کارن خاقان
آقای دکتر کارن خاقان

مدیرعامل در شرکت مهندسی اندیشه پردازان مبتکر

۱۴۰۵/۰۵/۲۶
  • کهربا فقط یک فناوری NFC نیست؛ می‌تواند معماری و مدل کسب‌وکار صنعت پرداخت ایران را تغییر دهد.
  • با جایگزینی موبایل و ابزارهای هوشمند به‌جای کارت فیزیکی، نقطه تماس مشتری از کارت به اکوسیستم دیجیتال منتقل می‌شود.
  • مهاجرت به کهربا برای PSPها هزینه‌های نرم‌افزاری، سخت‌افزاری، امنیتی، عملیاتی، آموزشی و هزینه فرصت ایجاد می‌کند.
  • در مقابل، کهربا می‌تواند زمینه توسعه خدمات ارزش افزوده، کیف پول، اعتبار، وفاداری و تجربه پرداخت دیجیتال را فراهم کند.
  • POS احتمالاً حذف نمی‌شود، اما از کارت‌خوان سنتی به یک پایانه چندمنظوره برای پذیرش روش‌های مختلف پرداخت تبدیل خواهد شد.
  • در نهایت، موفقیت PSPها به این بستگی دارد که کهربا را صرفاً یک الزام فنی ببینند یا فرصتی برای تبدیل‌شدن از «پردازشگر تراکنش» به «ارائه‌دهنده تجربه و خدمات مالی دیجیتال».

 کهربا؛ آغاز یک تغییر فنی یا پایان یک مدل در صنعت پرداخت؟

چرا مهاجرت به پرداخت بدون کارت می‌تواند قواعد بازی PSPها، پذیرندگان و حتی مدل خرید را تغییر دهد؟

صنعت پرداخت ایران سال‌هاست بر یک تصویر نسبتاً آشنا بنا شده است: مشتری کارت بانکی خود را در اختیار دارد، پذیرنده یک کارت‌خوان در اختیار دارد و شرکت پرداخت الکترونیک یا PSP، واسطه فنی انجام تراکنش است. بخش مهمی از سرمایه‌گذاری صنعت نیز حول همین مدل شکل گرفته است؛ از تولید و نگهداری کارت و پایانه فروش گرفته تا توسعه سوئیچ‌ها، شبکه پذیرندگی، اپلیکیشن‌ها و سامانه‌های پردازش تراکنش.

اما این تصویر در حال تغییر است.

ورود پرداخت‌های غیرتماسی مبتنی بر NFC و طرح «کهربا» صرفاً به معنای اضافه شدن یک گزینه جدید به منوی پرداخت نیست. اگر سیاست مهاجرت از پرداخت کارتی سنتی به مدل‌های مبتنی بر کهربا با جدیت دنبال شود، موضوع بسیار فراتر از تغییر فناوری پرداخت خواهد بود؛ مدل خرید، نقطه تماس مشتری با شبکه پرداخت، نقش کارت بانکی، جایگاه پایانه فروش و حتی منطق رقابت شرکت‌های PSP می‌تواند تغییر کند.

کهربا از سال‌های گذشته به‌عنوان راهکار پرداخت موبایلی مبتنی بر استاندارد EMV و NFC مطرح شده و در سال‌های اخیر به‌تدریج در میان بانک‌ها، شرکت‌های پرداخت و اپلیکیشن‌های مختلف توسعه یافته است. برای نمونه، سرویس‌های کهربا در اپلیکیشن‌هایی مانند ۷۲۴، آپ و تاپ معرفی شده‌اند و شرکت‌های پرداخت نیز پایانه‌های خود را برای پذیرش این نوع تراکنش تجهیز کرده‌اند.

بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که «کهربا چیست؟»

سؤال مهم‌تر این است:

اگر صنعت پرداخت قرار باشد به سمت کهربا مهاجرت کند، چه چیزی در اقتصاد و معماری فعلی صنعت پرداخت تغییر خواهد کرد؟

کهربا را نباید فقط یک فناوری NFC دید

در ساده‌ترین تعریف، کهربا امکان انجام پرداخت حضوری بدون استفاده از کارت فیزیکی را فراهم می‌کند. مشتری کارت خود را در یک اپلیکیشن یا ابزار مورد تأیید قرار می‌دهد و هنگام خرید، گوشی هوشمند مجهز به NFC یا ابزار سازگار را به پایانه فروش نزدیک می‌کند.

از منظر فنی، موضوع به NFC محدود نیست. معماری این نوع پرداخت به استانداردهای EMV، توکن‌سازی و سازوکارهای امنیتی وابسته است. در واقع به‌جای اینکه شماره کارت به شکل سنتی در فرآیند پرداخت مورد استفاده قرار گیرد، اطلاعات پرداخت در قالب سازوکارهای امن‌تر و متناسب با معماری پرداخت موبایلی مدیریت می‌شود.

همین موضوع باعث شده که کهربا را نتوان صرفاً نسخه ایرانی «پرداخت با موبایل» تلقی کرد. این پروژه در لایه زیرساختی شبکه پرداخت تعریف شده و برای اجرای فراگیر آن، تغییراتی در سامانه‌های حاکمیتی، بانک‌ها و شرکت‌های PSP مورد نیاز است.

به بیان دیگر، کهربا یک محصول نیست؛ یک لایه جدید برای انجام تراکنش است.

و همین نکته اهمیت آن را برای صنعت پرداخت بیشتر می‌کند.

تغییر واقعی کجاست؟ از کارت به هویت پرداخت

در مدل سنتی، کارت بانکی یکی از مهم‌ترین ابزارهای شناسایی و آغاز تراکنش است.

مشتری کارت دارد، کارت به حساب بانکی متصل است و پایانه فروش اطلاعات کارت را دریافت و تراکنش را در شبکه پرداخت آغاز می‌کند.

در مدل جدید، موبایل می‌تواند جای کارت را بگیرد.

اما این جابه‌جایی از نظر اقتصادی و کسب‌وکاری بسیار مهم‌تر از چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد.

وقتی کارت فیزیکی حذف می‌شود، موبایل به نقطه تماس اصلی مشتری با پرداخت تبدیل می‌شود.

این یعنی ارزش دیگر صرفاً در  پردازش تراکنش نیست؛ بلکه در تجربه کاربری، اپلیکیشن، مدیریت کارت‌های دیجیتال، احراز هویت، امنیت، وفاداری، کیف پول و خدمات ارزش افزوده نیز ایجاد می‌شود.

در چنین شرایطی، سؤال صنعت پرداخت از این:

چه کسی تراکنش را پردازش می‌کند؟

به تدریج به این سؤال تبدیل می‌شود:

چه کسی رابطه با مشتری و تجربه پرداخت را در اختیار دارد؟

این تغییر می‌تواند یکی از مهم‌ترین آثار بلندمدت کهربا باشد.

چرا شاپرک به سمت چنین تغییری حرکت می‌کند؟

حرکت به سمت پرداخت غیرتماسی را می‌توان از چند زاویه تحلیل کرد.

۱. امنیت

یکی از مهم‌ترین دلایل حرکت از کارت‌های سنتی به معماری‌های جدید، افزایش سطح امنیت است.

در پرداخت‌های مبتنی بر EMV و Tokenization، اطلاعات حساس کارت به شکل سنتی در اختیار پایانه یا پذیرنده قرار نمی‌گیرد. این موضوع می‌تواند ریسک‌هایی مانند سرقت یا کپی اطلاعات کارت را کاهش دهد.

در سال‌های اخیر نیز شرکت‌های پرداخت، کهربا را دقیقاً با همین مزیت معرفی کرده‌اند؛ یعنی پرداخت سریع‌تر و امن‌تر بدون نیاز به کارت فیزیکی.

۲. تغییر رفتار مصرف‌کننده

مشتری امروز تقریباً همیشه تلفن همراه خود را همراه دارد.

اما همراه داشتن چند کارت بانکی، موضوع دیگری است.

اگر مشتری بتواند کارت‌های خود را در محیط دیجیتال مدیریت کند، طبیعی است که تلفن همراه به تدریج جایگزین بخشی از نقش کیف پول فیزیکی شود.

در اینجا یک تغییر مهم اتفاق می‌افتد:

کارت بانکی از  ابزار پرداخت  به  منبع حساب پرداخت  تبدیل می‌شود.

ابزار پرداخت دیگر الزاماً کارت پلاستیکی نیست؛ می‌تواند موبایل، ساعت هوشمند یا سایر ابزارهای پوشیدنی باشد.

اما الزام مهاجرت، مسئله را برای PSPها کاملاً متفاوت می‌کند

اگر توسعه کهربا صرفاً یک پروژه اختیاری بود، شرکت‌های PSP می‌توانستند بر اساس تحلیل اقتصادی خود تصمیم بگیرند که چه زمانی و با چه سرعتی وارد آن شوند.

اما وقتی رگولاتور مسیر حرکت صنعت را به سمت مهاجرت هدایت می‌کند، مسئله تغییر می‌کند.

دیگر بحث فقط نوآوری نیست.

بحث انطباق با مدل جدید صنعت است.

و اینجا یک سؤال مهم مطرح می‌شود:

هزینه این مهاجرت را چه کسی پرداخت می‌کند؟

پاسخ ساده‌ای وجود ندارد.

بخشی از هزینه را PSP پرداخت می‌کند، بخشی ممکن است به بانک منتقل شود، بخشی در هزینه تجهیز پذیرنده ظاهر شود و بخشی نیز در نهایت هزینه فرصت صنعت خواهد بود.

 

هزینه اول؛ زیرساخت نرم‌افزاری

شاید اولین تصور این باشد که برای کهربا فقط باید NFC را روی کارت‌خوان فعال کرد.

اما در مقیاس شبکه پرداخت، موضوع بسیار پیچیده‌تر است.

PSP  باید مجموعه‌ای از اجزای نرم‌افزاری و زیرساختی خود را با مدل جدید هماهنگ کند؛ از پایانه و اپلیکیشن گرفته تا سوئیچ، سامانه‌های مدیریت تراکنش، مانیتورینگ، گزارش‌گیری، مغایرت‌گیری، مدیریت خطا و سامانه‌های پشتیبان.

این تغییرات شامل هزینه‌های:

  • تحلیل و طراحی
  • توسعه نرم‌افزار
  • یکپارچه‌سازی
  • تست
  • امنیت
  • Certification
  • نگهداری
  • مانیتورینگ
  • پشتیبانی

خواهد بود.

بنابراین هزینه مهاجرت یک PSP را نمی‌توان با هزینه  تغییر نرم‌افزار POS  برابر دانست.

هزینه دوم؛ پایانه‌های موجود

این بخش احتمالاً یکی از ملموس‌ترین هزینه‌های مهاجرت خواهد بود.

همه پایانه‌های موجود الزاماً از نظر سخت‌افزاری شرایط یکسانی ندارند.

برای پرداخت غیرتماسی، پایانه باید از فناوری NFC و الزامات مربوط به آن پشتیبانی کند. بنابراین PSPها باید شبکه پایانه‌های خود را به چند دسته تقسیم کنند:

پایانه‌های آماده

این پایانه‌ها با تغییرات نرم‌افزاری یا فعال‌سازی سرویس قابل استفاده‌اند.

پایانه‌های قابل ارتقا

ممکن است با تغییر سخت‌افزار یا نرم‌افزار به استاندارد جدید برسند.

پایانه‌های قدیمی

ممکن است اقتصادی‌ترین راه برای آنها، جمع‌آوری و جایگزینی باشد.

اینجا هزینه‌ای بسیار جدی شکل می‌گیرد:

هزینه سرمایه‌ای مهاجرت

اگر یک PSP مجبور شود حتی بخشی از ناوگان پایانه‌های خود را زودتر از پایان عمر اقتصادی‌شان تعویض کند، بخشی از سرمایه‌گذاری قبلی عملاً زودتر از موعد مستهلک خواهد شد.

این همان چیزی است که می‌توان آن را هزینه انتقال نامید.

هزینه سوم؛ هزینه پنهان سرمایه‌گذاری‌های قبلی

این بخش کمتر درباره آن صحبت می‌شود.

شرکت‌های PSP طی سال‌های گذشته برای مدل فعلی پرداخت سرمایه‌گذاری‌های سنگینی انجام داده‌اند.

شبکه پایانه، سامانه‌های مدیریتی، نرم‌افزارهای اختصاصی، قراردادهای پشتیبانی، نیروی انسانی، مراکز داده و فرآیندهای عملیاتی، همه بر اساس یک مدل اقتصادی مشخص ساخته شده‌اند.

وقتی مدل پرداخت تغییر می‌کند، بخشی از این سرمایه‌گذاری‌ها ممکن است همچنان قابل استفاده باشد، اما بخشی نیز ممکن است بازده اقتصادی مورد انتظار قبلی را نداشته باشد.

بنابراین هزینه واقعی مهاجرت فقط این نیست که:

برای ایجاد سیستم جدید چقدر پول خرج می‌کنیم؟

بلکه باید پرسید:

برای سیستمی که قبلاً ساخته‌ایم و حالا قرار است بخشی از آن کنار گذاشته شود، چه مقدار هزینه کرده‌ایم؟

این تفاوت، برای مدیران مالی PSPها بسیار مهم است.

 

هزینه چهارم؛ هزینه عملیاتی و پشتیبانی

هر فناوری جدید یک هزینه عملیاتی جدید هم ایجاد می‌کند.

پشتیبانی از کهربا فقط پاسخ به مشتری برای یک تراکنش ناموفق نیست.

PSP باید بتواند مجموعه‌ای از سناریوهای جدید را مدیریت کند:

  • عدم شناسایی NFC
  • خطای ارتباط موبایل و پایانه
  • خطای توکن
  • خطای اپلیکیشن
  • عدم تطابق نسخه نرم‌افزار
  • مشکل احراز هویت
  • تراکنش ناموفق
  • مغایرت
  • برگشت تراکنش
  • مشکلات مربوط به گوشی یا سیستم‌عامل

در نتیجه، مرکز تماس، تیم فنی، مانیتورینگ و عملیات PSP نیز باید خود را با این تغییر وفق دهند.

هزینه پنجم؛ هزینه جذب و آموزش پذیرنده

فناوری زمانی ارزش اقتصادی ایجاد می‌کند که پذیرنده از آن استفاده کند.

اگر هزاران یا میلیون‌ها پایانه به قابلیت کهربا مجهز شوند اما پذیرنده نداند چگونه از آن استفاده کند، مهاجرت روی کاغذ اتفاق افتاده است، نه در بازار.

PSP باید برای پذیرندگان خود:

  • آموزش
  • اطلاع‌رسانی
  • پشتیبانی
  • دستورالعمل
  • محتوای تبلیغاتی
  • و در برخی موارد عملیات میدانی

فراهم کند.

بنابراین مهاجرت کهربا یک پروژه IT صرف نیست؛ یک پروژه عملیاتی و تجاری نیز هست.

اما هزینه بزرگ‌تر شاید هزینه فرصت باشد

این قسمت به نظرم مهم‌ترین بخش تحلیل است.

فرض کنیم یک PSP منابع محدودی دارد.

این شرکت می‌تواند پول خود را صرف توسعه:

  • خدمات ارزش افزوده
  • کیف پول
  • پرداخت اینترنتی
  • هوش مصنوعی
  • مدیریت پذیرندگان
  • خدمات اعتباری
  • زیرساخت ابری
  • محصولات B2B

کند.

اما اگر بخش قابل توجهی از منابع فنی و مالی شرکت به پروژه مهاجرت اختصاص پیدا کند، بخشی از این سرمایه‌گذاری‌ها به تعویق می‌افتد.

این همان Opportunity Cost است.

یعنی حتی اگر مهاجرت از نظر فنی موفق باشد، ممکن است هزینه‌ای ایجاد کند که در صورت عدم اجرای پروژه، اصلاً وجود نداشت.

 

در مقابل، کهربا چه چیزی برای PSPها به همراه می‌آورد؟

نباید تصویر را یک‌طرفه کرد.

کهربا می‌تواند برای PSPها نیز فرصت‌های قابل توجهی ایجاد کند.

نخست؛ نسل جدیدی از خدمات پرداخت

وقتی موبایل وارد نقطه فروش می‌شود، امکانات جدیدی در اختیار PSP قرار می‌گیرد.

مثلاً می‌توان پرداخت را با:

  • باشگاه مشتریان
  • تخفیف
  • اعتبار
  • کیف پول
  • پیشنهاد شخصی‌سازی‌شده
  • رسید دیجیتال
  • خدمات مالی

ترکیب کرد.

در این مدل، PSP دیگر صرفاً  پردازشگر تراکنش  نیست.

می‌تواند به ارائه‌دهنده تجربه پرداخت تبدیل شود.

دوم؛ کاهش وابستگی به کارت فیزیکی

در بلندمدت، کاهش وابستگی به کارت فیزیکی می‌تواند هزینه‌های اکوسیستم بانکی را کاهش دهد.

هزینه تولید، صدور، ارسال، تعویض و مدیریت کارت بخشی از هزینه‌های مدل سنتی است.

البته این صرفه‌جویی الزاماً به معنای کاهش مستقیم هزینه PSP نیست؛ اما در سطح کل اکوسیستم، می‌تواند مزیت اقتصادی ایجاد کند.

سوم؛ امکان توسعه پرداخت روی ابزارهای جدید

موبایل تنها مقصد کهربا نیست.

وقتی زیرساخت پرداخت غیرتماسی شکل بگیرد، مسیر برای ابزارهای دیگر نیز باز می‌شود:

  • ساعت هوشمند
  • دستبند
  • تجهیزات پوشیدنی
  • ابزارهای هوشمند
  • پایانه‌های نسل جدید

در واقع، صنعت از مدل  Card-to-POS  به سمت مدل Device-to-Payment Network حرکت می‌کند.

این تغییر، از منظر آینده صنعت بسیار مهم است.

اما یک خطر مهم وجود دارد: تمرکز

هرچه زیرساخت پرداخت استانداردتر و متمرکزتر شود، مزایای نظارتی و امنیتی آن بیشتر می‌شود؛ اما همزمان یک ریسک نیز افزایش پیدا می‌کند:

وابستگی بیشتر کل صنعت به زیرساخت‌های مرکزی.

اگر یک زیرساخت مشترک دچار اختلال شود، تعداد بیشتری از بازیگران ممکن است همزمان تحت تأثیر قرار بگیرند.

این موضوع در معماری پرداخت بسیار مهم است، زیرا پرداخت یکی از حساس‌ترین زیرساخت‌های اقتصادی کشور است.

بنابراین مهاجرت به کهربا باید همراه با:

  • افزونگی
  • Disaster Recovery
  • مانیتورینگ لحظه‌ای
  • ظرفیت‌سنجی
  • تست فشار
  • مدیریت بحران

باشد.

 

آیا PSPها در این تغییر بازنده‌اند؟

پاسخ کوتاه:

نه لزوماً.

اما برنده شدن آنها به این بستگی دارد که کهربا را چگونه ببینند.

اگر PSP کهربا را فقط یک الزام رگولاتوری ببیند، احتمالاً نتیجه برایش چیزی جز:

هزینه + پروژه فنی + الزام جدید نخواهد بود.

اما اگر آن را به‌عنوان یک تغییر در معماری بازار ببیند، فرصت‌های متفاوتی ایجاد می‌شود.

PSP می‌تواند از یک شرکت  پردازش تراکنش  به یک شرکت  خدمات پرداخت دیجیتال  حرکت کند.

این تفاوت بسیار مهم است.

تغییر مدل خرید؛ مهم‌تر از تغییر ابزار پرداخت

شاید مهم‌ترین بخش این تحول همین باشد.

در مدل سنتی:

مشتری ← کارت ← POS ← PSP ← شبکه پرداخت

اما در مدل جدید، مسیر می‌تواند به سمت چیزی شبیه این حرکت کند:

مشتری ← موبایل/گجت اپلیکیشن/کیف پول زیرساخت پرداخت ← پذیرنده

در اینجا کارت دیگر تنها نقطه شروع تراکنش نیست.

این یعنی رابطه مشتری با پرداخت از  کارت  به  اکوسیستم دیجیتال  منتقل می‌شود.

و همین مسئله می‌تواند ساختار رقابت را تغییر دهد.

چه کسی مالک مشتری خواهد بود؟

این پرسش در آینده اهمیت زیادی پیدا می‌کند.

اگر مشتری پرداخت را از طریق یک اپلیکیشن انجام دهد، چه کسی بیشترین ارتباط را با او خواهد داشت؟

بانک؟

PSP؟

پرداخت‌ساز؟

اپلیکیشن؟

کیف پول؟

یا حتی ارائه‌دهنده سیستم‌عامل و ابزار هوشمند؟

در اقتصاد دیجیتال، مالکیت رابطه با مشتری گاهی از خود تراکنش ارزشمندتر است.

به همین دلیل، مهاجرت به پرداخت بدون کارت را نباید صرفاً یک موضوع سخت‌افزاری دانست.

چهار گروه برنده و بازنده

اگر بخواهیم اثر این تحول را ساده کنیم، می‌توان چهار گروه را در نظر گرفت.

برندگان احتمالی

بانک‌ها:
با کاهش وابستگی به کارت فیزیکی و امکان توسعه خدمات دیجیتال.

مشتریان:
با تجربه پرداخت سریع‌تر، ساده‌تر و در صورت اجرای صحیح، امن‌تر.

پذیرندگان:
با امکان رسید دیجیتال، خدمات ارزش افزوده و تجربه پرداخت جدید.

PSPهای نوآور:
در صورتی که بتوانند روی کهربا خدمات جدید و مدل‌های درآمدی تازه ایجاد کنند.

بازندگان احتمالی

زیرساخت‌های قدیمی:
که سرمایه‌گذاری آنها هنوز به پایان عمر اقتصادی نرسیده است.

PSPهایی که صرفاً بر مزیت شبکه پایانه تکیه کرده‌اند:
زیرا با تغییر مدل پرداخت، مزیت‌های سنتی ممکن است کم‌رنگ شوند.

پذیرندگان کم‌آمادگی دیجیتال:
که برای پذیرش فناوری جدید به آموزش و سرمایه‌گذاری بیشتری نیاز دارند.

یک سناریوی مهم: POS نمی‌میرد، اما نقش آن تغییر می‌کند

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل پرداخت بدون کارت این است که تصور کنیم با رشد موبایل، کارت‌خوان‌ها به سرعت حذف خواهند شد.

احتمالاً چنین اتفاقی در کوتاه‌مدت رخ نمی‌دهد.

پایانه فروش همچنان نقطه پذیرش تراکنش باقی می‌ماند؛ اما ممکن است نقش آن از ابزار دریافت اطلاعات کارت به یک نقطه تعامل با ابزارهای مختلف پرداخت تغییر کند.

یعنی در آینده یک POS می‌تواند تراکنش را از:

  • کارت
  • موبایل
  • ساعت
  • QR
  • کیف پول
  • سایر ابزارهای پرداخت

پذیرش کند.

بنابراین آینده الزاماً  بدون POS  نیست.

بلکه احتمالاً POS چندمنظوره است.

سه سناریو برای آینده کهربا

سناریوی اول: کهربا به‌عنوان روش مکمل

کارت همچنان روش غالب باقی می‌ماند و کهربا برای گروهی از کاربران استفاده می‌شود.

در این حالت، سرمایه‌گذاری PSPها محدودتر و فشار مهاجرت کمتر خواهد بود.

سناریوی دوم: همزیستی کارت و موبایل

برای چند سال، هر دو مدل در کنار هم فعالیت می‌کنند.

این احتمال از نظر عملیاتی واقع‌بینانه‌تر است.

در این سناریو PSP باید همزمان دو معماری را مدیریت کند و به تدریج سهم پرداخت بدون کارت افزایش پیدا می‌کند.

سناریوی سوم: تغییر پارادایم

موبایل و ابزارهای هوشمند به ابزار اصلی پرداخت حضوری تبدیل می‌شوند و کارت فیزیکی به ابزار پشتیبان تبدیل می‌شود.

اگر چنین سناریویی اتفاق بیفتد، پیامد آن برای صنعت بسیار بزرگ خواهد بود.

در آن صورت، رقابت PSPها دیگر فقط بر سر تعداد کارت‌خوان یا تعداد تراکنش نخواهد بود.

رقابت به سمت تجربه پرداخت، داده، خدمات ارزش افزوده، کیف پول، اعتبار و اکوسیستم دیجیتال حرکت می‌کند.

نتیجه‌گیری؛ مسئله کهربا، NFC نیست

کهربا در ظاهر یک فناوری برای پرداخت بدون کارت است.

اما در لایه عمیق‌تر، می‌تواند بخشی از فرآیند تغییر معماری صنعت پرداخت ایران باشد.

اگر سیاست مهاجرت به شکل جدی دنبال شود، PSPها باید هزینه‌های قابل توجهی را در حوزه نرم‌افزار، سخت‌افزار، امنیت، تست، عملیات، آموزش و پشتیبانی متحمل شوند. بخشی از سرمایه‌گذاری‌های قبلی نیز ممکن است زودتر از موعد به مرحله بازنگری برسد.

اما در مقابل، این تغییر می‌تواند یک فرصت تاریخی برای بازتعریف صنعت پرداخت باشد.

مسئله اصلی این نیست که کارت‌خوان NFC داشته باشد یا نه.

مسئله این است که:

آیا شرکت‌های پرداخت ایران قرار است همچنان شرکت‌های پردازش تراکنش باقی بمانند، یا به بازیگران خدمات مالی و تجربه پرداخت دیجیتال تبدیل شوند؟

اگر پاسخ سؤال دوم باشد، کهربا فقط یک الزام جدید برای PSPها نیست.

کهربا می‌تواند نقطه شروع تغییر مدل کسب‌وکار صنعت پرداخت باشد.

و شاید مهم‌ترین هزینه این تحول، هزینه خرید یک پایانه جدید نباشد؛ بلکه هزینه تغییر ذهنیت صنعت از کارت و تراکنش به  مشتری و تجربه پرداخت  باشد.

  

درباره نویسنده
کارن خاقان
آقای دکتر کارن خاقان

مدیرعامل در شرکت مهندسی اندیشه پردازان مبتکر

فعالیت بیش از 25 سال در حوزه مدیریت پشتیبانی پایانه های فروش الکترونیک در صعنت پرداخت