(2)جایگاه استراتژیک آموزش مجازی قبل از تولید محتوا
بنام خدا
در مطلب قبل اشاره کردم که تولید محتوای آموزشی را نه بخاطر یک فعالیت لوکس که بخاطر یک نیاز و از روی اجبار آغاز کردم. عاملی که انگیزه مرا در این مسیر بیشتر کرد از دست دادن دو استاد بزرگوارم مرحوم دکتر آریانژاد و مرحوم دکتر اصغرپور بود که با کوله باری از دانش و تجربه راه دیار باقی پیش گرفتند و دست دانشجویان از آموزش های آنان کوتاه شد. فکر من هم به این موضوع مشغول بود که سالها مطالعه و تحقیق کردم و در مشاوره به دانش اجرائی دست یافتم ، چه کنم که هنگام تحویل امانت الهی ، اثری بر جای بگذارم که دستاوردهای این سالها برای نسل های بعد بماند و افراد در یادگیری نیازی به خود من نداشته باشند. راستش به کتاب خیلی امید ندارم زیرا (1) میزان مطالعه مدیران و کارشناسان و دانشجویان و استفاده از کتاب بسیار کاهش یافته و (2) یادگیری از طریق مطالعه کتاب زمان بر است و انبوه مفاهیم مدیریتی و صنعتی فرصتی برای خواندن کتاب های قطور باقی نمی گذارند. (3) همچنین در هرم یادگیری ، ماندگاری مطالب خوانده شده در حافظه، بعد از چند هفته کمتر از 30 درصد است. یعنی احتمالاً تنها نکات برجسته بخاطر می مانند نه هر آنچه خوانده ایم.
بنابراین اگر کلاس حضوری یک استاد کامل را در سطح بالاتر راندمان یادگیری و خواندن کتاب را در سطح پایین تر یادگیری در نظر بگیریم، آموزش مجازی به شیوه ای که من دنبال کرده ام در بین این دو قرار می گیرد و از نظر کارایی می تواند نزدیک به کلاس حضوری باشد. هر چند بعضی از متخصصین به دلیل تعاملی بودن، تکرارپذیری، استفاده از فیلم و انیمیشن و عکس و کوئیز و استفاده فراگیر در زمان های مفید، آموزش مجازی را کارامدتر از کلاس حضوری می دانند.
نکته دیگر این است که آموزش مجازی از نگاه یک استاد، یک فراگیر، یک مدیر سازمان و یک مسئول آموزش تفاوت می کند. من به عنوان یک استاد به دنبال این بوده ام که محتوای دانش خود را در قالب یک مدیا بدست فراگیر برسانم. شاید اگر به عنوان مدیر ارشد یا مدیر آموزش ، بودجه ای در اختیار داشتم که یک پروژه تعریف کنم و یک سیستم آموزش مجازی در دانشگاه یا شرکت یا هر سازمان دیگری راه اندازی کنم، بگونه دیگری برخورد می کردم.
بعضی مواقع افسوس خوردم که چرا مثلاً در یکی از شرکت های پتروشیمی که آموزشی برای مدیران عملیات داشتم وقتی پرسیدم چرا روی آموزش مجازی سرمایه گذاری نمی کنند، گفتند چند سال قبل مبلغ بالایی هزینه کردیم اما چیزی دستگیرمان نشد. در سایر سازمانها نیز پروژه های نیمه تمام یا شکست خورده را می توانیم بیابیم.
پس با توجه به اینکه تولید محتوای آموزش مجازی باید با سرمایه شخصی انجام می شد، محدودیت ها در مقابل من قرار گرفتند. تولید فیلم های آموزشی که بصورت پخش آنلاین (Streaming) از طریق اینترنت در دسترس قرار می گیرند، بخاطر نیاز به فیلمبردار، صدابردار، کارگردان، مسئول نرم افزار برای تهیه و مونتاژ انیمیشن ها عملاً گران تمام می شود و امکان تولید ویرایش های جدید که در گذر زمان باید به روز (Update) شوند وجود ندارد. به نظر من فیلم های آموزش مجازی که امروز در نرم افزار دانای ایرانسل و مکتب خونه دانشگاه شریف یا سایر سایت های ارائه دهنده آموزش مجازی بصورت پخش آنلاین یا آفلاین در حال عرضه هستند، مانند فیلم های مدیریت کیفیت هستند که در دهه 1370 سازمان بهره وری آسیا در اختیار سازمان بهره وری ایران قرار داد و به دلیل تعاملی نبودن و عدم تولید ویرایش های جدید آنها از سیستم آموزش حذف شدند.
پس من تصمیم گرفتم از روشی تولید محتوا را انجام دهم که خروجی تعاملی ایجاد کند، ارزان باشد، توسط خودم قابل تولید باشد تا درگیر افراد دیگر نشوم. شعار من در این راه این بود که "انجام دادن یک کار ناقص بهتر از انجام ندادن یک کار کامل است" پس حساسیت ها و وسواس ها را کاهش دادم تا بتوانم اولین محتوای خود را تولید و عرضه کنم.
درباره نویسنده