آموزش وردپرس

سه نسل مختلف از شهرهای هوشمند

 

این روزها به شهرهای هوشمند توجه زیادی می‌شود: از شرکتهای فن‌آوری و کارآفرینها تا دولت‌های محلی و جوامع مدنی. شهرهای هوشمند تلاش دارند تا شهرها را از طریق فن آوری به هم متصل سازند و کیفیت زندگی شهروندان را بهبود بخشند.

 

شهرهای هوشمند
شهرهای هوشمند

 

 ظاهرا سه  مرحله منحصر به فرد در چگونگی به کار گیری فن‌آوری و توسعه  توسط  شهرها وجود دارد:

این مراحل از شرکت های فن آوری شروع شده، به دولت شهرها می‌رسد و منتهی به شهروندان می‌گردد. برخی از شهرها از یک مرحله وارد مرحله بعدی می‌شوند و برخی در یک مرحله گیر می‌کنند.

هنگامی که من در حال مطالعه شهرها بودم، آی‌بی‌ام و برخی از شرکت‌های چندملیته بر این باور بودند که فن‌آوری این پتانسیل را دارد که شهرها را به مأمنی برای نوآوران تبدیل سازد.

برخی از شهرها تمای محصولات این شرکت های مهم را می‌خریدند. جای شگفتی نیست که شهرهای جهان در حال رقابت برای جذب “طبقه خلاق” بودند.

این رویکرد فنآوری محور شهرهای هوشمند سبب ایجاد محیطی شد که نوآوران را جذب می‌کرد و باعث ایجاد شغل و رشد اقتصادی می‌شد. البته برخی از شهرها شتابزده عمل کردند.

فراهم کنندگان فن‌آوری ،شهرهای هوشمند دسته اول را ترغیب می‌کنند تا راه حل های پیشنهادی آنها را به کار گیرند.

این شهرها معمولا تاثیرات فن‌آوری بر زندگی شهروندان و ارتقاء کیفیت آنها را درک نکرده‌اند. این درست مانند شخصی است که مدتها در صف انتظار خرید آخرین مدل از محصولات اپل است، بدون آنکه بداند این ابزار به چه دردی می‌خورد.

این گونه اشخاص فقط تمایل دارند که آن محصول را داشته باشند. شهرهای هوشمند دسته اول همچنین فلسفه وجودی برخی از پروژه های قراردادی مانند PlanIt در پرتغال و شهر Songdo در کره جنوبی‌ست.

چشم انداز این گونه شهرها توسط شرکت‌های فن‌آوری بخش های خصوصی مانند Living PlanIT و Cisco ترسیم می‌گردند.

آنتونی تانسند در کتابش با نام “شهرهای هوشمند” ، این دسته از شهرهای هوشمند را مورد انتقاد قرار می‌دهد و بیان می‌دارد که بینش فنآورانه به مهمترین عامل پویایی شهرها یعنی تعاملات آن با دیگر شهرها توجهی نمی‌کند.

این مرحله را شهرها راهبری می‌کنند و نه فراهم کنندگان فنآوری. شهردارها و مقامات این گونه شهرها آینده نگر هستند و تعیین می‌کنند که چه چیزی آینده شهرها را تعیین می‌نماید و یا فن‌آوری و نوآوری چه نقشی می‌تواند داشته باشد.

در این مرحله، مقامات شهری از راه حل های فن‌آورانه استفاده می‌نمایند تا بر کیفیت زندگی بیافزایند. شاید بهترین مثال شهرهای هوشمند دسته دوم ، آن چیزی‌ست که شهردار ریو انجام داد.

وی با مدیران شرکت IBM ملاقات داشت تا بتواند از دانش کارشناسان این شرکت به منظور ساخت شبکه ای از حس گرها استفاده کند. این حس گرها باعث کاهش نقش رانش زمین در محله های فقیرنشین دامنه کوه می‌شد.

این پروژه مورد توجه رسانه های جهان قرار گرفت، به ویژه زمانی که تبدیل به مرکز عملیات شهری شد و ویژگی استریم ویدئو به منظور کشف جرم و جنایت را به خود اضافه نمود.

بسیار از شهرهای هوشمند موفق جهان در دسته دوم قرار میگیرند. برای مثال، شهر بارسلونا، بیش از ۲۰ برنامه شهر هوشمند دارد و رسما افزون بر ۱۰۰ پروژه هوشمند شامل وای فای عمومی و حمل و نقل شهری تا روشنایی و وسایل نقلیه هوشمند را در برمی‌گیرد.

این شهرها تنها ایجاد کننده پروژه های جدید نیست، بلکه می‌تواند بر رشد صنایع شهرهای هوشمند دیگر و شبکه شهری از طریق “نمایشگاه شهر هوشمند” تاثیرگذار باشد.

بارسولانا مانند دیگر شهرهای برتر توانسته از فنآوری برای تسهیل و ارتقاء کیفیت زندگی شهروندانش استفاده نماید.

در سال های اخیر، مدلی جدید از شهرهای هوشمند در حال شکل گیری است. شهرها به جای آنکه بر اساس فن آوری شرکت ها حرکت کنند و یا بر عملکرد مدیران شهری متمرکز شود، از مدل تعاملات شهروندان به منظور ساخت نسل بعدی شهرهای هوشمندتر استفاده می‌نمایند.

برای مثال، شهر وین از مشارکت شهروندان به عنوان سرمایه گذار در کارخانجات انرژی خورشیدی حمایت می‌کند.

این شهر توجه بسیار به مسئله مسکن ارزان و تساوی جنسیتی دارد. شهر ونکوور از مشارکت ۳۰ هزار شهروند به منظور خلق طرح عملیاتی سبزترین شهر (۲۰۲۰) استفاده نموده است. و بارسلونا نیز اخیرا پروژه ای نوآورانه ( چالش BCN) را به پایان رساند.

در این پروژه، ۶ چالش شهری انتخاب شده و از بخش خصوصی و همینطور از مشارکت مردمی و مبتکرین به منظور حل آن مشکلات استفاده می‌شود.

شهرهای هوشمند نسل سوم تنها به کشورهای توسعه یافته محدود نمی‌شوند. شهر مدلین (کلمبیا) در ساخت تراموا، پله های برقی، مدارس و کتابخانه های هوشمند از نیروی انسانی محله های فقیرنشین استفاده نمود.

مدلین اخیرا توانسته از افراد نوآور در خصوص ساخت و کارآفرینی در منطقه Ruta N استفاده نماید.

شهرهای هوشمند نسل سوم در مسائلی از قبیل تساوی و شمول اجتماعی نیز توانسته اند موفق باشند.

ضرورت هم‌رسانی شهری (sharing cities) مانند قرض دهی ابزارآلات (به منظور تعمیرات خانه) و یا سرویس به اشتراک گذاری دوچرخه نه تنها باعث می‌شود که منابع بلااستفاده به کار گرفته شود بلکه کیفیت زندگی را نیز در میان شهروندان افزایش می‌دهد. شهرهایی مانند آمستردام و سئول توانسته اند در خصوص اشتراک گذاری وسایل و یا خدمات پیشگام باشند و از استارت آپ ها نیز حمایت کنند.

برخی از شهرها از یک مرحله وارد مرحله ای دیگر می شوند. به عنوان مثال،شهر کانزاس سیتی توانسه از مرحله اول مستقیما به مرحله سوم برود. کانزاس سیتی اولین شهری بود که توانست فیبر گوگل را در مناطق مختلف خود نصب نماید.

برخی از شهرها نیز تنها در یک مرحله می‌مانند. برای مثال، شهر سنگاپور تنها به نسل دوم تعلق دارد.

در پایان اینکه بهترین حالت می تواند ترکیبی از شهرهای نسل دوم وسوم باشد.

مدیران شهری باید به ساختارهای دیجیتال، شبکه های بی سیم، دولت های الکترونیک و اینترنت اشیاء توجه مبرم داشته باشند.

در جهانی که شرکت هایی از قبیل تویوتا و تسلا پتنت های خود را به اشتراک می‌گذارند تا خلاقیت بیشتری ایجاد شود، شهرها نیز باید پذیرای نوآوری شهروندان باشند.

شهروندان همیشه زودتر از مدیران شهری به مشکلات برمی‌خورند، در نتیجه می‌توان به صورت تعاملی مشکلات را حل نمود و چهره شهر را با رویکردهایی ارزان و سریع دگرگون ساخت.

شهرها باید شهروندان را تنها دریافت کنندگان خدمات ندانند و از آنها به عنوان راهبران بهبود کیفیت زندگی بهره برند.

مترجم: محسن راعی- مدیران ایران

منبع: www.fastcoexist.com


-= لینک کوتاه این مطلب =-

این مطالب را از دست ندهید :
- با آزمون دیسک، شناخت فوق العاده ای نسبت به خودتان یا همکارانتان بدست بیاورید: اطلاعات بیشتر ...
- تا حالا معجون مدیریت زمان رو امتحان کردید ؟
- وقتتون کمه و علاقمند به بروز رسانی اطلاعات مدیریتی تون هستید ؟
- با کانال تلگرامی مدیران ایران، همیشه بروز باشید ...


همچنین ببینید

آینده

۲۴ صنعتی که می تواند در آینده منجر به ایجاد مشاغل جدید شود

شغل های آینده هر لحظه و هر روز در ذهن متفکران در حال شکل گیری …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *