کارن خاقان
آقای دکتر کارن خاقان

مدیرعامل در شرکت مهندسی اندیشه پردازان مبتکر

۱۴۰۵/۰۳/۳۱

صنعت پرداخت الکترونیکی ایران این روزها در وضعیت عجیبی قرار داره. از یه طرف، صورت‌های مالی خیلی از شرکت‌ها قرمز یا خاکستریه و درآمدها به‌سختی هزینه‌ها رو پوشش می‌ده. از طرف دیگه، این صنعت توی بحرانی‌ترین لحظات کشور، مثل روزهای جنگ، ناآرامی‌ها و قطعی‌های مکرر اینترنت، چراغ زندگی روزمره مردم رو روشن نگه داشته. اما انگار هیچ‌کس این نقش رو جدی نمی‌گیره.

اقتصاد غیرقابل دوام اما حیاتی

نرخ کارمزد تراکنش‌ها در ایران جزو پایین‌ترین‌های منطقه‌ست. در کشورهای مشابه، کارمزد هر تراکنش خرید قابل توجه‌تر از ایران هست، اما اینجا خیلی پایین‌تره. این یعنی درآمد هر تراکنش در مقایسه با استاندارد منطقه خیلی کم‌تره.

از طرف دیگه، هزینه نگهداری هر پایانه فعال سالانه رقم قابل توجهی رو شامل می‌شه. با در نظر گرفتن تراکنش متوسط روزانه، درآمد هر پایانه از هزینه‌هاش کمتره. یعنی شرکت‌های پرداخت عملاً با زیان کار می‌کنن.

بخش قابل توجهی از پایانه‌های فعال کشور عمر بالایی دارن و از نظر فنی توان پشتیبانی از سرویس‌های جدید رو ندارن. هزینه نوسازی هر کدوم هم رقم بالاییه که با درآمد فعلی جبران‌ناپذیره.

نتیجه این شده که خیلی از شرکت‌های پرداخت فقط با اتکا به سرمایه‌های قبلی، وام‌های بانکی یا منابع گروه مادرشون سر پا ایستادن.

نقش بی‌بدیل در بحران‌ها

اما نکته جالب اینجاست که همین صنعت با این وضعیت اقتصادی، توی بحرانی‌ترین لحظات کشور کارکرد حیاتی داشته.

توی روزهای جنگ و حملات موشکی، وقتی بعضی شعب بانکی تعطیل شدن یا ساعت کارشون محدود شد، شبکه پرداخت الکترونیکی تقریباً بدون وقفه کار کرد. مردم توی صف‌های کارتخوان سوپرمارکت‌ها و داروخانه‌ها تونستن خرید کنن.

توی قطعی‌های اینترنت، بعضی شرکت‌های پرداخت با استفاده از سوئیچ آفلاین و ارتباطات جایگزین، تراکنش‌ها رو ادامه دادن. بخش عمده‌ای از تراکنش‌های خرد در اون روزها همچنان انجام می‌شد.

توی بحران ارزی و تورم چند سال اخیر، شبکه پرداخت از قفل شدن نقدینگی جلوگیری کرد و اجازه نداد اقتصاد به سمت مبادلات نقدی و زیرزمینی برگرده.

و توی کرونا، پرداخت الکترونیکی تنها راه مطمئن برای خرید بدون تماس فیزیکی بود.

قهرمانی که در سایه ماند

اما اینجا یه نکته مهم وجود داره که کمتر بهش توجه شده.

در روزهایی که موشک‌ها می‌اومدن و صدای انفجار میومد، ذهن مردم معطوف به سه چیز بود: بنزین و سوخت برای حرکت و گرمایش، مواد اولیه مثل آرد و برنج و روغن، و اقلام معیشتی روزمره مثل نان و شیر و دارو.

واقعاً هم حق داشتند. اینا اولویت‌های حیاتی بودن. اما یه سوال کمتر پرسیده شد: این کالاها چطور خریداری شدن؟

پاسخ ساده‌ست: با کارتخوان، درگاه اینترنتی و اپلیکیشن‌های پرداخت.

توی صف‌های طولانی پمپ بنزین، مردم با کارتخوان سوخت می‌خریدن، نه با پول نقد. توی نانوایی‌ها و فروشگاه‌های بزرگ، تراکنش‌های سنگین با یه کشیدن کارت انجام می‌شد. وقتی بانک‌ها تعطیل بودن، کارتخوان‌ها بی‌وقفه کار می‌کردن. حتی توی داروخانه‌ها که شلوغ‌ترین روزها رو داشتن، پرداخت الکترونیکی از ازدحام و تماس فیزیکی جلوگیری کرد.

اما این زیرساخت خاموش هیچ‌وقت دیده نشد.

هیچ‌کس تیتر نزد که «شبکه پرداخت کشور در بحران‌ترین لحظات از کار نیفتاد». هیچ گزارش خبری برجسته‌ای نگفت که «شرکت‌های پرداخت با وجود زیان‌دهی، سرویس رو قطع نکردن». هیچ تقدیر رسمی از شرکت‌هایی نشد که با هزینه شخصی، ناوگان رو در شرایط جنگی فعال نگه داشتن.

چرا؟ چون موفقیت زیرساخت وقتی دیده می‌شه که خراب بشه. وقتی کار می‌کنه، تبدیل به بخشی از پیش‌فرض زندگی می‌شه. مردم انتظار دارن کارتخوان کار کنه، درست مثل انتظار داشتن برق و آب. اما فرقش اینه که برق و آب یارانه می‌گیرن و بودجه دولتی دارن. صنعت پرداخت اما داره با هزینه خودش این قابلیت رو حفظ می‌کنه.

تناقض بزرگ

صنعت پرداخت ایران مثل یه آتشنشان می‌مونه که هر بار ساختمون رو نجات می‌ده، اما حقوق و تجهیزاتش رو کسی نمی‌ده. اگر این روند ادامه پیدا کنه، روزی می‌رسه که دیگه توانی برای نجات باقی نمونده.

بیشتر شرکت‌های پرداخت زیرمجموعه بانک‌های بزرگ هستن و بانک‌ها این شرکت‌ها رو به‌عنوان یه سرویس استراتژیک نگه می‌دارن، حتی اگر سودده نباشه. اما این وابستگی باعث شده نوآوری و استقلال مالی محدود بشه.

از طرف دیگه، فشار رقابتی باعث شده شرکت‌ها برای حفظ سهم بازار مجبور بشن هزینه‌های پشتیبانی و نصب رو پایین نگه دارن و حتی ضرر بدن. این یه مسابقه به سمت پایینه.

و مهم‌تر از همه، اگر این صنعت جمع بشه، جایگزینی برایش وجود نداره. بازگشت به پول نقد توی اقتصاد کشور غیرممکنه. پس همه می‌دونن که باید حفظ بشه، اما کسی حاضر نیست هزینه واقعی‌اش رو بپردازه.

راهکارهای پیشنهادی

اولین قدم، اصلاح نرخ کارمزد به سطحی که حداقل هزینه‌ها رو پوشش بده. این کار باید با شفافیت و همراهی بانک مرکزی انجام بشه.

دوم، تشویق پذیرنده‌ها به خرید یا اجاره پایانه به‌جای مالکیت کامل شرکت‌های پرداخت. این کار فشار سرمایه‌گذاری رو کم می‌کنه.

سوم، شرکت‌های پرداخت باید از صرفاً پرداخت به سمت ارائه خدمات تحلیلی، بازاریابی و مدیریت کسب‌وکار حرکت کنن تا درآمد غیرکارمزدی ایجاد بشه.

و چهارم، دولت باید در شرایط بحرانی مثل جنگ یا قطعی اینترنت از این صنعت حمایت مالی یا تسهیلاتی کنه، چون عملاً یه زیرساخت حیاتی محسوب می‌شه.

نتیجه‌گیری

صنعت پرداخت ایران مثل یه موتور قدیمی اما حیاتی می‌مونه که هر روز روشن می‌شه، اما بنزینش تموم شده. تا حالا با عشق و تعهد آدم‌هاش دووم آورده، اما بدون تغییر در مدل اقتصادی، این دوام بلندمدت نیست.

وقتشه که سیاست‌گذار، بانک مرکزی و خود فعالان صنعت بپذیرن که این صنعت دیگه نمی‌تونه با این شرایط ادامه بده. یا باید هزینه واقعی‌اش رو بپردازن، یا باید منتظر فروپاشی تدریجی‌اش باشن.

صنعت پرداخت ایران در بحران‌ها مثل یه سرباز گمنام عمل کرد. نه پاداشی گرفت، نه تقدیری، نه حتی یه نگاه دلسوزانه به مدل اقتصادی‌اش. اگر روزی این سرباز از پا بیفته، تازه همه می‌فهمن چقدر بهش وابسته بودن. اما اون روز شاید دیر شده باشه.

نظرات (4)
فرهاد پارسی
۱۳۹۹/۰۷/۱۳ ۰۹:۴۱
سلام جناب آقای دکتر لشکربلوکی
دوره ای به نام "تصمیم گیری و حل مساله" (اگر اشتباه نکنم) با شما گذراندم. برایم جالب و آموزنده بود. همینطور تفکر برانگیز! و بیدار کننده ذهن! امروز به دلیل خاصی نام شما را جستجو کردم و به اینجا رسیدم!
برایم جالب بود سن کم شما در مقایسه با خودم، من در سالی که شما بدنیا آمدید یعنی 1357 دانشجوی سال دوم رشته مهندسی برق در دانشگاه صنعتی آریامهر بودم!! البته در سال 55 از دبیرستان البرز تهران دیپلم گرفتم و همان سال در همان دانشگاه (که البته با رای دانشجویان!! نامش از آریامهر به شریف تغییر یافت) پذیرفته شدم. بنابراین 20 سال در دوره قبل از انقلاب زیسته ام که دوسال آن را دانشجو بودم و حوادث تاریخی اجتماعی و فرهنگی زیادی را در سه دوره قبل از انقلاب بهمن57 و بعد در دوره گذار و قبل از آنچه که انقلاب فرهنگی! نامیده شد و پس از آن به چشم خود دیدم.
من هم مثل شما علیرغم تحصیل و 35 سال کار در زمینه مهندسی برق، به علوم انسانی و اجتماعی بسیار علاقه مند بوده و هستم . در زمینه های تاریخ معاصر ایران و سیاست مطالعاتی داشته و دارم.
مدیر بودم ولی علاقه ای به بهتر دیده شدن ندارم. ولی از انجا که تصور میکنم بسیاری از مسایل کشورم به سوء مدیریت باز میگردد، به مقوله مدیریت علاقه مند شدم و عضو صفحه شما شدم.
بسیار خوشحال خواهم شد که در زمینه های مورد علاقه مشترکمان با شما گفتگو کنم و احیانا در زمینه مسایل اجتماعی تبادل نظر داشته باشیم. خصوصا که از دونسل متفاوت هستیم.
حامد اقبالی
۱۳۹۹/۰۷/۱۲ ۱۰:۴۴
سلام باعرض خسته نباشید خدمت شما از متون کتاب ها ووطریقه ارسال مجموعه های ذکر شده توضیحات لازم را بیان وذکر فرمایید
محبوبه نبي پور
۱۳۹۹/۰۶/۱۱ ۱۴:۲۴
ببخشيد كلام منقطع شد واشتباهي دستم رو گزينه ارسال خورد????
خواستم عرض كنم عليرغم تجربه مديريتي علاقه مند به مشاركت در جمع شما عزيزان هستم مثلا درخصوص انتشار وتبليغ اين مجموعه پرتلاش و محترم
محبوبه نبي پور
محبوبه نبي پور
۱۳۹۹/۰۶/۱۱ ۱۴:۲۰
سلام وعرض ادب خدمت شمابزرگان
بنده مدير نيستم و فقط تجربه خيلي محدود مديريت مجموعه كوچك اداري راداشته ام ولي هميشه به مديريت مديران لايق علاقه داشته ام و برام قابل احترامرهستند.
نحوه آشنايي بنده بااين محموعه فهيم اخويم بودند كه ايشون سابقه مديريتي - رئيس صنف دو دوره، مشاوره چندكارخانه ومديريت يك شركت- دارند
درباره نویسنده
کارن خاقان
آقای دکتر کارن خاقان

مدیرعامل در شرکت مهندسی اندیشه پردازان مبتکر

فعالیت بیش از 25 سال در حوزه مدیریت پشتیبانی پایانه های فروش الکترونیک در صعنت پرداخت