بیشتر شرکتها معتقدند که تجربه برند معناداری را به مشتری منتقل میکنند. متاسفانه، بیشتر این تجربهها بدلیل اینکه به اندازه کافی قدرتمند نیستند و معمولا با نقطه تماسها (Touch Point) سازگاری ندارند، اثر بخش نیستند. بر طبق گالوپ (Gallup، شرکت آمریکایی مشاوره مدیریتی پژوهش محور) مشتریانی که از لحاظ احساسی با برند ارتباط برقرار میکنند به مراتب بیشتر وفادار خواهند بود. قطعا همه ما این تجربه را داشتهایم که طرز برخورد کارمند یک مجموعه این سوال را در ذهنمان ایجاد کرده است که چرا این شرکت خاص را انتخاب کردهایم. توانایی یک سازمان در انتقال یک تجربه برند معنادار، بسیار پیچیده است، بدلیل اینکه اساسا روی اقتصاد رفتاری (نگاه روانشناختی به رفتار انسان در حوزه تصمیم گیری اقتصادی) که تبهر در آن کار سختی است، کار میکند.
در ماه می سال ۲۰۰۹ در مجله مارکتینگ، تجربه برند به صورت زیر توصیف شد:
” احساسات، ادراک، شناخت و واکنشهای رفتاری که بوسیله محرکهای مربوط به برند مانند بسته بندی، ارتباطات و محیط، که همگی بخشی از هویت برند میباشند منتقل میشود.”
به طور خلاصه، تجربه برند مجموعهای از همه نقاط تماس است که از طریق همه کانالها مانند شبکههای اجتماعی، وبسایت، نیروهای فروش و … منتقل میشود.
برندها چگونه یک تجربه برند معنادار و قوی ایجاد میکنند؟ ابتدا میبایست گوش دهند! بیشتر برندها شبکه واکنشی مناسب به منظور اطمینان حاصل کردن از اینکه آیا ادراک مشتری را درمورد محصول و سرویس خود دریافت کردهاند یا خیر، تشکیل نمیدهند.
در اینجا سه سوال کلیدی برای درگیر کردن مشتری مطرح میکنیم:
- در مورد محصول یا خدمات ما چه چیزی را دوست دارید؟
- آیا محصول یا سرویس ما ارزشی بیش از یک جایگزین را ارائه میدهد؟
- چگونه میتوانیم محصول یا برند خود را بهتر کنیم؟
به هر حال، این فقط قدم اول در روند اطمینان حاصل کردن از اینکه آیا ارزش محصول یا سرویس خود را به مخاطب منتقل میکنید، میباشد. به صورت پیش فرض، مشتریها وقتی شنیده و دیده میشوند، خود را ارزشمند و مرتبط با برند حس میکنند. برندها میبایست روی آگاهی برند و ساخت تجارب قوی تمرکز کنند. بر طبق McKinsey، برای رضایت مشتری ۳C وجود دارد:
Consistency, Consistency, Consistency
(پایداری، پایداری، پایداری)
(Customer-journey Consistency, Emotional Consistency, Communication Consistency)
(The three Cs of customer satisfaction Consistency, consistency, consistency. (March 2014))
ساخت تجربه برند قوی بسیار مشکل است، چون هم هنر است هم علم.
بعلاوه، بیشتر شرکتها بدلیل اینکه از شاخصهای مناسب بهره نمیبرند، در ایجاد تجربه برند موفق نمیشوند.
تجربه برند میبایست فراگیر باشد و به صورت موثر ارتباط برقرار کند.
بنابراین ممکن است هماکنون این سوال برای شما ایجاد شود که “تجربه برند شما چیست؟”
نویسنده: Sidney Evans
مترجم: نعیمه حکیمآرا
این مطلب چه میزان برای شما مفید بود؟
میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد نظرات: 0
آموزش پیشنهادی