سلام به مدیران و رهبران عزیز ایران
بیایید چند دقیقه صادق باشیم. چند بار شده توی جلسهای نشسته باشید و حس کنید تیمتان منتظر یک جرقه است؟ یک تصمیم قاطع، یک حرف الهامبخش، یک مسیر روشن؟
دنیای مدیریت دیگر مثل بیست سال پیش نیست. آن مدیری که فقط پشت میزش بنشیند و بخشنامه صادر کند، دیگر جواب نمیدهد. در قرن بیست و یکم، قواعد بازی عوض شده است.
اما سوال اینجاست: رهبران موفق امروز چه ویژگیای دارند که بقیه ندارند؟
بیایید با هم مرور کنیم.
چابکی؛ یعنی سرعت در تصمیمگیری
یک مدیرعامل تعریف میکرد: در بحران کرونا، بعضی رقبا سه ماه طول دادند تا تصمیم بگیرند دورکاری را راه بیندازند. ما در سه روز تصمیم گرفتیم و اجرا کردیم. نتیجه؟ نه تنها ضرر نکردیم، بلکه سهم بازارمان هم بالا رفت.
رهبران چابک منتظر کامل شدن همه دادهها نمیمانند، از ریسک حسابشده نمیترسند و شکست را قدمی به سمت موفقیت میدانند.
سوال: در تیم شما، تصمیمگیریها چقدر سریع انجام میشود؟ چند درصد وقتتان صرف تحلیل بینتیجه میشود؟
هوش هیجانی؛ سلاح مخفی رهبران بزرگ
واقعیت تلخ این است که خیلی از مدیران فکر میکنند فقط با منطق و عدد و رقم میشود تیم را هدایت کرد. اما تحقیقات نشان میدهد رهبرانی که هوش هیجانی بالایی دارند، تیمهایشان تا سی درصد بهرهوری بیشتری دارد.
هوش هیجانی چهار مؤلفه اصلی دارد: خودآگاهی یعنی نقاط قوت و ضعفت را بشناس. خودتنظیمی یعنی در بحران آرامشت را حفظ کن. همدلی یعنی بفهم تیمت چه حالی دارد. و مهارتهای اجتماعی یعنی ارتباط مؤثر بساز.
یک مثال واقعی: جاسیندا آردرن، نخستوزیر نیوزیلند، در بحران کرونا با همدلی و شفافیت توانست اعتماد عمومی را جلب کند. نتیجه این شد که نیوزیلند یکی از بهترین عملکردها را در مدیریت پاندمی داشت.
چالش امروزتان: امروز با یکی از اعضای تیمتان یک گفتگوی غیرکاری داشته باشید. بپرسید، حالت چطور است؟ و واقعاً گوش بدهید.
انعطافپذیری؛ هنر تغییر مسیر به موقع
چند نفر از ما برنامهریزی سالانه میکنیم و تا آخر سال به آن پایبند میمانیم؟ واقعیت این است که برنامهها عوض میشوند، بازار عوض میشود، تکنولوژی عوض میشود. اگر انعطافپذیر نباشی، کنار میمانی.
ایلان ماسک یک نمونه است. تسلا چند بار تا مرز ورشکستگی رفت، اما هر بار مسیر را عوض کرد و از بحران فرصت ساخت. رهبران انعطافپذیر از اشتباهاتشان درس میگیرند، همیشه پلن ب دارند و به تیمشان اجازه میدهند خلاق باشند.
همدلی در تغییر؛ نه زور، بلکه همراهی
تغییر برای همه سخت است. وقتی میخواهی فرآیندی را عوض کنی یا ساختاری را تغییر بدهی، مقاومت طبیعی است. اما رهبران موفق چه کار میکنند؟
ساتیا نادلا وقتی مدیرعامل مایکروسافت شد، به جای اینکه بگوید این کار را بکنید ، فرهنگ گوش دادن را راه انداخت. با کارکنان حرف زد، فهمید چه نگرانیهایی دارند و تغییر را با همراهی خودشان پیش برد. نتیجه؟ مایکروسافت از یک شرکت سنتی به یکی از ارزشمندترین شرکتهای دنیا تبدیل شد.
سوال: آخرین باری که قبل از اعمال یک تغییر بزرگ، نظر تیمتان را پرسیدید کی بود؟
چطور این ویژگیها را در خودمان تقویت کنیم؟
خبر خوب این است که رهبران به دنیا نمیآیند، ساخته میشوند. این مهارتها قابل یادگیری هستند.
از تیمتان بخواهید صادقانه نقاط ضعفتان را بگویند. کتاب هوش هیجانی دانیل گلمن یک نقطه شروع عالی است. هر روز یک تصمیم کوچک را سریعتر از قبل بگیرید. رفتاری که از تیم انتظار دارید، خودتان اول انجام بدهید.
جمعبندی
رهبری در قرن بیست و یکم یعنی ترکیبی از چابکی، هوش هیجانی، انعطافپذیری و همدلی. نه فقط مدیریت فرآیندها، بلکه مدیریت قلبها و ذهنها.
حالا نوبت شماست. کدام یک از این ویژگیها را در خودتان قویتر میبینید؟ بزرگترین چالش رهبریتان در شرایط فعلی چیست؟ تجربهای از یک رهبر الهامبخش داشتهاید که دوست دارید به اشتراک بگذارید؟
بیایید از هم یاد بگیریم. هر کدام از ما میتوانیم برای دیگری یک منبع یادگیری باشیم.