تفکر هوش استراتژِیک

هوشمندی استراتژیک چیست ؟

تفکر استراتژیک - هوشمندی استراتژیک

معمولا در مصاحبه ها و نوشته هاى متعددى از هوشمندى استراتژیک به جاى برنامه ریزى استفاده کرده ام و بسیار اعتقاد دارم که شرکتهاى ایرانى ( به خصوص بخش خصوصى که از آزادى عمل زیادى برخوردار است ) باید برنامه ریزى استراتژیک را کنار بگذارند و رو به هوشمندی استراتژیک بیاورند. چون این مفهوم به خوبى باز نشده است در این یادداشت به طور مختصر به آن میپردازم .

هوشمندى انباشتگى آگاهى در بستر زمان ( برایند گذشته ، حال و آینده ) متکى بر روش پدیدار شناسانه و در راستاى نظرى ( معرفت شناسانه ) به منظور کشف فرصتهاى موجود است.

بحث هوشمندی استراتژیک بحث مفصلى است که در اینجا فرصت طرح آن با تمام جزییات نیست . ولى براى اینکه با بحث برنامه ریزى مرتبط است مولفه هاى آن را به طور خلاصه توضیح میدهم . در کل یک تفکیک بسیار مهم در بحث هوشمندى وجود دارد . این تفکیک هوشمندى را به دو حوزه پدیدار شناسانه phenomenological و معرفت شناسانه epistemological تفکیک میکند.

در حوزه پدیدار شناسانه هوشمندى در حوزه عمل و در مواجه با واقعیت موجود به وجود مى آید و در حوزه معرفت شناسانه شناخت در حوزه غیر عملى ( مثل لابراتوارها ، کتابخانه ها ، مدل سازى ها ، مدلهاى تئوریک و غیره ) به وجود مى آید.

اساس هوشمندى بر اساس تجربه است و معرفت شناسى و اساسا کارهاى علمى همانند نورى هستند که مسیر را روشن میکنند. ولى نمیتوانند راه حل ارایه بدهند. این تفکیک بسیار مهم است . مثلا ما نمیتوانیم یک تیم از خارج براى تدوین استراتژى توسعه به ایران بیاوریم . ولى از یافته هاى آنها به خوبى میتوان استفاده کرد.

این تفکیک تکلیف خیلى از مسایل را حل میکند. مهمترین مساله هم این است که توسعه ( چه در سطح کشور و چه در سطح بنگاه ) اساسا یک پدیده پدیدار شناسانه است نه یک پدیده معرفت شناسانه و بنابراین در عمل برنامه هاى توسعه، به دلیل ماهیت غیر تجربى اشان نمیتوانند مسله کشور و یا مساله یک شرکت را حل کنند.

بیخود نیست که هر سال کشورهایى که برنامه هاى پنجساله را کنار گذاشته اند و شرکتهایى که دست از برنامه ریزى استراتژیک کشیده اند ، بیشتر و بیشتر مى شود. دومین مساله هوشمندى زمان است . زمان در بحث پدیدار شناسى غایب است و تنها زمان کنونى واقعیت دارد. چون پدیدار شناسى مبتنى بر تجربه است و جنس تجربه هم “هم اکنونى ” است.

بنابراین از این نگاه اساسا آینده اى وجود ندارد که بخواهیم برایش برنامه بنویسیم . ولى همین زمان اکنون کیفیت بالایى دارد. اقدامات ما در زمان فعلى انباشته اى از تجربیات گسترده گذشته ، هوشیارى از وضعیت کنونى و انتقال دورنماهاى آتى به زمان فعلى است. بنابراین فرض این است که آینده در زمان حال مستتر است و تنها با آینده پژوهى و مطالعات دورنما ( outlook ) است که میتوانیم آینده را در زمان حال کشف کنیم . در این صورت آینده مفهوم خاصى در هوشمندى دارد.

در این مفهوم آینده جایى نیست که باید به آن برسیم ( فرض اصلى برنامه ریزى ) ، بلکه آینده جایى است که از طریق شناخت آن باید به زمان کنونى بیاید و به عمل و استراتژى تبدیل شود. در نتیجه نباید از حال به آینده برویم بلکه شیوه درست از آینده به حال آمدن است .

در این روش کیفیت استراتژى ها غنى تر و اثر بخش تر و نوآورانه تر مى شود. این دقیقا جایى است که در برنامه هاى توسعه کشته مى شود. بنابراین زمان حال در هوشمندى اقتصادى برایند تجربیات گذشته ( پدیدار شناسانه و معرفت شناسانه ) ، هوشیارى فعلى و انتقال آینده به زمان حال است که در مجموع استراتژى منبعث از آن را بسیار غنى میکند.

کار اصلى هوشمندى ، بنابراین “کشف کردن ” است در حالیکه در برنامه ریزى مساله اصلى “طراحى کردن ” است . اینجاست که فاصله هوشمندى و برنامه ریزى روشن مى شود. مولفه هاى دیگرى هوشمندی استراتژیک دارد ( همانند تهیه ، انتشار و توزیع بهینه آمار و اطلات بهنگام ، مرتبط ، جامع و دقیق ، ایجاد مراکز تحقیقاتى و گسترش شبکه علمى و تحقیقاتى با مراکز معتبر جهان و … ) که چون فرصت نیست در این یادداشت کوتاه از بیان آنها خوددارى مى شود.

مرتضى ایمانى راد – موسسه مطالعاتی بامداد
هشتم تیر ماه سال ٩۵

 

همچنین ببینید

اندازه اتاقی که در آن فکر می کنید روی تصمیمات شما تاثیر می گذارد.

اندازه اتاقی که در آن فکر می کنید روی تصمیمات شما تاثیر می گذارد.

حتما تا حالا این جمله را زیاد شنیده اید: خارج از چارچوب فکر کنید! معنی …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *