Social Learning
Social Learning

آیا یادگیری اجتماعی می تواند راه نجات ما باشد ؟

لستر میلبراث در کتاب تجسم جامعه ای پایدار، آموختن راه نجات توصیف می کند که چرا جامعه مدرن امروز نمی تواند به “توسعه ی پایدار”دست یابد.

نویسنده بعد از توصیف جامعه پایدار، گذار از جامعه ی مدرن به جامعه ی پایدار را بررسی می کند. وی امکان پذیرترین مسیر تحولات اجتماعی را یادگیری اجتماعی می داند. میلبراث، استاد آمریکایی علوم سیاسی و جامعه شناسی، معتقد است که تغییر نخبگان جامعه مسأله را حل نمی کند، زیرا تحول اجتماعی واقعی بایستی رفتار روزانه ی تک تک افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

توصیه ی او این است که برای لحظه ای آماده شویم که “وضعیت به اندازه ی کافی بد و وخیم شود تا ما را وادار به ایجاد دگرگونی نماید ” تنها در این صورت می توانیم دست به تغییراتی بزنیم که در” شرایط نرمال” غیر ممکن به نظر می رسند.

Social Learning
Social Learning

نظر شما در این مورد چیست ؟

آیا ما در جامعه ی خودمان برای گذر از چالش ها و مسائل مختلفی که با آن روبرو  هستیم می توانیم از یادگیری اجتماعی استفاده کنیم ؟ چگونه باید اینکار را انجام دهیم؟

 

 

 

همچنین ببینید

قیمت دلار در سال ٩۶ به کدام سو مى رود ؟

شاید بتوان گفت اهمیت قیمت دلار در اقتصاد ایران همانند اهمیت نرخ بهره پایه در …

یک دیدگاه

  1. باسلام وارادت و ضمن تشکر از سوال مهم و آسیب شناسانه تان

    سوال: آیا ما در جامعه ی خودمان برای گذر از چالش ها و مسائل مختلفی که با آن روبرو هستیم می توانیم از یادگیری اجتماعی استفاده کنیم ؟ چگونه باید اینکار را انجام دهیم؟
    جواب: البته که می توانیم و باید اینگون عمل کنیم!
    من در نظریه ام تحت عنوان” جهل در اقایونس اطلاعات” ، براین عقیده هستم که کثرت داده ها وحتی بالاتر از آن تنوع و تکثر آموزه ها از تاثیرات ماندگار و فراگیر فرد در ایفای نقش فردی و اجتماعی وی کاسته و اورا به سمت یک سردرگمی و جهالت مدرن پیش می برد
    چرا که ما یک بار بیشتر زندگی نمی کنیم و در این فرصتی با میانگین حتی ۶۰ سال و رشد غیرقابل کنترل فناوریهای نوین و بیش از آن سرعت و سهولت دستیابی به اطلاعات، ارتباطات تامتوازن میان سیل هجومی عرضه وکندی تقاضا فضای انتخاب را هرچند بظاهر گسترده تر میکند ولی در عمل قدرت انتخاب را از افراد گرفته و او همانند سنگ ریزه ای برکف رود! خواهد بود که که فبلا قلوه سنگی قابل رویت و استفاده بوده ولی در همسفری با آب که آن را به هرسو برده ومی برد! در این گشت و گذار ناخواسته! دچار یک ضعف و حتی بی هویتی می شود!
    به اعتقاد من در این سونامی داده های سره وناسره، دیگر برای علامه شدن به تعبیر قدما، نه فرصتی است و نه توانی!
    به عقیده ی آلبرت بندورا برای اینکه یادگیری مشاهده ای صورت گیرد لازم است چهار شرط رعایت شود:
    ۱- توجه به رفتاری که باید آموخته شود.
    ۲- حفظ صحنه های مشاهده شده و تجسم دقیق آنها هنگام لزوم.
    ۳- داشتن انگیزه برای بازسازی صحنه های مشاهده شده.
    ۴- امکان ذاتی فرد برای ایجاد دوباره ی صحنه؛ به سخن دیگر فرد باید دارای توانمندی به صحنه درآوردن مشاهدات خود باشد.
    البته من در این نظریه تصرفی میکنم وقبل از یک و بعنوان نقطه صفر! نیازمحوری وکاربرد بودن یادگیری وهمچنین تمرین و ممارست را نیز به عنوان شرط پنجم مطرح میکنم
    البته نباید این نکته را نیز از نظر دور داشت که یادگیری مشاهده ای و یا اجتماعی به عبارتی دارای هویت روش استاد و شاگردی یا مراد و. مریدی و… است که در آموزشها و انتقال مهارت و تجربه ها از نسلی به نسل دیگر در ایران مرسوم و ریشه دار بوده و الان هم کم وبیش در میان برخی خانواده ها در جوامع کوچکتر شهری و یا روستایی رواج داسته و ادامه حیات می دهد.
    ضرب المثلهایی چون : دوصد گفته را نیم کردار نیست
    یا به عمل کار برآید به سخندانی نیست!
    تو اول بگو با کیان دوستی؟/ من آنگه بگویم که تو کیستی
    اینکه مثلا دختران به سبب آنکه بیشتر با مادران زندگی می کنند و نیازهای یکدیگر را بهتر می فهمند و پسران هم در رفتارهای اجتماعی از پدران و همتایان خود تقلید می کنند، خود بیانگر تأثیر چشمگیر الگوبرداری و یادگیری مشاهده ای است.
    موضوعاتی از این دست نشانگر رویکرد مثبت و عمق رسوخ این روش در فضای فرهنگی، اجتماعی، کسب و کار وحتی مراتب انتقال و توسعه آموزه های دینی می باشد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *