آموزش وردپرس

اگر از راحت طلبی دست برندارید، هیچ چیزی نخواهید آموخت.

لازم است در جمع صحبت کنید، اما قبل از اینکه به جایگاه سخنرانی برسید، زانوهایتان خم می شود و توان صحبت کردن را از دست خواهید داد. باید شبکه کاری خود را گسترش دهید، اما ترجیح می دهید بجای صحبتی کوتاه با غریبه ها، ناخن هایتان را بجوید.

صحبت کردن در جلسات اعتبار شما در محل کار را افزایش می دهد، اما شما می ترسید که مبادا حرف اشتباهی بزنید. موقعیت های اینچنینی که از لحاظ کاری مهم هستند ولی از لحاظ فردی ترسناک، همه جا وجود دارند.

راحت ترین واکنش نسبت به این موقعیت ها، طفره رفتن است. هیچکس نمی خواهد وقتی مجبور نیست، خودش را در شرایط اضطراب آور قرار دهد.
مشکل اینجا است که این کارها علاوه بر ناخوشایند بودن، ضروری نیز هستند. همزمان با پیشرفت کاری و یادگیری در مسیر شغلی خود، پیوسته ما چنین موقعیت هایی روبرو می شویم که می بایست رفتارمان را با آنها انطباق دهیم.

در دنیایی که ما در آن کار می کنیم این موضوع یک حقیقت محض است. بدون مهارت و شجاعت لازم برای گام برداشتن، فرصت های عالی برای پیشرفت را از دست می دهیم. ما به عنوان افراد حرفه ای، چطور می توانیم طفره رفتن از این موقعیت های ناخوشایند اما از لحاظ حرفه ای مفید را متوقف کنیم؟

اول، با خودتان صادق باشید.

وقتی فرصت صحبت کردن در یک کنفرانس مهم را از دست می دهید، آیا بخاطر این است که وقت نداشته اید یا ترسیده اید که پا رو سن بگذارید و صحبت کنید؟

وقتی با یکی از کارکنان که کارش را به درستی انجام نداده بود برخورد نکردید، واقعا به این خاطر بود که حس کردید در نهایت کار اشتباهش را متوقف می کند یا از تعارض ترس داشتید؟

لیستی از بهانه هایی که در اینچنین موقعیت هایی برای طفره رفتن از آنها می آورید تهیه کنید و از خود بپرسید آیا آن بهانه ها واقعا منطقی و قابل قبول هستند؟

اگر شخص دیگری برای شما چنین بهانه هایی بیاورد آیا از او می پذیرید؟ پاسخ به این سوالات همیشه مشخص نیست، اما باید بدانید در وهله ی اول تا زمانیکه درمورد دلیل اصلی اجتناب از این موقعیت های در ظاهر ناخوشایند با خودتان صادق نباشید، نمی توانید هیچ اقدام به عملی داشته باشید.
دوم، خودتان آغاز کننده باشید.
افراد با موقعیت های کاری دشوار متفاوتی درگیر می شوند. ممکن است صحبتی کوتاه در جمع برای شما دشوار باشد، اما اگر موضوع صحبت چیزی باشد که درمورد آن اطلاعات زیادی دارید، صحبت کردن بسیار راحت خواهد شد. یا ممکن است شبکه سازی برای شما کار سختی باشد، اما اگر آن را در دامنه ای کوچک انجام دهید کاری راحت شود.

چنین فرصت هایی را شناسایی کنید و از تمام آنها استفاده کنید. طی سالها با افرادی سرو کار داشتم که نمی توانستند از راحت طلبی دست بردارند، چه در کار، چه در زندگی. چیزی که فهمیدم این بود، ما غالبا بیشتر از آنچه باور داریم قابلیت کاهش ناخوشایند بودن این موقعیت ها را داریم.

اغلب اوقات می توانیم راهی پیدا کنیم تا چنین موقعیت هایی را خوشایند کنیم و بتوانیم به راحتی از پس آنها بربیاییم. مثلا می توانید بجای صحبت کردن در گروهای بزرگ و شلوغ، گوشه ای آرام و گروهی کوچک برای صحبت کردن پیدا کنید.

اگر صحبت کردن در جمع یا شبکه سازی برای شما سخت است، اما در گروهای کوچک احساس راحتی می کنید، گروه های کوچک برای صحبت کردن یا صرف نوشیدنی با فردی که می خواهید با او شبکه سازی کنید، فرصت های خوبی برای شروع هستند.

در نهایت، دل به دریا بزنید.

در واقع برای دست برداشتن از راحت طلبی، باید کاری انجام دهد، حتی اگر سخت باشد. خودتان را در شرایطی قرار دهید که مجبور شوید کاری انجام دهید و وقتی اقدام کنید خواهید فهمید موقعیتی که از آن ترس داشتید، به آن بدی که فکر می کردید نبوده است.
مثلا من در دانشگاه از صحبت کردن در جمع می ترسیدم. استاد ما را مجبور کرد که در کلاس صحبت کنیم. اجازه داشتیم یادداشت هایی به همراه داشته باشیم. بعد از سه، چهار جلسه، به ما گفت بدون استفاده از یادداشت و فی البداهه صحبت کنیم.

من هم مثل سایر همکلاسی ها وحشت کرده بودم، اما می دانید چه اتفاقی افتاد؟ جواب داد، من به خوبی از عهده ی آن برآمدم و همینطور بقیه همکلاسی ها. در واقع صحبت کردن بدون کمک گرفتن از یادداشت تاثیر مثبتی داشت و سخنرانی من را طبیعی تر و معتبرتر کرد. بدون وجود این شرایط اجباری، ممکن بود هیچ وقت دل به دریا نزنم.

با گام های کوچک شروع کنید.

بجای سخنرانی در یک کنفرانس مهم، در یک کلاس آموزش سخنوری شرکت کنید. بجای صحبت در جمع هیئت مدیره، با چند نفر که هم رده خودتان هستند صحبت کنید. با گروه های کوچک همکاران شروع کنید تا بفهمید چه حسی دارد. وقتی این کار را انجام می دهید از یکی از دوستان نزدیک یا همکاران خود بخواهید به شما را راهنمایی و تشویق کنند.
ممکن است لکنت زبان بگیرید یا تپق بزنید، اما هیچ اشکالی ندارد. در واقع این تنها راهی است که می توانید صحبت کردن را یاد بگیرید. اینها گام های اشتباه، اجتناب ناپذیر و ضروری برای یادگیری هستند.

ممکن است حس کنیم در موقعیت هایی که خارج از ناحیه راحتی ما هستند، قدرتی نداریم، اما در نهایت خواهید فهمید بیشتر از آنچه فکر می کردید، قدرت دارید. پس امتحان کنید. با خودتان صادق باشید، خودتان آغازکننده باشید و دل به دریا بزنید. حدس من این است وقتی به خودتان فرصت رشد، پیشرفت، یادگیری و افزایش مهارت های حرفه ای تان را بدهید، احساس رضایت خواهید داشت.

منبع: hbr.org | ترجمه مدیران ایران


-= لینک کوتاه این مطلب =-

این مطالب را از دست ندهید :
- با آزمون دیسک، شناخت فوق العاده ای نسبت به خودتان یا همکارانتان بدست بیاورید: اطلاعات بیشتر ...
- تا حالا معجون مدیریت زمان رو امتحان کردید ؟
- وقتتون کمه و علاقمند به بروز رسانی اطلاعات مدیریتی تون هستید ؟
- با کانال تلگرامی مدیران ایران، همیشه بروز باشید ...


همچنین ببینید

برداشت اشتباه از زبان بدن

زبان بدن اساس ارتباط اولیه‌ی ما بود. زمانی که مهارت فهمیدن اینکه آیا یه نفر …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *