نکات مدیریتی کاربردی

نکات مدیریتی کاربردی – بخش اول

نکات مدیریتی کاربردی

یکی از عوامل مهم موفقیت در دنیای امروز یادگیری است. همانطور که می دانید بدون یادگیری موفقیت امکان پذیر نخواهد بود. در این مطلب مجموعه ای از نکات مدیریتی کاربردی برای شما همراهان مدیران ایران گردآوری کرده ایم.

 ۱- از معاشرت با افراد منفی نگر خود داری کنید

فرد-منفی-نگر-افراد-منفی

کسانی که روحیات منفی دارند و دائماً در حال اعتراض و گله گذاری نسبت به شرایط خود هستند مانند سم می مانند. چنین افرادی همواره تلاش می کنند سایرین را نیز با خود همراه کرده و بخشی از کمپین اعتراضی خود نمایند تا احساس بهتری به دست بیاورند.

درست است که به عنوان یک انسان موظف هستیم به شکایات دیگران در مورد زندگی و شرایطشان گوش دهیم و با آنها احساس همدردی کنیم، اما باید همواره متوجه مرز بین همدردی کردن و بلعیده شدن توسط روحیات منفی دیگران باشیم.

در معاشرت با چنین افرادی بهتر است حواسمان را بر روی مسائل مهم تری متمرکز کنیم و فاصله مان با مسائل آنها را حفظ نماییم. چنین افرادی ناخودآگاه بر روی ما تاثیر گذاشته و ما را نیز به ورطه نا امیدی و منفی نگری می کشانند.

برای مثال یک فرد افسرده و ناامید از زندگی را در نظر بگیرید، شاید شما قدری با او معاشرت نمایید ولی وقتی وی دائما در حال آه و ناله و شکایت از زمین و زمان باشد مسلماً بعد از مدتی ناخودآگاه شما هم تحت تاثیر قرار میگیرید. لذا معاشرت طولانی مدت با چنین فردی به صلاح شما نخواهد بود مگر اینکه بخواهید به یک افسرده ی دست دوم بدل گردید.

 

۲- تفکر کمال گرایی نداشته باشید

تفکر کمال گرایی

مدیرانی که توانسته اند به موفقیت های بزرگی دست یابند همواره از این تفکر که کار را باید به بهترین و کامل ترین شکل ممکن ارائه دهند پرهیز کرده اند، زیرا کاملاً آگاه هستند که چنین امری شدنی نیست.

همه ی ما بر مبنای ذات انسانی مان جایز الخطا هستیم، اگر شما بدل به فردی کمال گرا شوید و بخواهید همیشه امور را به بهترین شکل ممکن و بدون هیچ نقصی به سرانجام برسانید در اصل بدل به فردی خواهید شد که بیشتر وقت خود را در عذاب خواهد گذراند و همواره نگران شکست خوردن خود خواهد بود.

مدیران موفق به جای تمرکز بر چنین مسائلی سعی می نمایند مثبت اندیش بوده و همواره از آنچه که انجام می دهند لذت ببرند.

 

۳- به صورت مسئله فکر نکنید

وضعیت احساسی شما بر مبنای اینکه بر روی چه چیزی تمرکز و توجه دارید تعریف می گردد. وقتی شما بر مشکلات پیش روی خود متمرکز می شوید خیلی سریع دچار احساسات منفی و استرس خواهید شد، که هر دوی اینها از عوامل کاهش کارایی محسوب می شوند.

در مقابل وقتی بر روی اعمالی که سبب بهبود شخصیت و عملکردتان می شوند تمرکز می نمایید در شما احساسات مثبت رخ داده و اعتماد به نفس بیشتری کسب می کنید که چنین وضعیتی در مجموع سبب بالا رفتن راندمان کاری شما خواهد شد. لذا بر روی راه حل ها تمرکز کرده و مدت زمان زیادی را صرف فکر کردن به صورت مسئله ننمایید.

از برخی احساسات مانند عصبانیت نیز پرهیز کنید زیرا چنین حسی سبب قرار گرفتن ذهن در وضعیت تدافعی می گردد.

وقتی یک عامل خاص شما را به صورت قریب الوقوع تهدید می نماید، داشتن روحیه ی تدافعی یک الزام محسوب می شود. ولی تهدیدی که از آن زمان بسیاری می گذرد و مدت طولانی است که با شما همراه شده را نمی توان با چنین روحیه ای مدیریت کرد، زیرا این روحیه سبب ایجاد استرس دائمی خواهد شد و حتی در بلند مدت می تواند بر سلامت تان اثر بگذارد.

استرس و روحیات منفی یکی از عوامل اصلی عدم موفقیت هستند لذا همواره سعی کنید از عصبانیت، حسادت و مواردی از این دست پرهیز نمایید.

 

۴- بهانه نیاورید

ما در زندگی قربانی بی عدالتی هستیم، هر چه و در هر موقعیتی هم که باشیم زمان‌هایی رخ می دهد که با ما با بی‌عدالتی رفتار می‌شود و کاری هم ازدست ما بر نمی آید. مثلا ممکن است ترفیعی باشد که شایسته آن هستیم ولی به ما نمی‌دهند.

هنگامی که با یک بی عدالتی مواجه میشویم ممکن است برای خودمان دلسوزی کنیم و همیشه از آن بی عدالتی به عنوان یکی از دلایل عدم موفقیت خود یاد کنیم. و یا همه اینها را فراموش کرده، به جلو برویم و از آن فقط بعنوان یک محرک یا انگیزه‌دهنده استفاده کنیم…

همه ی ما دو صدا در درون خود داریم. یک صدایی که به ما می‌گوید سخت تلاش کنیم، روی کار کنونی‌مان تمرکز کنیم و قبل از اینکه به سراغ کار بعدی برویم اول این را تمام کنیم. یک صدای دیگر هم داریم که به ما می‌گوید دست کشیده، استراحت کنیم، تلویزیون نگاه کنیم یا در اینترنت بچرخیم.

به بهانه‌هایتان گوش دهید. درک کنید که چرا این بهانه‌ها را دارید و بعد فکر کنید که چطور می‌توانید از آنها در جهت خوب استفاده کنید.

 

۵- همیشه خودتان را به‌روز کنید

به روز بودن

باید یاد بگیرید که هیچ وقت عقب ننشینید. همیشه برای بهتر شدن کاری هست که می‌توانید انجام دهید. ممکن است امروز توانایی‌ها و مهارت‌های زیاد و عالی داشته باشیم اما باوجود خوب بودن آنها، مهارت‌های ما باید مداوم رشد کند. مدیران فوق‌العاده و موفق همیشه در حال یادگیری، مطالعه و رشد دادن خودشان هستند. پس برای رسیدن به موفقیت باید همیشه سطح خودمان را بالا بکشانیم.

 

۶- روحیه نقادی داشته باشید

یکی از خصایص مدیران موفق این است که علاوه بر اینکه انتقادکننده اند، انتقادپذیر هم هستند. لذا این مدیران، این روحیه نقادی را از طریق ارائه اطلاعات به کارکنان، توجه و پذیرش نظرات کارکنان، ایجاد انگیزه نقد و ارائه راه حل، انجام نظرسنجی از کارکنان و استقرار سیستم پیشنهادات در سازمان اشاعه می دهند.

وقتی روحیه نقادی در تک تک کارکنان ایجاد شد. این امر به عنوان باورهای مشترک درآمده و در سازمان نهادینه می گردد. نقد را می تـوان نـــرم افزاری برای توسعه فکر و ظرفیت ذهنی و علمی بشر دانست.

در نقادی افکار، مباحث علمی و سازمانی مختلفی مورد بحث قرار میگیرد و از دل آنها اندیشه های نو پرورش می یابد و این اندیشه ها به عنوان راهکارهای عملی، مشکلات سازمان را حل می کند و در نهایت در دل نقادی خلاقیتهای فردی شکل گرفته و رشد میکند و افراد خلاق سازمان را تبدیل به یک سازمان خلاق می کنند.

به طور کلی میتوان مشخصات مدیران موفق در بعد انتقادپذیری را به صورت زیر خلاصه کرد:

داشتن روحیه سنت شکنی معتدل و منطقی

سرزنده و داشتن اعتماد به نفس قوی در زندگی فردی و سازمانی

لذت بردن از روبرو شدن با نظرات مخالف

گرایش قوی اجتماعی و سازمانی

اشاعه فرهنگ جسارت علمی و برملا کردن حقایق

آینده نگری قوی و قدرت تجزیه و تحلیل بالا

در بحث با دیگران حاضر جواب و آماده هستند

 

۷- گاهی خطر کنید

خلاقیت خصیصه مدیرانی است که جرات خطرکردن دارند. برای انجام کارهای خلاقانه و نو، کم و بیش باید دست به ریسک کردنهای حساب شده زد. ولی کارهای عادی را می توان بدون خطرکردن آنچنانی، انجام داد.

مدیر حرفه ای در هیچ عرصه ای، چه علم چه بازار بورس و…  به دنبال «موفقیت پنجاه پنجاه» نیست. به عکس، جویای موقعیتی است که در آن بتواند کاری کند تا دانش برتر به بار نشسته و سهم بیشتری کسب کند. و این گاهی میتواند حاصل پشتکار در کسب سهم هایی، بیش از افراد دیگر باشد و گاهی هم میتواند تصادفی حاصل شود. اما هرگونه که حاصل شود، عنصر خطر به کلی حذف نمی شود و باید گاهی دست به خطر زد.

عملکرد خلاق مستلزم دست زدن به خطرهای حساب شده هم هست، که در آنها، دقت محاسبات بر دانش برتر استوار شده است. قبول خطر همیشه با شناخت خطرات و تجزیه و تحلیل آنها بر مبنای میزان اثرگذاری بر سازمان شروع می شود و مدیران خلاق برمبنای اطلاعات جمع آوری شده و آگاهی، به ارزیابی ریسک می پردازند. سپس تصمیم گیری کرده و خطر می کنند.

بسیاری از مدیران ریسک نمی کنند چون از شکست می ترسند. اما اگر شما یک مدیر موفق هستید باید از خود بپرسید:

آیا این کار ارزش ریسک کردن دارد؟ و اگر تشخیص دادید که فواید آن کار بیشتر از خطرات احتمالی آن است، باید بتوانید سایرین را هم قانع و هدایت کنید.

همیشه مدیرانی که  بیشترین ریسک را می کنند، از امن ترین موقعیت ها نیز برخوردارند.

اگر خطر را بررسی کرده اید و تشخیص داده اید که ارزش ریسک کردن دارد، باید بتوانید بر این مانع ذهنی غلبه کنید. اگر اینکار برایتان دشوار است، طرح ریزی کنید. هرچه آمادگیتان بیشتر باشد، موقعیت هم برایتان کم خطرتر خواهد بود.

 

۸-  قابلیت سازگاری داشته باشید

قابلیت سازگاری تغییر

استراتژی ها و راهکارهایی که امروز جواب می دهند، ممکن است فردا به درد نخورند لذا مدیر باید خیلی سریع این مسئله را تشخیص دهد. و همانطور که شرکت باید خود را با تغییرات وفق دهد، مدیر هم باید بتواند خود را سازگار کند، او باید بطور مداوم مهارت های تازه بیاموزد و رویکردهای تازه ای را امتحان کند.

مدیر نباید حتی لحظه ای هدف خود یا هدف زیردستان خود را فراموش کند. اگر اینکار را بکند، منسوخ و قدیمی خواهد شد و دیگران را هم با خودش به پایین خواهد کشید. از اینرو مهم است که مدیر بتواند خود را با تغییرات هماهنگ کند و دیگران نیز به آن سو هدایت کند.

 

۹- انرژی مثبت از خودتان ساطع کنید

همه‌ی ما به طرف افرادی جذب می‌شویم که اعتماد به نفس دارند و انرِژی مثبت از خودشان ساطع می‌کنند و جاذبه و گیرایی آنها ما را در بر گرفته و به مریدان و هواداران آن شخص تبدیل می‌شویم اینرا می‌توان جاذبه جادویی نامید یا اینکه می‌توان آن را شوق و اشتیاق نامید.

در این میان مطلب مهم این است که چنین افرادی به راحتی می‌توانند از طریق اشتیاقی که برای موفقیت و دستیابی به آن در افراد به وجود می‌آورند به هدایت و رهبری آنها بپردازند. لذا شما هم به عنوان یک مدیر باید بتوانید به عنوان فردی شناخته شوید که روشی منحصر به فرد برای انجام وظایف دارد و اشتیاقتان مهار نشدنی است. به موانع به عنوان چیزهایی که باید بر آنها چیره شوید بنگرید و قدرت و انرژی مهار نشدنی از خودتان ساطع کنید تا انرژی شما به کارکنانتان هم انرژى ‌دهد.

 

۱۰- از تغییرات استقبال ‌کنید

مدیر، بر اساس تعهدی که نسبت به انجام عملکرد مناسب دارد قدم به قلمروها و سرزمین‌های بکر و دست‌نخورده می‌گذارد. او خلاءها و فضاهای خالی را تشخیص داده و سعی در پر نمودن آنها می‌نماید. او چیزهایی را می‌بیند که دیگران قادر به دیدن آنها نیستند و دیگران را ترغیب می‌کند تا واقعیتی ایده‌آل را پدید آورند.

مدیر می‌داند که تغییر یعنی پیشرفت، و در کم کردن و کاهش دادن ترس، که تغییر در افراد تزریق می‌کند، او گام نخست را بر می‌دارد. او می‌داند که باید از اول خودش پیش قدم شود تا بتواند دیگران را متقاعد کند که تغییر نه تنها لازم است بلکه حتی می تواند امری بسیار خوب و مفید باشد.

 

۱۱-  فقط به عملکرد عالی خود، اکتفا نکنید

کسانی که چگونگی کار را میدانند بیکار نمی مانند، اما کسانی که چرایی کار را می دانند، قطعا مدیران همان کار می شوند.

کار خوب و با کیفیت، تصادفی نیست، اراده ی مصمم، تلاش صادقانه و اجرای ماهرانه است که کار خوب را ثمر می بخشد. مدیرانی که پیگیر هستند و برای رسیدن به هدف خود سماجت از خود نشان می دهند، می توانند از به بار نشستن زحمات خود مطمئن باشند.

(ولش کنید ، ببینیم چه پیش می آد) عبارتی است که مدیران موفق از آن استفاده نمی کنند.

یادتان باشد، شخصیت ما، به معیارهایی بستگی دارد که در ذهن مان جا داده ایم. صادقانه بگویید، آخرین باری که کاری را با تمام وجود انجام دادید و کسی جز خود شما از آن خبر نداشت، کی بود ؟

مدیران موفق و با لیاقت فقط به عملکرد عالی خود اکتفا نمی کنند، بلکه به همکاران و کارمندان خود نیز انگیزه می دهند تا بتوانند فعالیتهای خود را در سطح بالایی به انجام برسانند. تکیه کردن به مهارت های خود کافی نیست، بلکه باید کارمندان هم کارآمد باشند.

رهبران کارآمد مهارت، کفایت، لیاقت و شجاعت را با هم در می آمیزند و به کارکنان انگیزه می دهند تا سازمان خود را به بالاترین سطح ترقی و تعالی برسانند.

 

۱۲- جسارت داشته باشید

آرتور شوپن‌هاور فیلسوف معروف می گوید: «تمام حقایق سه مرحله را طی می‌کنند: مرحله‌ی اول استهزاء و تمسخر است. سپس مرحله‌ی مخالفت شدید قرار دارد و در پایان، آن حقیقت به عنوان اصل بدیهی پذیرفته می‌شود»

رهبران و مدیرانی که جرأت انجام کارهای مختلف را دارند خودشان را برای مقاومت در برابر مخالفت‌ها نیز آماده می‌کنند آنها با جسارت خاصی به عقاید خودشان پایبند می‌باشند و با آغوش باز آماده‌اند تا مسخره شوند، با آنها مخالفت شود و در نهایت، افکارشان پذیرفته گردد.

دوری از انتقادات امری بسیار ساده است، کافی است کاری نکنید، حرفی نزنید، و هیچ کس نباشید!

مدیران می‌دانند که هنگامی که اعتقاداتشان آنها را از تفکر سنتی دور می‌کند، شکّاکان شروع به اعتراض، مسخره و استهزاء می‌نمایند. تنها مدیرانی که هیچ کاری نمی‌کنند می‌توانند از انتقاد فرار کنند مطمئناً شما چنین مدیری نیستید و نباید باشید.

 

۱۳- سمبل کاری نکنید

وقتی که پای انجام کار به میان می آید، شما جزو کدام دسته از افراد زیر قرار می گیرید؟

کسانی که می دانند چکار بکنند.

کسانی که خود، کار را خلق می کنند.

کسانی که میتوانند کاری خلق کنند که کارساز باشد.

شما جزو کدام دسته هستید؟

اهل اجرای کار هستید؟

اهل خلق کار جدید هستید؟

مرد عبور از بحران و مشکلات هستید؟

متفکرید و کارسازی می کنید؟

هیچ مدیری بدون هدف مشخص، قادر به پیشرفت نیست. به اندازه ی کافی تحقیق و تفحص کنید تا برای بهبود مهارت های خود راه های مناسبی پیدا کنید و آن وقت در صورت لزوم برای گذر از این راه ها وقت و پول صرف کنید. اگر تاکنون با تمام وجود وقت خود را صرف کار خود نکرده اید، اکنون دل به کار بدهید. از همین الان شروع کنید. بگردید ببینید چرا تا به حال کار خود را دوست نداشته اید؟ آیا امیدی به پیشرفت نیست؟ درآمدتان کافی نیست؟ آیا …

ریشه ی مشکل را پیدا کنید و در صدد حل آن باشید. عملکرد خودتان را مرور کنید، اگر عالی نیست، عملکردتان را می توانید بی نتیجه فرض کنید.

عملکرد شما به عنوان یک مدیر باید عالی باشد. اگر کارها را سمبل می کنید، هیچ وقت پیشرفت نخواهید کرد. از همین امروز از سمبل کاری دست بردارید.

 

۱۴- ضعف ها و نداشته هایتان را بپذیرید

مدیران موفق اصولا انسان های خوشبینی هستند و از هیچ تلاشی برای رسیدن به اهداف خود فروگذار نمی کنند. اما این ویژگی ها نمی توانند چندان منحصربه فرد و خاص تلقی شوند ک، بلکه آنچه مدیران موفق را از دیگر مدیران متمایز می کند و آنها را در نردبان ترقی هر روز بالاتر می برد این است که آنها توانایی پذیرش ضعف ها و نداشته های خود را دارند.

مدیرانی که خود را عقل کل می دانند و تصور میکنند اگر بگویند “نمیدانم” یک ضعف برایشان محسوب می شود همیشه کوچک می مانند و هیچگاه طعم بزرگ شدن را نخواهند چشید. این مدیران به دلیل توهم دانستن هیچ تلاشی برای رفع ضعف های خود نمیکنند، لذا همیشه درجا میزنند.

ضعف های خود را بپذیرید و برای برطرف کردنشان برنامه ریزی کنید و این را بدانید شما عقل کل نیستید بلکه فقط مدیرید همین…

 

۱۵- شجاع باشید

مدیران موفق به خوبی می دانند که با کارکنانشان چطور برخورد کنند ، چطور صحبت کنند و چگونه با آنها کنار بیایند. آنها قدرت این را دارند که افراد را با یکدیگر سازگار کنند تا با همدلی بیشتر با یکدیگر کار کنند. در عین حال اگر لازم ببینند ، موضع قاطع خود را نیز ، با تمامی مخالفت ها ابراز می کنند.

مدیری که شجاع باشد، باعث می شود کارکنانش نسبت به خواسته های او متعهد شوند و اشخاص را وامی دارد تا عمل درست را انجام دهند. ترس دست و پای هر مدیری را می بندد و او را دیر یا زود از مدیریت خلع خواهد کرد.

از اینکه کارتان را از دست بدهید، نترسید. از این بترسید که هیچگاه کار درست را  نکرده باشید.

ترس مانع انجام کارهای بزرگ است و بزرگ ترین فایده ی شجاعت و شهامت این است که درهای پیشرفت و افق های جدید را به روی شما می گشاید. شجاعت آینده ی بهتری برای شما می سازد. ترس و تردید را از خود دور کنید و از موقعیت ها استفاده کنید و با شهامت به عقاید خود را بیان کنید. هر بار که در برابر ترس مقاومت کنید ، شهامت و اعتماد به نفس تان تقویت می شود.

 

۱۶- متعهد باشید

اگر می خواهید جزو آن دسته از مدیرانی باشید که می توانند زندگی دیگران را تغییر و یا یک سازمان را متحول کنند ، به قلب خود بنگرید و ببینید که آیا واقعاً توانایی عمل به تعهدات خود را دارید؟

واقعاً هر بار که قولی می دهید سعی می کنید به آن عمل کنید ؟

هنگامیکه رهبری یا مدیریت گروه یا شرکتی را بر عهده می گیرید قطعاً با مخالفت ها و کارشکنی های زیادی مواجه خواهید شد، تنها زمانی که قلباً به رسیدن به هدف خود متعهد باشید، این محرک تعهد، انگیزه ، شور و اشتیاق شما برای رسیدن به هدف را زنده نگه خواهد داشت.

برای تقویت حس تعهد و وفای به عهد در خود ابتدا میزان آن را در وجود خود بسنجید و بعد تلاش کنید از موضوعات کوچک شروع کرده و کم کم این حس را در خود تقویت کنید .

اگر به کسی قول می دهید سر ساعت خاصی نزد او می روید ، هر طور شده خود را به رسیدن به این قرار متعهد کنید ، حتی اگر لازم باشد از خواب یا کار شخصی خود بگذرید ، اما به تعهد خود عمل کنید تا کم کم این صفت در شما رشد کند.

 

۱۷-  تقلید نکنید

در نظر گرفتن دیدگاه شخصی دیگران می تواند کمک کار ما در تصمیم گیری باشد و این بسیار خوب است که دیدگاه خود را با افراد آگاه و خبره در حوزه ای که می خواهیم تصمیم بگیریم، در میان بگذاریم، چون به هر ترتیب ممکن است نکاتی به ما بگویند که هرگز به ذهن ما نرسیده باشد. اما فراموش نکنید فقط مشورت کنید و نظرات را جمع آوری و تحلیل کنید ولی تقلید نکنید. تقلید کورکورانه از تصمیمات دیگران اغلب فرجامی جز ناکامی ندارد.

اینکه کسی در جایی با روشی موفق بوده است، دلیل بر این نیست که ما هم دقیقا با همان روش در جایی دیگر موفقیت کسب کنیم و به مرادمان برسیم، اتفاقا معمولا برعکس هم می شود.

فرآیند مشورت باید بسیار سریع و کوتاه باشد چرا که تحقیق زیاد از حد انجام دادن، حساسیت بیش از اندازه به خرج دادن و خوب و بد کردن های اضافی تنها وقت ما را تلف کرده و حتی گاهی باعث می شود گیج شویم که بالاخره کدام درست و کدام غلط است. به دنبال بهترین گزینه بودن تنها وقت تلف کردن است.

به نظر من سیاه و سفید یا خوب و بد دیدن مطلق مسائل مختلف در زندگی و کار برای تصمیم گیری مثل سم است و به سادگی می تواند تصمیم را مسموم کند. گاهی باید حصارها را شکست و تصمیم هایی گرفت که بر پایه سیاه و سفید مطلق نیست. و بسیار دیده ام که گرفتن تصمیمات غیرمعمول اصولا نتایج بهتری دارد.

 

۱۸- از شکست نترسید

اجازه ندهید کلمات و عباراتی چون “پیروزی” یا “شکست” به غول بی شاخ و دمی تبدیل شوند که فقط تصمیم گیری نهایی را برای شما سخت تر کنند. توجه بی حد و حصر به نتیجه کار که یا پیروری و یا شکست است، ترس شما را در مرحله مهم تصمیم گیری افزایش می دهد. و اصولا ترس از شکست مانع گرفتن تصمیم های درست می شود.

منظور من این نیست که خطرات احتمالی را بررسی و پیش بینی نکنید بلکه مد نظر قرار دادن خطرات احتمالی توان ما را برای مقابله با خطرات بیشتر می کند. توجه به خطرات احتمالی و پیش بینی آنها ابدا به معنای ترس از تصمیم گیری نیست، بلکه برعکس شجاعت و تیزهوشی شما در گرفتن تصمیم های بهتر را بیشتر می کند و آگاهی تان را نیز نسبت به آنچه قرار است اتفاق بیفتد، افزایش می دهد. منظور من این است که ترس از شکست مانعی بر سر راه شما نباشد، شما فرایند تصمیم گیری و اقدام و عمل را به طور کامل طی کنید و اجازه ندهید که ترس از شکست به عنوان یک گزینه در فرآیند تصمیم گیری شما دخالت کند. لذا آنرا به طور کامل حذف کنید.

 

۱۹- به منابع انسانی توجه ویژه داشته باشید

مدیر مدیریت منابع انسانی

منابع انسانی به عنوان ارزشمندترین دارائی فراموش شده سازمان هاست که نقش مهمی در دستیابی به پیروزی و شکست سازمانی دارد. استفان کاوی در کتاب عادت هشتم ، می نویسد انسان کامل در چهار بعد است : جسم ،ذهن ، دل و روان.

و انسان کامل برای تکامل این چهار بعد تلاش می کند. بدین صورتکه

  • جسم هر انسان خواهان حقوق و مزایای منصفانه است .
  • ذهن هر انسانی در سازمان فریاد می زند : از من بطور خلاق استفاده کن.
  • دل در پی رفتار مهربان و توجه به عواطف است .
  • و روان خدمت به نیازهای انسانی به صورت اخلاقی را می طلبد.

اگر هر کدام از این نیازها برآورده نشود وضعیت عدم تعادل پیش می آید و لاجرم آدمی ناگزیر از نشان دادن واکنش است. و واکنشهایی از قبیل سرکشی ، از زیر کار در رفتن ، بدخواهی ، زد و بند ، افسردگی ، فسیل شدن و … را از خود بروز می دهد.

در عوض ، انسان کامل در سازمان ، با تمام وجود متعهد به کار است و با هیجانی خلاق منافع خود ، سازمان و جامعه را تحقق می بخشد .

 

۲۰- مشغول بودن به جای مفید بودن

سرعتتان را کندتر کنید و این را به یاد بیاورید:  بیشتر چیزها هیچ اهمیت خاصی ندارند.

مشغول بودن معمولاً یک شکل تنبلی ذهنی است. تنبل فکر کردن و با تنبلی عمل کردن. بخاطر همین است که می‌گویند عاقلانه ‌تر کار کنید نه سخت‌تر.

فقط کافی است که یک نگاه به اطرافتان بیندازید. آنها که از همه مشغول‌ ترند بازده کمتری دارند.

افراد پرمشغله همیشه وقت کم می‌آورند. همیشه در تلاش برای رسیدن به سر کار، کنفرانس، میتینگ، جلسات کاری و  موارد از این دست هستند. معمولاً کم پیش می‌آید که وقت کافی برای خانواده و دور هم بودن داشته باشند، حتی برای خوابیدن هم وقت ندارند.

برنامه پر مشغله این افراد باعث میشود که  احساس مهم بودن کنند اما این فقط یک توهم است.

راه درمان

سرعتتان را کم‌تر کنید، نفس بکشید،تعهداتتان را مرور کنید و کارهای مهم را در ابتدای برنامه خود بیاورید. هر زمان فقط یک کار را انجام دهید.

از همین حالا شروع کنید. هر دو ساعت یکبار یک وقفه کوتاه برای استراحت داشته باشید. بعد تکرار کنید.

 

منبع: کانال تلگرام مدیریت کاربردی

 

 

 


-= لینک کوتاه این مطلب =-

این مطالب را از دست ندهید :
- با آزمون دیسک، شناخت فوق العاده ای نسبت به خودتان یا همکارانتان بدست بیاورید: اطلاعات بیشتر ...
- تا حالا معجون مدیریت زمان رو امتحان کردید ؟
- وقتتون کمه و علاقمند به بروز رسانی اطلاعات مدیریتی تون هستید ؟
- با کانال تلگرامی مدیران ایران، همیشه بروز باشید ...


همچنین ببینید

چگونه ایده هایمان را اثرگذار کنیم؟

اگر مخاطبان به ایده هایتان گوش ندهند و یا نتوانند به یاد بیاورندش ، به …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *