آقای دکتر کارن خاقان
مدیرعامل در شرکت مهندسی اندیشه پردازان مبتکر
۱۴۰۵/۰۶/۳۰
صنعت پرداخت ایران در حال عبور از دورهای است که توسعه شبکه با تعداد کارتخوانهای منصوبه سنجیده میشد. افزایش هزینه تجهیزات و نگهداری، فرسودگی ناوگان و محدودیتهای زنجیره تأمین نشان میدهد که ادامه این رویکرد دیگر لزوماً به معنای افزایش بهرهوری نیست. در چنین شرایطی، تمرکز صنعت باید از «تعداد پایانه» به «ارزش اقتصادی هر پایانه» تغییر کند؛ یعنی مدیریت هزینه مالکیت، افزایش عمر مفید تجهیزات، تعمیر و بازسازی، تخصیص هوشمند و استفاده متناسب از ابزارهای پرداخت. آینده اقتصادی شبکه پرداخت، بیش از آنکه به تعداد تجهیزات وابسته باشد، به توان صنعت در ایجاد بیشترین ارزش از کمترین منابع وابسته است.
کارتخوانهای فرسوده، زنگ هشدار برای تغییر مدل اقتصادی صنعت پرداخت
صنعت پرداخت ایران سالها توسعه شبکه پذیرندگی را با یک شاخص ساده دنبال کرد: تعداد پایانههای منصوبه. هرچه تعداد دستگاههای فعال و منصوبه بیشتر بود، تصویر بزرگتری از توسعه شبکه پرداخت ارائه میشد. اما امروز، با تغییر شرایط اقتصادی و محدود شدن منابع، این شاخص بهتنهایی دیگر نمیتواند بیانگر کیفیت و بهرهوری شبکه باشد.
مسئله امروز صنعت، صرفاً تعداد کارتخوانها نیست؛ مسئله، هزینه نگهداری و بازده اقتصادی ناوگان موجود است.
بخش قابلتوجهی از پایانههای موجود در شبکه طی سالهای گذشته خریداری و چندین بار تعمیر یا جابهجا شدهاند. افزایش عمر تجهیزات، استهلاک قطعات، کاهش دسترسی به برخی قطعات یدکی، محدودیتهای واردات، دشواری تأمین مواد اولیه و افزایش هزینه تولید، باعث شده جایگزینی یک دستگاه فرسوده دیگر تصمیمی ساده و کمهزینه نباشد.
در چنین شرایطی، صنعت پرداخت باید یک سؤال اساسی را جدیتر مطرح کند:
هزینه واقعی نگهداری یک پایانه در طول عمر آن چقدر است؟
نگاه سنتی معمولاً قیمت خرید دستگاه را معیار تصمیمگیری قرار میدهد، در حالی که اقتصاد واقعی یک پایانه شامل قیمت خرید، حمل، نصب، تخصیص، ارتباطات، تعمیرات، قطعات، پشتیبانی، جمعآوری و نهایتاً جایگزینی آن است. بنابراین آنچه باید مبنای تصمیم قرار گیرد، نه قیمت خرید، بلکه هزینه مالکیت کل است.
از سوی دیگر، محدودیت در تأمین قطعات میتواند مسئله را پیچیدهتر کند. دستگاهی که با تعویض یک قطعه کوچک قابلیت بازگشت به شبکه را دارد، ممکن است صرفاً به دلیل نبود قطعه از چرخه خارج شود. در شرایطی که قیمت تجهیزات جدید افزایش یافته، توسعه فرآیندهای حرفهای تعمیر، بازسازی و استفاده مجدد از تجهیزات میتواند به یک مزیت اقتصادی تبدیل شود.
در این میان، تولید داخل نیز اگرچه یک ظرفیت مهم برای کاهش وابستگی به واردات است، اما صرفاً تولید دستگاه نهایی کافی نیست. پایداری این صنعت به زنجیره تأمین قطعات، مواد اولیه، فناوری و خدمات پس از فروش وابسته است. اگر این زنجیره کامل نباشد، بخشی از مشکل واردات محصول نهایی صرفاً به مشکل تأمین قطعات منتقل خواهد شد.
اما شاید مهمتر از همه، ضرورت تغییر نگاه به مفهوم پایانه منصوبه باشد.
یک کارتخوان نصبشده لزوماً یک دارایی مولد نیست. اگر پایانهای تراکنش مؤثر ایجاد نمیکند، در واقع منابع سازمان در قالب یک تجهیز، ارتباطات، پشتیبانی و سرمایه در گردش درگیر شده است، بدون آنکه ارزش اقتصادی متناسبی تولید کند.
بنابراین صنعت پرداخت بناچار می بایست از تعداد محوری به ارزشمحوری حرکت کند.
شاخصهایی مانند تعداد تراکنش، مبلغ تراکنش، درآمد ایجادشده، هزینه پشتیبانی، عمر مفید تجهیز و هزینه احیای پایانه باید در کنار تعداد پایانههای منصوبه قرار گیرند.
از طرف دیگر، همه پذیرندگان نیز الزاماً به یک ابزار پرداخت یکسان نیاز ندارند. توسعه روشهایی مانند پرداختهای مبتنی بر QR، لینک پرداخت، ابزارهای موبایلی و سایر راهکارهای دیجیتال میتواند در برخی سناریوها نیاز به تخصیص یک تجهیز فیزیکی را کاهش دهد، مشروط بر اینکه امنیت، تجربه کاربری و الزامات نظارتی حفظ شود.
در واقع مسئله آینده صنعت پرداخت، انتخاب بین کارتخوان و روشهای جدید نیست، مسئله، انتخاب اقتصادیترین و امنترین ابزار متناسب با نیاز هر پذیرنده است.
این تغییر نگاه میتواند یک پیامد مهم دیگر نیز داشته باشد: کاهش فشار بر زنجیره تأمین تجهیزات.
هر دستگاهی که بهجای خرید دستگاه جدید تعمیر و بازسازی شود، هر پایانهای که بهجای جمعآوری احیا شود و هر پذیرندهای که بدون نیاز به تجهیز فیزیکی از یک ابزار پرداخت امن و کارآمد استفاده کند، به معنای کاهش هزینه سرمایهای و عملیاتی صنعت است.
به نظر میرسد صنعت پرداخت در نقطهای قرار گرفته که دیگر نمیتوان با منطق سالهای گذشته درباره تجهیزات تصمیم گرفت.
دوره خرید، نصب و جایگزینی باید به سمت مدیریت چرخه عمر، احیا، بازسازی و تخصیص هوشمند حرکت کند.
کارتخوان همچنان بخش مهمی از اکوسیستم پرداخت ایران خواهد بود، اما آینده متعلق به شرکتی نیست که صرفاً تجهیزات بیشتری در اختیار دارد. آینده متعلق به مجموعهای است که بتواند با کمترین هزینه، بیشترین ارزش را از ناوگان موجود ایجاد کند.
شاید سؤال درست برای صنعت پرداخت دیگر این نباشد که چه تعداد دستگاه باید خریداری کنیم؟
سؤال مهمتراین است:
برای ایجاد هر تراکنش، چه تجهیز یا خدمتی واقعاً مورد نیاز است و اقتصادیترین راه تأمین آن چیست؟
پاسخ به همین سؤال میتواند نقطه آغاز تغییر مدل اقتصادی تجهیزات در صنعت پرداخت ایران باشد.