• Mp4 Porno
  • vinporn.com
  • 4p بازاریابی

    آمیخته بازاریابی؛ یعنی چه؟

    ۴p بازاریابی

    در ابتدا به تاریخچه ی پیدایش این مفهوم در بازاریابی می پردازیم. یکی از متخصصان بازاریابی در گذشته های دور، بازاریابی را این گونه تعریف کرد که کار بازاریابی این است که یکسری متریال را می گیرد و این ها را با هم مخلوط می کند و بر اساس آن چیزی ارائه می کند. این متخصص در توصیف مفهومش، کلمه ای را به کار برد به نام Ingredients یا ترکیبات. در واقع در این نظریه گفته شد که بازاریاب می آید در ابتدا بازار را می شناسد و یکسری ترکیبات هم دارد که مبتنی بر این بازار، این ترکیبات را میکس می کند. بر این اساس، بازاریاب به عنوان یک میکسر شناخته شد.

    به این ترکیب آمیخته بازاریابی گفته می شود .

    حالا اگر از این ترکیبات سوال می کردید، مواردی برشمرده می شد. بعد از ارائه ی این مفهوم بحث های مفصلی در گرفت که در آن انواع این ترکیبات، نام برده شده بود. در واقع، اگر بخواهیم خیلی ساده این مفهوم را مطرح کنیم به این صورت خواهد بود که بازاریاب، انگار یک آشپزاست که در ابتدا از شما می پرسد چه غذایی را دوست دارید و از ذائقه ی شما کسب اطلاع می کند. به طور مثال می فهمد که شما قورمه سبزی کم نمک و کم روغن دوست دارید و بعد، این که متوجه می شود که شما برای قورمه سبزی حاضرید چه مبلغی را پرداخت کنید.

    بدیهی است که اگر آشپز نداند که مشتری چه می خواهد، پس چه ترکیباتی را می خواهد باهم میکس کند تا به غذای دلخواه مشتری برسد؟ در گذشته هم چه در ایران و چه در جهان، بازاریاب ها میکسر بودند؛ منتها میکس شان مبتنی بر نظرات شخصی بود و نه نظرات مشتری. نتیجه این که غذایی را جلوی ما می گذاشتند که از آن هزارتا ایراد می شد گرفت؛ آن هم به این خاطر که از قبل از ما نپرسیده بود که واقعا چه چیزی می خواهیم.

    4p بازاریابی

    در بین نظریاتی که حول و حوش این بحث آمیزهی بازاریابی مطرح شد، شخصی به نام «جروم مک کارتی» ضمن پذیرش این موضوع که بازاریاب، یک میکسر است و با میکس ترکیبات معجونی به نام بازاریابی اش را در اختیار ما قرار می دهد؛ به این موضوع هم پرداخت که برای به یادسپاری این ترکیبات، ۴تا کلمه وجود دارد که با حرف شروع می شود و همین ۴ کلمه ترکیبات اصلی بازاریابی هستند. در واقع، اصطلاح ۴p بازاریابی از همین جا شکل گرفت. این ۴p هم شامل Product به معنای کالا، Price به معنای قیمت گذاری این کالا، Place به معنای بررسی سیستم توزیع و عرضه ی این کالا و در آخر، Promotion که به معنای چگونگی به سمع و نظر مخاطب رساندن این کالا بود. این ۴p در بازاریابی، اقبال زیادی پیدا کرد؛ به گونه ای که در خیلی از موارد، هر وقت می گوییم بازاریابی، طرف مقابل مان بلافاصله می گوید: آره، می دانم داری در مورد ۴p بازاریابی صحبت می کنی.

    علت اقبال این ۴p بازاریابی را می توان در ساده بودن آن جست و جو کرد. ترکیبات قبلی که در بازاریابی معرفی می کردند، شامل ۱۵ تا ۲۰مورد بودند که آموختن آنها هم از یک مرحله ای به بعد، پیچیده می شد؛ اما این یکی، خیلی راحت در ذهن ها جای می گرفت. در واقع می توان این گونه گفت که مک کارتی، آمیزه ی بازاریابی را به بازاریابی معرفی نکرده بلکه انیل بوردن، آن را شرح داد و معرفی کرد اما مک کارتی با ارائه آن در قالب ۴p آن را متداول کرد. تا جایی که برخی به غلط می گویند بنیان گذار نظریه ی آمیزه ی بازاریابی، جروم مک کارتی بوده؛ در حالی که این مقام متعلق به نیل بوردن است.

    البته این ۴p در مسیر تکاملی بازاریابی، هر روز بیشتر شده است. باید توجه کنیم که ۴p بازاریابی شامل سرشاخه ها بوده است که هر کدام شان عناصری را ذیل خود داشته اند. مثلا وقتی مک کارتی از کالا صحبت می کند؛ طراحی، برند، جایگاه یابی و… زیر مجموعه ی اولین P یعنی Product مطرح می شوند. بازاریابی در روند رو به جلوی خود، کم کم نبردهای سخت تری را تجربه کرد و این گونه شد که بعضی از این زیر مجموعه ها اهمیتشان به قدری افزایش یافت که خودشان در مقام یک P مستقل، قرار گرفتند. به طور مثال Packaging یا بسته بندی شاید در ابتدا زیر مجموعه ی کالا مطرح می شد؛ اما کم کم با پیچیده تر شدن رقابت و بازاریابی، به این نتیجه رسیدند که بسته بندی را تحت عنوان یک P مستقل معرفی کنند. همان طور که این نگاه در مورد جایگاه یابی یا Positioning هم به وجود آمد.

    وقتی کتاب های بازاریابی را می خوانیم می بینیم که هر کسی تعداد متفاوتی برای ترکیبات بازاریابی برشمرده که در برخی موارد به ورطه افراط هم کشیده شده است و از آن می توان به عنوان بازاریابی Pزده یاد کرد. بهتر این است که ما اسیر این نظریات نشویم. من و شما، بازاریابی برای مان وسیله است و از آن کارآیی می خواهیم تا به اهداف مان در کسب و کار برسیم. اگر بخواهیم وارد بحث شناختن همه ی pها در بازاریابی شویم که احتمالا به ۴۰ تا ۴۵ مورد می رسد، فقط وقتمان را تلف کرده ایم. چرا که بیشتر این بحث ها در مورد تعداد Pها جنبه ی آکادمیک دارد و نه جنبه عمل گرایانه و کاربردی برای کسب و کار.

     

    modiriran.ir/?p=11260

    مشاهده جزییات

    مدیران ایران

    همچنین ببینید

    روابط عمومی در بازاریابی

    روابط عمومی در بازاریابی پرسش اصلی در این مبحث می تواند این باشد که روابط …

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

     

    This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.