در نتیجه، از دیدگاه ذینفعان ، شرکتهایی با سرمایه سازمانی بالا پرریسکتر جلوه میکنند. این پیشبینی، پیامدهای مهمی برای اثرات سرمایه سازمانی (که به طور فزایندهای به عنوان یک عامل کلیدی در تولید شناخته میشود) (بوباک و همکاران، 2021) و تعیین ریسک شرکت (موضوعی کلاسیک در اقتصاد و تجارت) دارد. با این حال، تاکنون شواهد تجربی کمی در مورد ارتباط بین سرمایه سازمانی و ریسک شرکت وجود داشته است. این کمبود در شواهد تجربی، احتمالا به دلیل چالشهای اندازهگیری سرمایه سازمانی است. اندازهگیری سرمایه سازمانی، به عنوان یک دارایی نامشهود، به طور قابل توجهی دشوار است (ترونکونی و مارزتی، 2011). برخی مطالعات (مانند لِو و همکاران، 2009؛ آیزنفلدت و پاپانیکولا، 2013) از هزینههای سرمایهگذاریشدهی در بخش فروش، عمومی و اداری (SG&A) یک شرکت به عنوان معیاری برای سرمایه سازمانی استفاده کردهاند. با این حال، روشهای حسابداری که ترکیب دقیق هزینههای SG&A را تعیین میکنند، در صنایع مختلف متفاوت است و هزینههای SG&A معمولاً شامل اجزایی است که ارتباطی با سرمایه سازمانی ندارند (لی و همکاران، 2018). برای غلبه بر چالش اندازهگیری کلی سرمایه سازمانی، ما بر روی یک جزء خاص از سرمایه سازمانی، یعنی مدیریت منابع انسانی (HRM) تمرکز میکنیم. HRM رویکردی استراتژیک برای مدیریت مؤثر و کارآمد کارکنان به منظور کسب مزیت رقابتی است و بنابراین، به طور گستردهای به عنوان جزئی از سرمایه سازمانی در نظر گرفته میشود (برای مثال، بلک و لینچ، 2005). ، ما از مطالعه چادویک و همکاران (2016) پیروی میکنیم و از حضور مدیران منابع انسانی (HREها) در تیمهای مدیریت ارشد (TMTs) به عنوان معیاری برای HRM متعالی استفاده میکنیم. اعتقاد بر این است که HREها توانایی چشمگیری در HRM دارند و نسبتا گران هستند. بنابراین، حضور یک HRE نشان میدهد که شرکت بر HRM تأکید دارد و تمایل بیشتری برای اتخاذ شیوههای بهینه HRM دارد (چادویک و همکاران، 2016). در نتیجه، شرکتهایی که HRE دارند، به طور متوسط باید دارای ذخایر بیشتری از سرمایه سازمانی نسبت به همتایان خود باشند. برای شناسایی شرکتهایی که اساساً پرریسک هستند، ما از رویکرد بدون مدل لاکونیشوک و همکاران (1994) استفاده میکنیم. منطق این رویکرد این است که شرکتهای پرریسکتر باید در شرایط بسیار بد بازار عملکرد بدتری داشته باشند. بر این اساس، ما 25 درصد پایینی شرکتهای نمونه که دارای کمترین بازده سالانه سهام در هر یک از پنج سال بد بازار سهام در دوره نمونهگیری خود هستند را به عنوان شرکتهای پرریسک طبقهبندی میکنیم. در اصل، این معیار ریسک بر اساس واکنش بازده سهام یک شرکت به بازده بازار است و بنابراین، تا حد زیادی جزء سیستماتیک ریسک سهام شرکت را در بر میگیرد. همانطور که لاکونیشوک و همکاران (1994) اشاره میکنند، رویکرد بدون مدل آنها نه تنها استفاده از مدلهای قیمتگذاری دارایی را که ممکن است در شناسایی عوامل ریسک ناقص باشند، غیرضروری میکند، بلکه شاخص قابل اعتمادی از میزان ریسک یک شرکت ارائه میدهد، «حتی زمانی که معیارهای متعارف ریسک مانند بتا و انحراف معیار آن را نشان نمیدهند» (لاکونیشوک و همکاران، 1994، ص. 1569). با استفاده از یک نمونه جامع از تقریباً تمام مشاهدات سال-شرکت که به طور مشترک در پایگاههای داده ExecuComp و Compustat از سال 1992 تا 2020 فهرست شدهاند، ما دریافتیم که شرکتهای دارای مدیران منابع انسانی (HRE) ، که به طور متوسط شرکتهای بزرگ و بالغی هستند، در شرایط بسیار بد بازار به طور قابل توجهی بازده سهام کمتری دارند. همچنین متوجه شدیم که شرکتهای دارای HRE بیشتر احتمال دارد در زمانهای بد بازار سهام، عملکرد ضعیفی در بازار سهام داشته باشند، حتی اگر سایر عواملی را که بر ریسک شرکت تأثیر میگذارند، کنترل کنیم. به طور کلی، این نتایج نشان می دهد که از دیدگاه سهامداران، شرکت های دارای HRE پرریسک تر از سایر شرکت ها هستند که با این مفهوم که ریسک شرکت با سرمایه سازمانی افزایش می یابد، سازگار است. مطالعه ما از چند طریق به ادبیات موجود کمک می کند. اولاً، ما شواهد جدیدی در مورد ارتباط بین سرمایه سازمانی و ریسک شرکت ارائه می دهیم و بنابراین به درک بهتر این دو مفهوم حیاتی کمک می کنیم. دوم، مطالعه ما از اولین مطالعاتی است که HRM را به طور کلی و HRE را به طور خاص به ریسک شرکت مرتبط می کند و بنابراین به طور قابل توجهی به ادبیات گسترده و رو به رشد در مورد عوامل انسانی در کسب و کار کمک می کند. سوم و در نهایت، مطالعه ما با شناسایی HRM به عنوان یک عامل جدید و بالقوه مهم که بر ریسک شرکت تأثیر می گذارد، به ادبیات مدیریت ریسک موجود کمک می کند. 2.دادهها 2.1. ساخت نمونه نمونهی ما شامل 50,393 مشاهدهی سال-شرکت است که به طور مشترک در پایگاههای دادهی ExecuComp و Compustat از سال 1992 تا 2020 فهرست شدهاند و دارای مقادیر گمشده برای چندین ویژگی کلیدی شرکت (یعنی، اندازهی شرکت، نسبت ارزش بازاری به دفتری، ROA و اهرم) نیستند. همانطور که روال معمول است، شرکتهای بسیار کوچک (یعنی شرکتهایی با فروش سالانهی 20 میلیون دلار یا کمتر) را حذف کردهایم. ما از پایگاه داده ExecuComp برای شناسایی شرکتهایی با مدیران منابع انسانی (HRE) استفاده میکنیم که در میان مدیران پردرآمد فهرست شده در این پایگاه داده قرار دارند. ما یک مدیر را به عنوان HRE طبقهبندی میکنیم اگر عنوان شغلی وی شامل عبارت «منابع انسانی» باشد. عناوین معمول HREها در نمونهی ما عبارتند از «معاون ارشد منابع انسانی» و «مدیر ارشد و معاون اجرایی منابع انسانی ». میانگین نسبت کل دستمزد HRE به کل دستمزد مدیرعامل اجرایی (CEO) در نمونهی ما 0.323 با انحراف معیار 0.277 است. در مقایسه، بارون و وادل (2003) در نمونهای برای دورهی 1992-2000 دریافتند که میانگین نسبت دستمزد مدیران غیر CEO به دستمزد CEO برابر با 0.556 با انحراف معیار 0.300 است. این آمار با این واقعیت سازگار است که HREها معمولاً جزو پردرآمدترین مدیران غیر CEO نیستند؛ با این حال، نشان میدهند که HREها در شرکتهای خود از اهمیت و قدرت قابل توجهی برخوردارند. ما از پایگاه داده Compustat برای به دست آوردن اطلاعات حسابداری مربوط به شرکتهای نمونه استفاده میکنیم. از مجموع 50,393 مشاهدهی سال-شرکت، 3679 مورد (یا 7.3 درصد) دارای یک HRE در میان مدیران ارشد گزارششده در پایگاه دادهی ExecuComp هستند. همانطور که در جدول 1 نشان میدهیم، شرکتهای دارای HRE به طور کلی بزرگتر و متنوعتر از شرکتهای بدون HRE هستند. جدول 1 ویژگی های شرکت و HRE. در این جدول، تفاوتهای میانگین و میانه (درج شده در زیر مقدار میانگین) در ویژگیهای شرکت بین شرکتهای دارای HRE و بدونHRE را در نمونه کاملی که دوره 1992-2020 را پوشش میدهد، آزمایش میکنیم. SIZE لگاریتم طبیعی کل فروش است. Market to book ، نسبت ارزش بازاری دارایی ها بر ارزش دفتری دارایی ها در ابتدای سال است. ROA درآمد خالص قبل از اقلام فوق العاده تقسیم بر کل دارایی ها در ابتدای سال است. R&D هزینههای تحقیق و توسعه تقسیم بر کل داراییها می باشد (مقادیر گمشده صفر تنظیم میشوند). Net CAPX تفاوت بین هزینه های سرمایه ای و فروش دارایی ها، ماشین آلات و تجهیزات تقسیم بر کل دارایی ها است (مقادیر گمشده صفر تعیین می شود). Leverage کل بدهی ها تقسیم بر کل دارایی ها می باشد. Business segments تعداد بخشهای تجاری گزارششده در پایگاه داده Compustat است. Sales Herfindahl مجموع نسبتهای مجذور فروش بخش به کل فروش است. ***، **، و * به ترتیب در سطوح 1%، 5% و 10% معنیداری آماری را نشان میدهند. 2.2. متغیرهای کنترل به دنبال مطالعات قبلی (به عنوان مثال، لو،2009)، مجموعهای از متغیرها را که بر ریسک شرکت تأثیر میگذارند، کنترل میکنیم. SIZE ، لگاریتم طبیعی کل فروش در ابتدای سال است. یک رابطه منفی بین اندازه شرکت و ریسک شرکت به خوبی در ادبیات مستند شده است. Market to book ، نسبت ارزش بازاری دارایی ها بر ارزش دفتری دارایی ها در ابتدای سال است. همانند مطالعات قبلی (به عنوان مثال، لو،2009)، ما از Market to book به عنوان شاخصی برای فرصت های سرمایه گذاری استفاده می کنیم و انتظار داریم که رابطه منفی با ریسک شرکت داشته باشد. ROA درآمد خالص قبل از اقلام فوق العاده تقسیم بر کل دارایی ها در ابتدای سال است. ROA به عنوان یک معیار سودآوری، رابطه منفی با ریسک شرکت دارد. R&D هزینههای تحقیق و توسعه تقسیم بر کل داراییها است (مقادیر گمشده صفر تنظیم میشوند). Net capital expenditures تفاوت بین مخارج سرمایه ای و فروش اموال، ماشین آلات و تجهیزات تقسیم بر کل دارایی ها است (مقادیر گمشده صفر تعیین می شود). به عنوان شاخص سرمایه گذاری شرکت، R&D و Net CAPX معمولاً ریسک شرکت را افزایش می دهد. Leverage ، کل بدهی ها تقسیم بر کل دارایی ها می باشد، که معمولاً اعتقاد بر این است که ریسک شرکت را افزایش می دهد. Business segments تعداد بخشهای تجاری گزارششده در پایگاه داده Compustat است. در نهایت، Sales Herfindahl مجموع نسبتهای مجذور فروش بخش به کل فروش است. به عنوان معیارهای تنوع شرکت، Business segments و Sales Herfindahl به طور گسترده بر ریسک شرکت تأثیر می گذارند، اما جهت این اثر نامشخص است (به عنوان مثال، توماس، 2002). جدول 1 آمار خلاصه ای را برای متغیرهای کلیدی در نمونه ما و همچنین تفاوت میانگین و میانه (در پرانتز) در ویژگی های شرکت بین شرکت های با و بدون HRE ارائه می دهد. 3. نتایج جدول 2 تفاوت میانگین و میانه در بازده سهام بین شرکت های با و بدون HRE را در بدترین سال های بازار سهام در دوره نمونه ما بررسی می کند. نتایج به وضوح نشان میدهد که شرکتهای دارای HRE به طور معناداری بازده سهام کمتری نسبت به شرکتهای بدون HRE در بدترین شرایط بازار سهام دارند، که با این تصور سازگار است که شرکتهای دارای HRE اساساً ریسکپذیرتر از شرکتهای بدون HRE هستند. ما این نتیجه را اینگونه تفسیر می کنیم که نشان می دهد ریسک شرکت با سرمایه سازمانی افزایش می یابد. برای کنترل سایر عواملی که ممکن است بر ریسک شرکت تأثیر بگذارند، معیار ریسک ناپارامتریک در حضور HRE را در جدول 3 رگرسیون می کنیم. در اینجا، ما از دادههای پنج سال از بدترین سال های بازار سهام در دوره نمونه خود استفاده میکنیم. متغیر وابسته یک متغیر ساختگی است که اگر بازده سهام شرکت در چارک پایینی یک سال خاص باشد، برابر یک و در غیر این صورت صفر است. با توجه به ماهیت دوگانه متغیر وابسته، رگرسیون ها را از طریق پروبیت و لاجیت تخمین می زنیم. ما فقط نتایج پروبیت را گزارش می کنیم زیرا هر دو روش از نظر کیفی نتایج یکسانی را تولید می کنند. همانطور که در جدول 3 نشان می دهیم، بین حضور HRE و متغیر وابسته رابطه مثبت و معنی داری پیدا کردیم. این نتیجه نشان میدهد که شرکتهای دارای HRE احتمالاً در بدترین زمانها ضعیف عمل میکنند، که دوباره با این تصور که ریسک شرکت به طور مثبت با سرمایه سازمان مرتبط است، سازگار است. در مطالعه ما، علیت معکوس بعید به نظر میرسد زیرا شرکتهای دارای HRE معمولاً بزرگتر، متنوعتر و در نتیجه ریسک کمتری دارند. با این حال، ما نمیتوانیم این احتمال را رد کنیم که یک عامل پنهان میتواند بر ریسک شرکت و حضور HRE به طور همزمان تأثیر بگذارد. برای رسیدگی بیشتر به نگرانی در مورد درون زایی، شرکت های دارای HRE را با شرکت های بدون HRE مطابقت می دهیم. با انجام این کار، برای هر مشاهده سال-شرکت با یک HRE، یک شرکت منطبق در همان صنعت (بر اساس طبقهبندیهای صنعتی Fama-French 49)، در همان سال و با نزدیکترین اندازه پیدا میکنیم. ما دریافتیم که بر اساس شرکتهای همسان، اثرات موردنظر در جداول 2 و 3 نسبتا ضعیفتر میشوند، که جای تعجب نیست. برای مثال، ضرایب روی متغیر ساختگی HRE در جدول 3 به ترتیب 0.142 و 0.145 می شود. با این حال، علائم این اثرات تغییر نمی کند. و مهمتر از آن، تأثیرات موردنظر از نظر آماری در سطوح 5 درصد یا 10 درصد در هر دو جدول 2 و 3 در هر مورد، به جز اختلاف میانه در بازده شاخص S&P 500 در پانل A جدول 2، از نظر آماری معنی دار باقی می ماند. به طور کلی، نتایج تطبیق با نتایج در نمونه کامل سازگار است. 4. نتیجه گیری در این مقاله متوجه میشویم که شرکتهای دارای HRE اساساً ریسک پذیرتر از شرکتهای بدونHRE هستند. این نتیجه شواهد جدیدی را در مورد ارتباط مثبت بین سرمایه سازمان یو ریسک شرکت نشان می دهد. همچنین با شواهد قبلی که وجود HRE ها ارزش شرکت را افزایش می دهد مطابقت دارد (چادویک و همکاران، 2016). با توجه به اینکه ارزش شرکت با ریسک شرکت برای شرکتهای بزرگ و بالغ افزایش مییابد (شین و استولز، 2000)، اگر حضور HRE ریسک شرکت را افزایش دهد، ارزش شرکتهای دارای HRE که معمولاً شرکتهای بزرگ و بالغ هستند، باید افزایش یابد. نکته ای که در تحلیل ما وجود دارد این است که حضور HRE ها ممکن است تنها یک معیار کلان برای تاکید استراتژیک شرکت ها بر HRM باشد، به طوری که این معیار امکان کاوش در یک نمونه بزرگ را فراهم می کند. تحقیقات آتی با استفاده از معیارهای جایگزین مدیریت منابع انسانی یا سرمایه سازمانی مثمر ثمر خواهند بود. جدول 2: عملکرد بازار سهام شرکت های دارای HRE در بدترین شرایط جهانی در این جدول، تفاوت میانگین و میانه (درج شده در زیر میانگین) در بازده سهام سالانه بین شرکتهای دارای HRE و شرکتهای بدونHRE را در بدترین پنج سال برای بازار سهام بین سالهای 1992 و 2020 آزمایش میکنیم. بر اساس بازده شاخص S&P 500، بدترین پنج سال 2008، 2002، 2001، 2000 و 2018 است. ** و * به ترتیب در سطوح 1%، 5% و 10% معنی دار می باشد. جدول 3: احتمال این که شرکتهای دارای HRE در بدترین شرایطی جهان عملکرد ضعیفی داشته باشند. در این جدول، ما تأثیر حضور HRE را بر احتمال اینکه شرکتها در بدترین شرایط جهانی عملکرد ضعیفی داشته باشند، بررسی میکنیم. در انجام این کار، ما یک مدل پروبیت را با استفاده از دادههای بدترین پنج سال برای بازار سهام بین سالهای 1992 و 2020 تخمین میزنیم. متغیر وابسته یک متغیر ساختگی است که اگر بازده سهام سالانه یک شرکت در چارک پایین یک سال خاص باشد برابر یک و در غیر این صورت صفر است. متغیر ساختگی HRE یک متغیر شاخص است که اگر شرکت دارای HRE باشد مقدار یک و در غیر این صورت صفر می شود. تعاریف سایر متغیرها در جدول 1 آمده است. خطاهای استاندارد داخل پرانتز هستند. ***، ** و * به ترتیب در سطوح 1%، 5% و 10% معنیداری آماری را نشان میدهند.
آیا سرمایه سازمانی ریسک شرکت را افزایش می دهد؟ شوا
آیزنفلدت و پاپانیکولا (2013) در مطالعهی تأثیرگذار خود، یک مدل نظری ارائه میدهند که در آن، گزینههای جایگزین برای افراد کلیدی (مثلا فرصتهای شغلی بهتر در جای دیگر) تعیین کننده سهم ذینفعان از جریانهای نقدی شرکت است.
درباره نویسنده