از اعتبار و نیک ‏نامی‏تان مراقبت کنید.

 چگونه از اعتبار و نیک نامیتان مراقبت کنید؟

نکته ‏ای که باید نخست و بیش از هر چیز دیگر به خاطر بسپارید این است که شما تنها با پنجاه نفر در دنیا سروکار دارید. گرچه این به مفهوم حقیقی کلمه درست نیست. اما به‌طورمعمول چنین احساسی را تجربه می‏کنید.

فردی که کنارتان نشسته ممکن است روزی مدیر، کارمند و یا مشتری و یا باجناغ شما شود. به بیانی دیگر در طول زندگی‌تان افراد خاصی در نقش های مختلفی با شما ارتباط برقرار خواهند کرد.

حسن شهرت سرمایه‏ی زندگی است. پس با دقت هرچه‌تمام‌تر از آن مراقبت کنید. اما اگر دچار لغزش شدید حرص‌وجوش نخورید و یا فکر نکنید که دنیا به آخر رسیده است. هیچ‏کس مصون از لغزش نیست و می‏توان به‌مرورزمان اعتبار آسیب‌دیده را ترمیم کرد.

ارتباطات مثبت به‌منزله‌ی قطرات تمیز و شفاف و برخوردهای منفی در حکم قطرات قرمز بوده و پرواضح است که تأثیر این دو یکسان نیست. به این معنا که تعداد زیادی از قطرات شفاف تنها می‌تواند یک قطره‏ی قرمز را رقیق و کمرنگ کند و این تعداد با توجه به خصوصیات افراد متفاوت است.

به تجربه دریافته‏ام آب بعضی از استخرها هرگز شفاف و تمیز نمی‏شود. در چنین شرایطی بهتر است از ارتباط و تعامل با آن فرد جدا خودداری کنید.

تردیدی نیست که نمی‏توانید همیشه همه را راضی و خشنود نگه‌دارید و یا کسی نمی‏تواند مدعی باشد که همواره همه کارهایش موردپسند دیگران است.

یکی از راه‏های رتق‌وفتق روابط دشوار آن است که در ذهن مجسم کنید بعدها، پس از فروکش کردن احساسات تند و لجام‌گسیخته‌تان چگونه آن اتفاق را برای دیگران توصیف خواهید کرد.

اعتبار و نیک نامی
اعتبار و نیک نامی

پیش‏بینی پیامدهایی که با آن روبرو خواهید شد موجب می‏شود تصمیمی بگیرید که در آینده از بابت آن پشیمان نشوید.

اشتباه مهم نیست. مشروط به اینکه بی‏درنگ به خاطر خطایتان پوزش بطلبید و برای رفع خسارت ناشی از آن کاری صورت دهید.

لازم نیست به جزء خطایتان اشاره‌کنید. تنها کافی است بگویید:”کارم درست نبود و از این بابت عذرخواهی می‏کنم”. هرچه زودتر این کار را بکنید بهتر است. به‌عکس هرچه برای عذرخواهی وقت بیشتری از دست دهید خسارت بیشتری را متحمل خواهید شد.

نکته: پذیرفتن مسئولیت در قبال اعمال و رفتارمان آمادگی برای یادگیری از خطای خویش در برقراری روابط مؤثر نقش کلیدی دارد.

افراد راغب به یادگیری می‏توانند بر شرایط منفی به‌شدت تأثیر گذاشته و آن را به موقعیتی مثبت سوق دهند.

مثال: مصاحبه سه گروه متقاضیان “گروه بی رهنمود”، “گروه مصمم برای اثبات شایستگی” و “گروه آموزنده از تعاملات” با مصاحبه‏کنندگانی “بادید منفی”

مذاکره یکی از فنون ضروری زندگی است که به‌ندرت در مدرسه آموزش داده می‏شود. چراکه بیشتر تعاملات ما با دیگران از طریق مذاکره انجام می‏شود. هرچه بهتر مذاکره کنیم، مسئولیت‌هایمان بهتر به مرحله‏ی اجرا درمی‏آید و درنتیجه در حرفه‏ی خود‏ موفق‏تر بوده و درآمد بیشتری کسب می‏کنیم.

در بیشتر موارد دو طرف مذاکره‌کننده، به‌رغم اینکه تصور می‏کنند درباره‏ی موضوعی خاص در دو قطب مخالف هستند، خواسته‏ها و علایقشان مشترک است و تنها تعداد انگشت‌شماری از موارد برای یکی از طرفین اهمیت بیشتری دارد.

کلید مذاکره‏ی موفق ارزیابی خواسته‏های تمام افراد ذینفع است تا بتوان در حد ممکن منافع همه را فراهم کرد.

بیشتر افراد بر این باورند که با پنهان کردن خواسته‏هایشان هنگام مذاکره موضعشان محکم‏تر می‏شود و ازآنجایی‌که بیشتر خواسته‏های دو طرف به‌طور کامل همسو و هماهنگ است این کار جز انحراف و گمراهی فرجامی دیگر ندارد.

استن کریستنسن مدرس روش‏های مذاکره  در استنفورد:”به اعتقاد وی فرضیه‏های نادرست موجب می‏شود که افراد بسیاری از دستاوردهای ارزشمند را پشت میز مذاکرات از دست بدهند”.

استن کریستنسن توصیه می‏کند با توجه به علایق و تیپ شخصیتی طرف مقابل روش مذاکره را برگزینید و هرگز با برنامه‏ای روشن و دقیق پشت میز مذاکره حاضر نشوید. به‌جای این کار به سخنان طرف مقابل به‌دقت گوش کنید و ببینید چه عواملی او را برمی‏انگیزد و شور و شوق را در وجودش بیدار می‏کند. پیروی از این راهکار به دستاوردهای خوبی برای دو طرف منجر می‏شود.

نکته: والدین قادرند فرصت‏های بی‌شماری را برای تقویت مهارت‏های مذاکره در اختیار فرزندانشان گذارند.

منبع : خلاصه ای از کتاب کاش و قتی بیست ساله بودم می دانستم- مدیران ایران

همچنین ببینید

بازاریابی عصبی

معرفی کتاب خرید شناسی (بازاریابی عصبی) +دانلود فایل صوتی مقاله

کتاب بسیار خواندنی خرید شناسی (بازاریابی عصبی) ،بزرگترین مطالعه‌ی نورومارکتینگ که تا به حال انجام …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *