شرکتها برای جذب یک نیروی خوب وقت و هزینه زیادی صرف میکنند: آگهی، غربال رزومه، چند مرحله مصاحبه و مذاکره حقوق. اما وقتی بالاخره آن فرد روز اول وارد شرکت میشود، اغلب با میزی خالی، سیستمی که هنوز رمز ندارد و مدیری که «امروز جلسه دارد» روبهرو میشود. همین تجربه اول، تصویری میسازد که پاک کردنش سخت است. آنبوردینگ کارکنان فرایندی است که این فاصله را پر میکند و نیروی تازهوارد را از یک غریبه به عضو مؤثر تیم تبدیل میکند. در این مقاله یک برنامه عملی ۹۰ روزه برای آنبوردینگ ارائه میکنیم که برای کسبوکارهای کوچک و بزرگ ایرانی قابل اجراست.
- آنبوردینگ کارکنان فقط معرفی روز اول نیست؛ فرایندی چندماهه برای رساندن نیروی جدید به بهرهوری و تعلق است.
- بخش مهمی از آنبوردینگ پیش از روز اول انجام میشود؛ تجهیزات، دسترسیها و برنامه هفته اول.
- داشتن «همراه» یا منتور برای نیروی جدید، سرعت یادگیری و احساس تعلق را بالا میبرد.
- اهداف ۳۰، ۶۰ و ۹۰ روزه، انتظارات را روشن و ارزیابی دوره آزمایشی را منصفانه میکند.
آنبوردینگ کارکنان چیست؟
آنبوردینگ (Onboarding) یا «جامعهپذیری سازمانی» مجموعه اقداماتی است که به نیروی جدید کمک میکند سه چیز را بهسرعت به دست آورد: دانش و ابزار لازم برای انجام کار، شناخت فرهنگ و روابط سازمان، و احساس تعلق و اطمینان از انتخابش. آنبوردینگ با «توجیه» یا «معارفه» یکروزه فرق دارد؛ معارفه بخشی از آنبوردینگ است، اما آنبوردینگ معمولاً سه تا شش ماه طول میکشد.
چرا آنبوردینگ برای سازمانهای ایرانی اهمیت دارد؟
در بازار کار امروز، نیروهای متخصص گزینههای زیادی دارند و ماههای اول، دورهای است که بیشترین احتمال جداشدن در آن وجود دارد. فردی که در هفتههای اول احساس سردرگمی یا بیتوجهی کند، خیلی راحت به پیشنهاد کاری دیگری که هنوز در ذهنش است فکر میکند. در مقابل، آنبوردینگ خوب چند مزیت روشن دارد:
- نیروی جدید زودتر به سطح بهرهوری مورد انتظار میرسد.
- خطاهای ناشی از ناآشنایی با فرایندها کاهش پیدا میکند.
- مدیر و همکاران کمتر درگیر پاسخ به سؤالهای تکراری میشوند.
- تصویر برند کارفرما بهتر میشود؛ تجربههای خوب و بد در شبکههای حرفهای دهانبهدهان میچرخد.
مراحل آنبوردینگ: برنامه ۹۰ روزه
پیش از روز اول: آمادهسازی
بخش مهمی از آنبوردینگ پیش از ورود فرد انجام میشود:
- ارسال پیام خوشآمد همراه با ساعت و نشانی حضور، نام فردی که از او استقبال میکند و برنامه کلی روز اول.
- آماده کردن میز، رایانه، ایمیل سازمانی، دسترسی به نرمافزارها و کارت تردد.
- تعیین یک «همراه» (Buddy) از میان همکاران همسطح که در ماه اول پاسخگوی سؤالهای روزمره باشد.
- آماده کردن مستندات کلیدی: شرح شغل، چارت سازمانی، دستورالعملهای اصلی و فهرست افراد کلیدی.
روز اول: خوشآمدگویی، نه بمباران اطلاعات
روز اول قرار نیست همهچیز آموزش داده شود. هدف این است که فرد احساس کند منتظرش بودهاند. یک برنامه پیشنهادی:
- استقبال مدیر مستقیم و معرفی به تیم.
- صرف ناهار یا چای با تیم یا همراه تعیینشده.
- مرور برنامه هفته اول و انتظارات کلی.
- انجام امور اداری ضروری (قرارداد، بیمه، اطلاعات حساب) بدون اینکه کل روز صرف کاغذبازی شود.
- یک کار کوچک و واقعی که حس مشارکت بدهد.
هفته اول: شناخت و ارتباط
در هفته اول، نیروی جدید باید با فرایندهای اصلی واحد خود و افراد کلیدی سایر واحدها آشنا شود. جلسههای کوتاه پانزدهدقیقهای با همکاران کلیدی بسیار مؤثر است. در پایان هفته، مدیر یک گفتوگوی کوتاه داشته باشد: «تا اینجا چه چیزی روشن است و چه چیزی هنوز گنگ است؟»
۳۰ روز اول: یادگیری
تمرکز ماه اول بر یادگیری است. فرد باید ابزارها، مشتریان، محصولات و قواعد نانوشته را بشناسد. یک هدف ۳۰ روزه مکتوب بنویسید؛ مثلاً «توانایی پاسخ مستقل به سؤالات رایج مشتری درباره سه محصول اصلی». در این دوره، ارائه بازخورد منظم به کارمند اهمیت زیادی دارد؛ اصلاح زودهنگام بسیار سادهتر از اصلاح عادتهای جاافتاده است.
۶۰ روز: مشارکت
در ماه دوم، نیروی جدید باید بخشی از کار واقعی را مستقل انجام دهد. هدف ۶۰ روزه میتواند مسئولیت کامل یک پروژه کوچک یا یک دسته مشتری باشد. این زمان مناسبی است تا از او بپرسید چه چیزی در فرایندها به چشمش ناکارآمد آمده؛ نگاه تازهوارد ارزشمند است و پرسیدنش حس احترام میسازد.
۹۰ روز: استقلال و جمعبندی دوره آزمایشی
در پایان سه ماه، یک جلسه رسمی جمعبندی برگزار کنید: مرور اهداف ۳۰، ۶۰ و ۹۰ روزه، نقاط قوت، زمینههای رشد و برنامه شش ماه آینده. اگر اهداف از ابتدا روشن بوده باشد، این جلسه بهجای قضاوت مبهم، گفتوگویی مبتنی بر شواهد خواهد بود.
نقش مدیر مستقیم در آنبوردینگ
واحد منابع انسانی میتواند فرایند را طراحی کند، اما تجربه واقعی نیروی جدید را مدیر مستقیم میسازد. سه کار که از عهده هیچکس جز مدیر برنمیآید:
- روشن کردن انتظارات و معیار موفقیت در نقش.
- اختصاص زمان منظم برای گفتوگوی یکبهیک، حتی وقتی سرش شلوغ است.
- معرفی فرد به شبکه روابط درون و بیرون سازمان.
مدیرانی که مهارت کوچینگ دارند، در این دوره بسیار موفقترند؛ بهجای دادن همه پاسخها، با پرسشهای درست به نیروی جدید کمک میکنند مسیر را خودش پیدا کند. مقاله بهترین سؤالهای کوچینگ ایدههای خوبی برای این گفتوگوها دارد.
آنبوردینگ در کسبوکارهای کوچک
شاید فکر کنید آنبوردینگ کار شرکتهای بزرگ است. اما در یک کسبوکار دهنفره، هر نیروی جدید بخش بزرگتری از ظرفیت تیم است و اشتباه در جذب یا ورود او هزینه بیشتری دارد. خبر خوب این است که آنبوردینگ در شرکت کوچک لازم نیست پیچیده باشد. یک چکلیست یکصفحهای، یک همراه و سه هدف ۳۰، ۶۰ و ۹۰ روزه کافی است. برای مرور جامعتر موضوع، مقاله مدیریت منابع انسانی در کسبوکارهای کوچک را ببینید.
مثال: آنبوردینگ کارشناس فروش در یک شرکت تجهیزات پزشکی
فرض کنید یک شرکت واردکننده تجهیزات پزشکی در تهران یک کارشناس فروش جدید استخدام کرده است. برنامه آنبوردینگ او میتواند اینطور باشد:
- پیش از روز اول: ارسال کاتالوگ محصولات، فهرست مشتریان اصلی و دعوت به گروه داخلی تیم.
- هفته اول: همراهی با یک کارشناس باتجربه در بازدید از دو بیمارستان و یک توزیعکننده.
- ماه اول: یادگیری مشخصات فنی سه محصول پرفروش و قبولی در یک آزمون کوتاه داخلی.
- ماه دوم: مسئولیت پیگیری مشتریان یک منطقه کوچک با نظارت سرپرست.
- ماه سوم: ارائه گزارش بازار منطقه و پیشنهاد بهبود فرایند پیگیری مشتری.
در این مثال، کارشناس جدید از روز اول میداند قرار است در پایان سه ماه به کجا برسد و سرپرست هم معیار روشنی برای تصمیم درباره پایان دوره آزمایشی دارد.
اشتباهات رایج در آنبوردینگ کارکنان
- سپردن همهچیز به روز اول: حجم زیاد اطلاعات در یک روز، تقریباً هیچ چیز در ذهن باقی نمیگذارد.
- نبود مستندات: وقتی دانش سازمان فقط در ذهن افراد است، هر نیروی جدید باید همهچیز را از صفر بپرسد.
- رها کردن پس از هفته اول: بیشتر سؤالها و تردیدها در هفتههای سوم تا هشتم ظاهر میشود.
- نپرسیدن از نیروی جدید: نظرسنجی کوتاه در پایان ماه اول و سوم، ارزانترین راه بهبود فرایند آنبوردینگ است.
نقش ابزارها و سیستمها در آنبوردینگ
وقتی فرایندها مستند و وظایف در یک سامانه ثبت شده باشد، آنبوردینگ بسیار سادهتر میشود؛ نیروی جدید بهجای پرسیدن مکرر، به منبع مشترکی دسترسی دارد. در سامر میتوانید چکلیست آنبوردینگ را بهصورت وظایف زماندار برای هر نیروی جدید تعریف کنید و پیشرفتش را در بخش منابع انسانی دنبال کنید. اگر هم میخواهید مدیران میانی سازمانتان مهارت همراهی و رشد نیروهای جدید را یاد بگیرند، دوره بیزینس کوچینگ مدیران ایران را ببینید.
چکلیست کوتاه آنبوردینگ برای مدیران
- آیا پیش از روز اول، تجهیزات و دسترسیها آماده است؟
- آیا همراه یا منتور تعیین و توجیه شده است؟
- آیا برنامه هفته اول مکتوب است و برای نیروی جدید ارسال شده؟
- آیا اهداف ۳۰، ۶۰ و ۹۰ روزه نوشته و با فرد مرور شده است؟
- آیا جلسههای یکبهیک هفتگی در ماه اول در تقویم ثبت شده؟
- آیا در پایان ماه اول و سوم نظر نیروی جدید درباره فرایند ورود پرسیده میشود؟
اگر پاسخ همه این پرسشها مثبت است، شما از بسیاری از سازمانها جلوترید. اگر نه، از همین چکلیست برای نیروی بعدی شروع کنید.
جمعبندی
آنبوردینگ کارکنان سرمایهگذاری روی همان هزینهای است که برای جذب نیرو کردهاید. پیش از روز اول آماده باشید، روز اول را به خوشآمدگویی اختصاص دهید، برای هر نیروی جدید همراه تعیین کنید و اهداف ۳۰، ۶۰ و ۹۰ روزه بنویسید. یک فرایند ساده که همیشه اجرا شود، بسیار بهتر از یک برنامه پیچیده است که فقط روی کاغذ میماند.
پرسشهای متداول
آنبوردینگ کارکنان چقدر طول میکشد؟
معمولاً سه ماه، همزمان با دوره آزمایشی. برای نقشهای تخصصی یا مدیریتی ممکن است تا شش ماه یا یک سال ادامه پیدا کند.
فرق آنبوردینگ با معارفه (اورینتیشن) چیست؟
معارفه معمولاً یک یا دو روز است و بر قوانین و معرفی سازمان تمرکز دارد. آنبوردینگ فرایندی چندماهه است که یادگیری شغل، ساختن روابط و رسیدن به بهرهوری را هم شامل میشود.
مسئول آنبوردینگ کیست؛ منابع انسانی یا مدیر مستقیم؟
هر دو. منابع انسانی فرایند و ابزار را طراحی و امور اداری را انجام میدهد، اما مدیر مستقیم مسئول انتظارات، بازخورد و همراهی روزمره است.
برای آنبوردینگ دورکاری چه باید کرد؟
در دورکاری، آماده بودن دسترسیها پیش از روز اول، جلسههای تصویری کوتاه و منظم و تعیین همراه اهمیت دوچندان دارد، چون فرصت یادگیری غیررسمی از همکاران کمتر است.
مدیرعامل آکادمی مدیران ایران و همبنیانگذار سامر
کوچ حرفهای توسعه فردی و سازمانی. پروفایل ندا مفاخری در باشگاه مدیران ایران
این مطلب چه میزان برای شما مفید بود؟
میانگین امتیاز 0 / 5. تعداد نظرات: 0
آموزش پیشنهادی