خاطره ی دومین نشست باشگاه مدیران

خدای ؛ عزوجل را شاکرم که سعادت حضور در نشست نوزدهم آبان ماه باشگاه مدیران ایران نصیبم شد...راستش من زودتر از موعد در برج میلاد حاضر شدم و کوشیدم ، توام با فوران فواره های زیرین برج ؛ میلاد اندیشه های نوین مدیریتی در باشگاه مدیران را جشن بگیرم و دروادی رویا تراوشات ذهنی مدعوین را بالاتر از ارتفاع برج ، ببینم. بهرحال دوستان آمدند و مثل همیشه طنین خوش آهنگ و مدیر نواز سرکارخانم مفاخری گوش هوش مدیران را آکند و مراسم از هر دری سخنی صد البته برای هویت یافتن باشگاه آغاز شد...از تعارفات که بگذریم ، همه ی نگاه ها با مسما بود و بنوعی حول محور شعارهایی که در نشست پیشین از لسان حضار ساطع گشته بود موج می زد و تمامی باشندگان بنوعی می خواستند دانش ابراز کنندگان را محک بزنند تا ببینند چه می خواهند و برای هویت بخشیدن به باشگاه چه می کنند .

و اما ...در میانه ی نشست ؛  بزرگی از ستاره ی سهیل گریزی به شائبه ی انتظار تحول علم مدیریت از لسان نشست اسبق زد و انطباق بیشتر با واقع را به قاعده نوشت.و چه زیبا دکتر صنعتی عزیز با ابراز جمله ای زرین پاسخی راهبردی فرمود و با ادای واژه ی «تفکر» دقیقا از هر دری سخنی را به ضیافت همان اندیشه ی راهبری مدیریت نشاند و به روی آیینه ی ترجمان چنین نگاشت که جملگی مدیران برای غوطه ور نشدن در چارچوب «مبتلا به» امروز و چالش پراکندگی گفتار و کم رنگ نمایی کردار و ورود یکباره به سرمایه گذاری وخشت گذاری ناپخته ؛ خردمندانه بنشینند و با  مدیریت دانش و خمیرمایه ی  درک ، زیرساختی مستحکم برای پدیده ی عدم اطمینان بنویسند و پیش ران ها و عدم قطعیت ها را بنگرند و اینجابود که همان دل گویه ی اندیشکده ی راهبری مدیریت با تبلور راهبری شناور دکتر صنعتی عزیز در فضای ابهام ، بصورتی شفاف شکل گرفت که ای دوستان....بیندیشیم و بسازیم تا در گستره ی توانمند تولید ناب بنشینیم...

و این لحظات خوش مرام همنوا شد با عکاسی سرشت که تثبیت کند گفته ها را و بنگارد بر اوراق تاریخ که ای جمع مدیران همگی در دوران نقاهتی بزرگ بسر می بریم و ساختاری ( نه ساختمان) عمیق برای گردشگری درمانی  مدیریت در ایران   می خواهیم تا از درون متحول کنیم و با تسری تحول به بدنه ی مدیریت در سطح کشور کم کم به تغییر بیندیشیم و آنگاه بسان زنجیره های ارزش به آرمان تحول مدیریت با خاستگاهی ایرانی برخیزیم!

آفرین و صد آفرین به مدعوین باشگاه که « شاکرانه » پیش می رانند و مدبرانه می نگارند تا در آینده ی میهن در زمره « مفاخر» بدون مرز ، هم آواز ابن سینا ها ؛ بالاتر از پیتر دراکر و نوناکاها در پهنه ی علم و دانش متناسب سازی شده ی دهر خوش بنشینند!!

ارادتمند: سامرند داودی

95/8/21 . تهران بزرگ
 

 

 


نوشته شده توسط سامرند داودی در جمعه 1395/08/21 .

+