی، شما نمیتونی برای همه چیز برنامه داشته باشی.

۳۲-برگزاری بهتر جلسه

همه ما تا حالا گرفتارش شدیم. معمولا هم خیلی دردناکه و جون آدمو میگیره. چیو میگم؟ نه منظورم جلسه نیست، منظورم ضعیف برگزار کردن جلسه ست. فکر کنم همه مون با اصل ماجرا موافق باشیم. ما از جلسات خوشمون نمیاد! پس قاعدتاً به تعداد جلسات کمتر و موثرتر برگزار شدن جلسات نیاز داریم.

۳۳-رهبری سازمان با درون گرایی

به لطف نشریه ها و مجلات کسب و کار و عشق شدیدشون به آدمهای جذاب برون گرا، همه به این باور رسیدن که آدمهای درون گرا نمیتونن تبدیل به رهبرهای خوبی بشن. اما این فکر فاصله ی خیلی زیادی با واقعیت داره! یه لحظه صبر کنین تا هر دوتای اینا رو شفاف تعریف کنیم: آدمهای برون گرا تمایل به خروجی دارن، زیاد حرف میزنن و پر از انرژی هستن.

۳۴-رهبرها، زاده میشوند یا آموزش می بینند

این سئوال از من زیاد پرسیده میشه که آیا رهبرها، رهبر بدنیا اومدن یا باد گرفتن رهبر باشن؟ خیلیها به اشتباه فکر میکنن که یا شما یه سری ویژگی های خاص رو از بدو تولد داری یا نداری. همشون اشتباه میکنن. بذارین واقعیت رو بهتون بگم.

۳۵-مبارزه با بروکراسی

سازمانها موجودات جالبی هستن! وقتی که کوچیکن، باید کارها رو هر طور که میشه انجام بدین. هیچ سیستم مشخص یا راه خاصی برای انجام دادن کارها وجود نداره. وقتی که سازمانها رشد کردن، واضحه که لازم دارن یه کم نظم بیشتر و یه ذره هرج و مرج کمتر داشته باشین.

۳۶-بهترین روش ممکن، همیشه بهترین نیست

ده ها ساله که داریم از “بهترین روش ممکن” حرف میزنیم. بهترین روش ممکن، تکنیک یا روش انجام دادن کاریه که تا امروز بهترین نتیجه رو نسبت به روشهای دیگه از خودش نشون داده و برای همین ازش بعنوان شاخص استفاده میشه. توی کسب و کار، استفاده از این کلمه خیلی باب شده.

۳۷-مدیریت استعداد خلاق

استعداد خلاق جزو اون چیزهای نادریه که باید یه کم بهش توجه ویژه ای بشه. فرقی نمیکنه که در مورد آدمهای خلاق سنتی حرف بزنیم، مثل طراحها و نقاشها، یا هر آدم حرفه ای و خلاق دیگه توی هر کار و تخصصی، در هر صورت باید حواستون به یه چیزایی باشه.

۳۸-مدیریت استعداد فنی

در مورد اهمیت بالای کارکنان فنی برای عملیات در حال اجرا توی اکثر سازمانها، چیزیه که به طور خیلی عجیبی ما متوجهش نیستیم. اونها مهمن! منظورم هر کدوم از پرسنل فنی سطح بالای سازمان، اما بطور ویژه، میخوام در مورد متخصصین IT صحبت کنم.

۳۹-سه فرض خطرناک رهبری-مدیران ایران

هنری وینکلر گفته که پیش فرض ها، موریانه های روابط هستند. من هم کاملاً باهاش هم عقیده ام. پیش فرض ها میانبرهایی هستند که از شناخت ما به وجود میان و ازشون برای سریع تر رسیدن به نتیجه، بجای فکر کردن آگاهانه و با دقت، استفاده می کنیم.