آموزش وردپرس

سرمایه اجتماعی: نقدینگی داغ

سرمایه اجتماعی را به عنوان «منافع و دستاوردهای فردی یا جمعی» ناشی از همکاری و تعامل میان افراد و گروهها تعریف میکنند. شاید تعاریف متعدد باشد، اما خلاصه ی عمده تعریف ها در این حوزه، آن است که: «شبکه های اجتماعی، ارزش افزوده ایجاد میکنند». در میان منابع تولید و ارزش آفرینی، علاوه بر ابزارها، تکنولوژی، مدارک تحصیلی و دوره های آموزشی، باید جایگاهی نیز برای «حلقه های ارتباطی» در نظر گرفت.

الکس توکوویل در ۱۸۹۰ در کتاب خود، درباره آمریکا نوشت که: «آنچه میتواند طی دهه های آینده، آمریکا را به قطب قدرتمند و ثروتمند جهان تبدیل کند، سرمایه های زیرزمینی و طلاهای رودخانه ها نیست. اینها چیزهایی است که آفریقاییان بیشتر از آنها بهره مند هستند. آینده آمریکا حاصل سرمایه اجتماعی این کشور خواهد بود ارتباطی که مردم و مدیران کسب و کار با هم دارند و از هر فرصتی برای گرد هم آمدن و بحث کردن در حوزه های سیاست، اقتصاد و علاقه های شخصی استفاده میکنند».

از زمانی که این مطالب گفته شد، حدود ۱۰۰ سال زمان لازم بود تا بانک جهانی، در گزارشها و توضیحات خود، «سرمایه ی اجتماعی» را به عنوان یکی از سرمایه های ملی، فهرست کرده و در رتبه ای بالاتر از سرمایه های فیزیکی قرار دهد.

 

socail capital

امروز در کتابها از سرمایه ی فیزیکی به عنوان «نقدینگی سرد» و از سرمایه اجتماعی به عنوان «نقدینگی داغ» نام برده میشود. «نقدینگی سرد» به این معناست که با استفاده از آن، میتوان سرمایه گذاری انجام داد تا در طول زمان، این سرمایه گذاری به سود تبدیل شود. اما نقدینگی داغ، در هر لحظه که مورد استفاده قرار گیرد، میتواند در همان لحظه به سود و درآمد و موفقیت، منجر شود.

البته مفهوم سرمایه ی اجتماعی، همیشه و توسط همه مورد تأیید نبوده است، نویسندگان و متفکران زیادی این مفهوم را مخالف عدالت در جامعه ارزیابی کرده اند. اما از سویی، دیگران بر این نکته تأکید کرده اند که همچنان که ارتباط عاطفی میان انسانها در یک جامعه، یکسان و یکنواخت نیست و اساساً همین یکسان نبودن است که «پویایی و زنده بودن» جامعه را شکل میدهد، در روابط اقتصادی نیز متمایز بودن برخی ارتباطها، اگر هم «پسندیده» به نظر نرسد، لااقل میتوان گفت: «اجتناب ناپذیر» است. به همین دلیل، هوشمندانه است که مردم، مدیران و دولتمردان، تلاش کنند به جای چشم بستن بر روی سرمایه اجتماعی، در راه هدایت و مدیریت و توسعه متوازن آن تلاش کنند.

شاید مفهوم سرمایه ی اجتماعی مفهوم جدیدی باشد، اما میتوان آن را با مفهوم سازمان غیررسمی نیز مقایسه کرد. از زمانی که سازمان غیررسمی، به عنوان ارتباطهای «فراتر از چارت سازمانی» مطرح شد، مدیران تلاش کردند با ابزارها و تکنیک های مختلف، این سازمانها و یا بهتر بگوییم این «شبکه ها»ی غیر رسمی را، از بین برده و ضعیف کنند. زمان زیادی لازم بود تا دانش مدیریت به این نتیجه برسد که حذف شبکه های غیررسمی نه تنها ممکن نیست، بلکه حتی در صورت امکان پذیر بودن، مفید نخواهد بود. مدیران باید وجود چنین شبکه هایی را به رسمیت بشناسند و از آنها برای تحقق سریعتر اهداف و برنامه های خود استفاده کنند.

کسانی مثل پوتنام، که در توسعه مفهوم سرمایه ی اجتماعی نقش بسزایی داشته اند، پا را از یک مفهوم اقتصادی و مدیریتی فراتر گذاشته اند و حتی به کارکرد آن در سلامتی نیز پرداخته اند. پوتنام اشاره میکند که کسی که سرمایه ی اجتماعی خود را توسعه میدهد و خود را متعلق به یک سازمان – رسمی یا غیررسمی – میداند، احتمال مرگ خود را در یک سال آینده به نصف کاهش میدهد. اگر چه این نوع تعریف به نظر غیرعلمی میرسد یا لااقل امثال پوتنام، توضیحات دقیقی برای اثبات ادعای خود ارائه نمیدهند، اما تأکید آنان، خاطرات زیادی را در ذهن انسان تداعی میکند که گویی «مرگ» نیز، انسانهای تنها و خارج از شبکه های اجتماعی را، زودتر در می یابد!

شاید توصیف «سرمایه ی اجتماعی» چندان دشوار نباشد. همه ی ما کسانی را که ارتباطات گسترده تری دارند، دارای سرمایه ی اجتماعی بیشتری می دانیم. اما واقعیت این است که اندازه گیری و سنجش دقیق این سرمایه، ساده نیست و نظریه های مختلف، ابزارها و سبک های مختلفی را برای اینکار ارائه کرده اند. شاید یکی از تعاریف ساده، که اجرایی کردن آن چندان هم دشوار نباشد، «مقیاس عضویت اجتماعی» است. فرض کنید یک گروه صد نفره از دوستان شما، در کنار یکدیگر نشسته اند. از هر یک از آنها می پرسیم که به چه گروههایی تعلق دارند؟ یا خود را متعلق میدانند؟ پاسخ یکی از حاضران ممکن است به این صورت باشد:

–        صنف تولیدکنندگان و صادرکنندگان پوشاک

–        یک گروه ورزشی که هر یکشنبه با آنها هستم

–        عضو هیأت تحریریه ی یک نشریه …

–        یک سایت اینترنتی اطلاع رسانی مدیریتی

–        …

پاسخ یکی دیگر از حاضران که ممکن است بسیار جوانتر باشد:

–        ورودی های سال ۹۱ دانشگاه …

–        تیم بسکتبال دانشگاه

–        یک NGO برای پاکسازی طبیعت

–        عضو یک صفحه ی پرطرفدار در فیس بوک

طبیعی است سن و تجربه و ارتباطات اجتماعی، «کیفیت»، «کارکرد» و «تعداد» این پیوندهای اجتماعی را تغییر میدهد. اما در نهایت میتوان به این شکل جمع بندی کرد که مثلاً در یک مهمانی ۱۰۰ نفره، در مجموع «۳۲۵» مورد تعلق «اجتماعی» وجود دارد. جدای از تحقیقات انجام شده، به سادگی میتوان حدس زد که گروهی که تعلقات اجتماعی گسترده تری دارد، از قدرت تأثیرگذاری و شانس موفقیت بالاتری نیز در جامعه برخوردار است. واقعیت این است که معیاری که ارائه شد، معیار «دقیق» و مشخصی نیست. اینکه تعلق به کدام گروه ها میتواند «قدرت و نفوذ» بیشتری ایجاد کند و اینکه میزان استحکام روابط ما با هر یک از این گروه ها به چه میزان است، پارامتری نیست که به سادگی قابل سنجش و اندازه گیری باشد. اما این معیار با وجود همه بی دقتی های اندازه گیری، همچنان میتواند برای تشکیل و توسعه سرمایه ی اجتماعی، مفید و الهام بخش باشد.

بانک جهانی، به صورت گسترده به مطالعه و سنجش سرمایه ی اجتماعی و کارکردهای مولد یا مخرب آن در عرصه ی اقتصاد و مدیریت پرداخته است. از جمله تعاریفی که این بانک مورد توجه قرار میدهد، «ارتباطات عمودی» و «ارتباطات افقی» در شبکه های اجتماعی است. منظور از ارتباطات افقی که بعضاً به آن Bonding Connection هم گفته میشود، گسترش شبکه های اجتماعی در میان همکاران، هم طبقه ها و افراد مشابه من است. اما «ارتباط عمودی» که به آن Bridging Connection هم گفته میشود، ارتباط با کسانی است که خارج از طبقه اجتماعی یا سازمانی یا خانوادگی من قرار میگیرند. یک شبکه ارتباطی از مسلمانان اروپا، یک «ارتباط افقی» است، اما اگر این شبکه با گروهی از «مسیحیان اروپا» نیز رابطه برقرار کند، یک توسعه عمودی ایجاد کرده است.

اینکه دانش آموزان یک مدرسه، به همراه یکدیگر انجمن مطالعات نجوم تشکیل دهند، یک «توسعه افقی» است، اما برگزاری مسابقه های دوره ای فوتبال، بین انجمن نجوم و تیم معلمان مدرسه، یک توسعه عمودی محسوب میگردد.

سرمایه ی اجتماعی مفهومی نیست که در چند سطر، به سادگی و شفافیت قابل بحث و بیان باشد و نیازمند مطالعه، برنامه ریزی و استراتژی های مشخص و معین است.

در کنار بحثهای تئوریک، شاید مرور مقاله ای که ماه گذشته نشریه ی Forbes منتشر کرد بتواند مفید باشد:

نگاه کسب و کار و فروش، در شرایط اجتماعی امروز متفاوت شده است. سرمایه ی اجتماعی، بر این نکته تأکید دارد که رابطه و اعتماد، مانند سرمایه میتواند پس انداز شده و در زمان مناسب، به شکل مورد نیاز هزینه شود. البته شاید استعاره ی «سرمایه» استعاره ی خوبی نباشد. چون سرمایه با «مصرف کردن» تمام میشود و از بین میرود اما «سرمایه ی اجتماعی» با استفاده نشدن و متروکه شدن، نابود میشود. واقعیت این است که «سرمایه ی اجتماعی» میتواند ابزار بسیار خوبی برای فروش و عرضه محصولات و خدمات باشد. فروشی که میتوان آن را «فروش اجتماعی» نامید. فوربز، در ادامه ی مقاله ی خود، به کاربرد اینترنت و شبکه های اجتماعی، در توسعه «سرمایه های اجتماعی» می پردازد.

اما به عنوان نکته ی پایانی، شاید این تأکید مناسب باشد که سرمایه ی اجتماعی، صرفاً با رشد عددی گروهها و ارتباطات آنها رشد نمیکند.

عاملی که هرگز نباید مغفول بماند، عامل «اعتماد» است. سرمایه اجتماعی وقتی رشد فزاینده پیدا میکند، که اعضای یک گروه در ارتباطهای افقی و عمودی خود، «اعتماد» بیشتری را ایجاد کرده و تقویت کنند…

نویسنده : محمد رضا شعبانعلی – مدیران ایران


-= لینک کوتاه این مطلب =-

این مطالب را از دست ندهید :
- با آزمون دیسک، شناخت فوق العاده ای نسبت به خودتان یا همکارانتان بدست بیاورید: اطلاعات بیشتر ...
- تا حالا معجون مدیریت زمان رو امتحان کردید ؟
- وقتتون کمه و علاقمند به بروز رسانی اطلاعات مدیریتی تون هستید ؟
- با کانال تلگرامی مدیران ایران، همیشه بروز باشید ...


همچنین ببینید

برداشت اشتباه از زبان بدن

زبان بدن اساس ارتباط اولیه‌ی ما بود. زمانی که مهارت فهمیدن اینکه آیا یه نفر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *