ريشه غير اقتصادى مشكلات اقتصادى چیست ؟ مشکلات اقتصادی آیا می تواند ریشه ای دید؟
ریشه غیر اقتصادى مشکلات اقتصادى چیست ؟ مشکلات اقتصادی آیا می تواند ریشه ای دید؟

ریشه غیر اقتصادى مشکلات اقتصادى

قبلا هم در جاهاى مختلف نوشته ام که راه حل مشکلات اقتصادى تنها اقتصادى نیست . قبلا تحت عنوان موانع شناختى از این موانع نام میبردم . مگر مى شود با شناختى مخدوش اقتصادى شفاف را سر و سامان داد. این عوامل شناختى متعددند. در این یادداشت به یکى از آنها اشاره میکنم .

یکى از جدى ترین عوامل غیر اقتصادى اثر گذار بر اقتصاد “فقدان عاملیت ” است . عاملیت منشاء قدرت یک سیاستمدار ، مدیر و در مجموع یک فرد است . عاملیت از عامل مى آید و وقتى من خودم را عامل و منشاء اثر میدانم ، تمام تلاشم اثر گذارى و انجام کار است . وقتى یک نفر عاملیت دارد برخورد به مشکلات را ، حتى اگر در ناحیه دیگرى شکل گرفته باشد، بخشى از مسئولیت و یا إحساس مسئولیت خود میداند.

بنابراین عاملیت تنها یک جایگاه است . جایگاهى که انسان از آنجا جهان را نگاه میکند و خودش را منشاء اثر میداند. از آن جایگاه فرد میداند که دیگران و عوامل محیطى در عملکرد او اثرگذارند. ولى خودش را منشاء اثر میداند. به قول کریشنا مورتى ، هر گونه ظلمى در جهان شود من خود را در آن ظلم سهیم و در نتیجه مسئول میدانم . طبیعى است که وى تنها از یک جایگاه صحبت میکند. نه از یک کنش و یا مسئولیت . او از منشاء اثر بودن صحبت میکند.

نقطه مقابل عاملیت ، بنابراین ، دلیل تراشى ، توجیه گرى ، إحساس قربانى شدن ، توپ را تو زمین دیگرى انداختن ، انگشت اشاره را به طور دائم به طرف دیگران بردن و …. است . وقتى عاملیت وجود نداشته باشد فرد خود را پشت دلایلى که ارایه میکند پنهان مى کند. در نتیجه در جعبه ابزارش همیشه دلایلى براى توجیه عدم توفیقش دارد. این توجیهات و دلیل تراشى ها موقعى به کار مى آید که ما به نتیجه مورد درخواست خود و دیگران نرسیده ایم و نیاز به دلیل تراشى براى این عدم موفقیت داریم . مشکلات را ناشى از مدیران قبلى دانستن ( جدا از توضیح علمى این پدیده ) ، مشکلات را ناشى از تغییرات محیطى دانستن از ابزارهاى بسیار متداول فرار از عاملیت است .

در شرایط فعلى اقتصاد ایران و مردم از مشکلات عدیده اى رنج مى برند. بیکارى و رکود در بعضى از فعالیتها فراگیر است . مشکلات اجتماعى هم کم نیستند. طبیعى است که براى هر یک از اینها راه حلى وجود دارد. ولى راه حلى جواب میدهد که در درون خودش اقدام باشد.

نمى شود راه حل را یک نفر بگوید و اقدام را کس دیگرى بکند. أصلا عمل درون خود راه حل است . به همین دلیل است که اقتصاد دانى که مشکل اقتصادى دارد ، در اصل اقتصاد را نمیداند. براى حل این مشکلات جدا از راه حل نیاز به عاملیت است . اگر هزاران راه حل علمى وجود داشته باشد ولى عاملیت وجود نداشته باشد ، آن راه حلها راه به جایى نمى برد. متاسفانه هر چه مشکلات بیشتر مى شود نگاه مسئولین و مردم به جاى دیگران به خودشان معطوف مى شود و همین عاملیت را از بین مى برد.

با از بین رفتن عاملیت راه حل پاک مى شود. چون قابل اجرا نیست . اجراى موثر موقعى اثر بخش است که ناشى از تحقق عاملیت در فرد یا سیاستمدار باشد. بدون عاملیت کار تنها در ظاهر انجام مى شود و در حداقلى انجام مى شود که بقاى فرد یا سیاستمدار را تامین کند. تلاش دیگرى انجام نمى شود. در نتیجه عاملیت قدرت یک فرد و قدرت یک سیاستمدار است . با حذف عاملیت فرد کوچک و کوچکتر مى شود و مشکلات اقتصادى بزرگ و بزرگتر مى شود.
همه میدانیم که سیاست هاى خوبى تدوین شده است . ولى نتیجه نداده است . دلیلش این است که عاملیت در سطح پایینى وجود داشته است . همه از کنار گذاشتن تضادها و اختلافها صحبت میکنیم ، بدون اینکه بگوییم که این همه اختلاف و تضاد پشتش ، نبودن عاملیت است .

وقتى عاملیت نباشد فرد لازم است یک کس دیگرى را که به فرض کار نمیکند را مقصر جلوه دهد. بنابراین رفع موقت اختلافها مشکلى از کشور را حل نمیکند. چون این اختلافات بیشترش نتیجه فقدان عاملیت است و با رفع این اختلافها مشکل حل نمیشود. جامعه به بد جایى گیر داده است .

گیر اینجا نیست ، گیر در نبود عاملیت است . چون کسى که عاملیت دارد ، دارد کار میکند. چون کار کردن مستمر نتیجه عاملیت است . کسى که دائم دیگران را محکوم میکند، در استقرار عاملیت مشکل دارد. و اگر کسى صبح تا شب دیگران را مقصر میداند و محکوم میکند أصلا عاملیت ندارد. نگاهى به شرکتهاى موفق نشان میدهد که بخش مهمى از این موفقیت ناشى از استقرار عاملیت در شرکت است .
وقتى مشکلات را از این دیدگاه نگاه کنیم ، میبینیم که مشکل عاملیت در سازمانها و مردم هم هست . چون دولت آنها را علت مشکلات میداند و مردم هم دولت را مقصر میدانند. همه در یک فضاى “بى عاملیتى ” زندگى میکنیم و انرژى زیادى را صرف پیدا کردن مقصر میکنیم . البته این روش براى همه کاربرد دارد. چون با مقصر کردن دیگران خود را پنهان میکنیم و از عامل بودن فرار میکنیم ، چون قدرت نداریم .

عامل بودن نیاز به قدرت دارد، هر چند که خودش قدرت تولید میکند.

بیایید منصفانه دور و بر خود را نگاه کنیم . قبل از آن خودمان را نگاه کنیم . چقدر فضاى عاملیت را در کشور میبینید. لازم نیست تنها به دولت نگاه کنید. در زندگى شخصى مردم ببینید چقدر عاملیت وجود دارد. اگر نگاه شما نشان میدهد که عاملیت در فرهنگ و سیاست ایران به شدت کمرنگ شده است ، میتوانید به سادگى به این نتیجه برسید که راه حل مسایل اقتصادى در ایران تنها اقتصادى نیست . ریشه مشکلات اقتصاد ایران غیر اقتصادى است .

✍🏻 دکتر مرتضى ایمانى راد

همچنین ببینید

شهر و شهرخواری

شهردارى و شهرخواری

چرا هر ایرانى چه در پایتخت و چه در شهرستان و چه در خارج از …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *