آموزش وردپرس

حق داریدرفتار،افکار واحساساتتان را قضاوت کنید

قضاوت نهایی با شماست: این به ظاهر از واضحات است وشکی هم در حقانیت آن نیست. با این وجود حقی است که به هر کداممان امکان می دهدآن قدر به افکار ، باورها و رفتارمان مسلط باشیم که هر چه قاطعیت کمتری داشته باشیم به همان اندازه آن را حق سایرین و حتی خودمان به حساب نیاوریم.

حق داریدرفتار،افکار واحساساتتان را قضاوت کنید
حق داریدرفتار،افکار واحساساتتان را قضاوت کنید

اگر پای این حق ایستادید و آن را اعمال کردید، مسئولیت زندگی خود را رأساً به دست گرفته اید.

برای آنها که از کارهای احتمالی دیگران می هراسند و بنابراین خیال می کنند که مردم باید کنترل شوند، استقلال رفتار شما ناراحت کننده است. آن ها که از این استقلال ناراحتند، احساس می کنند مردمی که با آنها سروکار دارند باید کنترل شوند زیرا خودشان فاقد قدرت هستند.

اگر ناامنی مان زیاد باشد و در زمینه های مختلف رفتاری، رهگشایی نشناسیم، آنقدر قاعده های دلبخواه ابداع می کنیم تا مجدداً راحتی و آسودگی خاطر را احساس کنیم.

اما در زمینه های مهم تر مجبوریم برای کنترل رفتار مردم مقرراتی تدوین کنیم.همه ما در طول زندگی با توجه به آنچه در دوران کودکی یاد گرفته ایم مقرراتی ابداع می کنیم و از آن برای سلطه جویی در روابط خود با دیگران استفاده می کنیم.

به دیگران اجازه احقاق حق نمی دهیم و با از بین بردن احساس فقدان امنیت که چه کنیم و چگونه از پس دیگران برآئیم رفتار سایرین را کنترل می کنیم.

اما وقتی قبول می کنیم که قضاوت نهایی با خود ماست، وقتی به موقعیتی می رسیم که قواعد و مقررات دلبخواه دیگران را در صورتی می پذیریم که آنها را مورد تأیید قرار داده باشیم، روش هایی را تهدید می کنیم که بدون موافقت ما تنظیم کرده اند.به همین دلیل او که فاقد قاطعیت است از دادن حق” احقاق حق “به سایرین بیزار و فراری است.

برای آن که خودش را حفظ کرده باشد می پندارد باید برشما مسلط شود و برای این کار به لحاظ روانی، شما را به قاعده ها و الگوهایی که خود درباره درست و نادرست،انصاف، دلیل و منطق دارد تحت تأثیر قرار می دهدتا بدین ترتیب رفتاری را که با خواسته های شخصی اش و با آنچه دوست دارد و ندارد مغایرت دارد کنترل کرده باشد.

شخص سلطه جو از آن جهت به ابداع این نوع ساختار بیرونی توجه می کند یا فرض را بر وجود داشتن آن قرار می دهد که می خواهد رفتار شما را کنترل کند. تراژدی این برخورد سلطه جویانه این است که سلطه جو نمی داند تنها مجوزی که برای گفت وگو، برای ایجاد تغییرات مورد نظرش را دارد این است که او خواهان تغییر است.گمان می کند برای گفت وگو درباره خواسته هایش آنچه را که دوست دارد و آنچه را که دوست ندارد ،کافی نیست.

نخست؛ اینکه همه ساخت ها یا قاعده ها در روابط متقابل میان دو شخص، دلبخواه و اختیاری است. اگر بتوانید پیش طرح به خصوصی درباره چگونگی روند اوضاع ترسیم کنید خواهید دید راه های دیگری وجود دارد که کم وبیش به نتایج مشابهی منجر می شود.

دوم؛ برای در ک بهتر این که چگونه می توان از ساخت برای آسان تر کردن یا ضایع کردن حقتان بهره مند شوید، که چه کنید و یا چه نکنید، می توانید تمام مناسبات و روابط خود با دیگران را به سه دسته کلی تقسیم کنید:
(۱  روابط تجاری یا رسمی.
(۲  روابط رئیس و مرئوس یا اقتداری،.
(۳  روابط مبتنی تساوی.

طبقه بندی رابطه ویژه شما با سایرین به این بستگی دارد که چه اندازه از رابطه متقابل میان شما و دیگری به وسیله مقرراتی به دور از نظرات شما، حتی مدت ها پیش از آنکه یکدیگر را ملاقات کنید، تعیین شده است.
قضاوت نهایی با شماست.این مهم ترین اصل حق طلبی است که با رعایت آن هیچ کس نمی تواند بر شما مسلط شود.

اصلی از احقاق حق است که همه اصول و حقوق دیگر از آن نشأت می گیرد. سایر حقوق در اصل، کاربرد این حق در لحظات زندگی است. اما تجهیز به این باور تنها، کافی نیست. سلطه جو از ترفندهای گوناگونی استفاده می کند و بنابراین چاره ای نیست که راه های برخورد  با هرکدام را بداند.

برای روشن تر شدن مطلب در هر مورد نمونه ای آورده ایم. خواهید دید که دیگران با تحمیل نظرات دلبخواه خود، حق «قضاوت نهایی رفتارتان با شماست» را در قبضه خود می گیرند و بر شما مسلط می شوند.

اما فعلاًبهتر است به اختصار بعضی از نتایج کاربرد این حق را که می توانید قاضی نهایی خودتان باشید، مرور کنیم.

برای خیلی ها، حتی تصور این که قضاوت نهایی با ماست، ترسناک است.همه در قبال کارهایشان مسئولند و باید نتایجش را هم بپذیرند و این چیزی نیست که بتوان از آن شانه خالی کرد و نه می توانید مسئولیت خوشبختی دیگران را بپذیرید و نه می توانید خوشبختی خود را به دیگران واگذار کنید.

شما مسئول رفتار و طرز زندگی خود هستید و نمی توانید با توسل به دلیل و منطق و به صرف این که مجبور به انجام کاری بوده اید، از این مسئولیت شانه خالی کنید. زندگی شماست و هر اتفاقی که در آن روی دهد به خود شما مربوط است و دیگران مسئول کارهای شما نیستند.

نظام های حقوقی یا موضوعی، مقرراتی هستند که جامعه برای برخورد با نتایج منفی رفتاری که خواهان آن نیست وضع می کند.

این ها هم مانند نظام های اخلاقی ارتباطی با « درست وغلط » مطلق ندارد.« درست وغلط » مورد استفاده قرار می گیرد تا به لحاظ روانی، رفتار و احساسات مردم را تحت سلطه خود بگیرد.

بخشی از کتاب روانشناسی اعتراض
مدیران ایران

 

taتحلیل رفتار متقابل TA

 دانش «تحلیل رفتار متقابل» به ما کمک می کند که دیگران را بهتر درک کنیم و طوری رفتار کنیم که دیگران بهتر ما را درک کنند.


-= لینک کوتاه این مطلب =-

این مطالب را از دست ندهید :
- با آزمون دیسک، شناخت فوق العاده ای نسبت به خودتان یا همکارانتان بدست بیاورید: اطلاعات بیشتر ...
- تا حالا معجون مدیریت زمان رو امتحان کردید ؟
- وقتتون کمه و علاقمند به بروز رسانی اطلاعات مدیریتی تون هستید ؟
- با کانال تلگرامی مدیران ایران، همیشه بروز باشید ...


همچنین ببینید

یک مدیرخیلی خوب این ۱۰ مورد را انجام می دهد.

یک مدیر خوب بودن ممکن است سخت تر از آنچه باشد که فکر می کنید. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *