مبینا صدیقی
خانم مبینا صدیقی

کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناس

۱۴۰۴/۰۲/۲۶

تئوری قتل های سریالی نخستین بار در دهه 1970 توسط «رابرت رسلر» جرم شناس و افسر جنایی آمریکایی مطرح شد.قتل سریالی یعنی کشتن سه نفر یا بیشتر به طور مستمر که میتواند این بازه زمانی هفتگی ،ماهانه و یا سالانه باشد. 

قتل هایی که در قاتل احساس نوعی رضایت یا لذت می کند.شاید از منظرعرف ارتکاب چنین عملی در معنای کامل کلمه از سوی فردی جنون دار باشد اما در حقیقت این افراد مجنون نیستند بلکه با علم و عمد دست به این نوع کشتار می زنند به نحوی که به تعبیر دکترین ما،مقام این افراد در جامعه تا «هیولای های ادمخوار» تنزل میابد.از منظر روان شناسی این جنایتکاران اغلب منزوی بوده و دچار ترس های مرضی هستند به همین دلیل اغلب قربانیان خود را از قشر ضعیف جامعه ،یعنی زنان و کودکان انتخاب می کنند.اغلب باهوشند و با توسل به مهارت های خود قربانی را اغوا کرده به نحوی که نمی توانند تشخیص دهند فرد مقابلشان یک قاتل زنجیره ای است،مجردند و خانواده آنها دچار از هم گسیختگی بوده والدینشان سوء مصرف مواد داشته و یا روان پریش بودند چه بسا در بسیاری از این خانواده ها تعرضات جنسی نیز به کودکان صورت می گرفته است و پیامد این اقدامات با آزار حیوانات توسط این  قاتلان بالقوه کوچک نمود میابد.مانند جفری دامر آدمخوار آمریکایی که در کودکی مورد تجاوز واقع شده بود و به کندن سر جوندگان متمایل بود. در ایران نیز در سال های 59 تا 64 «مجید سالک محمودی»مخوف ترین قاتل سریالی ایران بوده است که  قربانیان خود را از میان زنان شوهر دار انتخاب می کرده به این دلیل که وقتی به علت پرداخت چک 2 سال به زندان می افتد پس از بازگشتن از زندان شاهد خیانت همسر خود می شود و پس از آن حدود 21 فقره قتل سریالی زنان برای وی به آمار پیوسته است. مطابق  افکار سردمداران مکتب تحققی ،جرم مانند یک بیماری است و جامعه باید قبل از شیوع آماده مقابله باشند.به علت ترسی که از بروز این نوع جرایم در بین مردم وجود دارد و علیه تمامیت جسمانی افراد است و اغلب با خونریزی و یا شیوه های غیرانسانی صورت می گیرد از آن با عنوان جرایم خشونت بار یاد می شود. قاتلین سریالی قریب به اتفاق صداهایی را می شنوند که در عالم خارج وجود ندارد و طی صحبت با این صداها رسالتی بر دوش آنها بار می شود تا جامعه را از لکه های ننگی پاک کند و به اصطلاح انگل های اجتماع را از بین ببرند.به همین دلیل آنها از عمل خود احساس گناه و پشیمانی نمی کنند بلکه آن را ضرورت می پندارند.این فرایند و تکرار قتل ها تا جایی ادامه میابد که پس از دستگیری ناگهان با واقعیت رو به رو می شوند که قربانی آنها شریر نبوده و تمامی این اقدامات بی رحمانه ی غیر انسانی توام با شکنجه و تجاوز  را بر روی انسان های بیگناه انجام دادند.یعنی تغییراتی در تفکر قاتلین قبل و بعد از ارتکاب جرم  صورت می گیرد. فوکس و لوین از قاتلان سریالی طبقه بندی ارائه کردند:1-قاتلان جنسی یا سادستیک 2-قاتلین لذت پرست با انگیزه مالی یا شخصی 3-قاتلان خانوادگی که امروزه نیز خبرساز شده است. قربانیانی که اعضای یک خانواده اند.در قتل های خانوادگی اغلب الگوهای مشابهی  در عمل مجرمانه دیده می شود.مثل خشم آنی،حمله با سلاح به افراد خانواده و خودکشی پس از ارتکاب که البته انگیزه در هر یک میتواند متفاوت باشد.مجازات قتل خانوادگی متفاوت است.قتل فرزند توسط پدر که مطابق ماده 220 قانون مجازات اسلامی از موارد سقوط قصاص است و مستوجب دیه است که این دیه به وراث غیر از پدر(چون قتل از موانع قصاص است)،پرداخت می شود و پدر مطابق ماده 612 به حبس تعزیری 3تا10 سال محکوم می شود.اگر فرزند توسط مادر به طور عمد  کشته شود مستوجب قصاص است.قتل  عمد توسط همسر نیز مستوجب قصاص است که با رعایت تفاضل دیه انجام می گردد.البته در صورت بروز قتل در فراش ماده 630 به علت مهدور الدم بودن زن مطابق تبصره 2 ماده295 عمد به شبه عمد مبدل شده وتنها دیه خواهد داشت.در قتل های خانوادگی عللی چون شرایط بد اقتصادی،اختلافات خانوادگی،اعتیاد،خطرآبرویی،ازدواج مجدد یکی از طرفین، ازعوامل تحریک کننده ی بروز این نوع جنایات است.قتل سریالی به علت آنکه مفهومی صرفا حقوقی نیست و ابعاد روانشناختی و روانپزشکی آن برجسته تر است،در قوانین کیفری ما عنوانی جزایی و مستقل ندارد و به طور پراکنده می توان آن را در قالب قتل عمد در کتب مختلف قانون مجازات اسلامی واکاوی کرد و یا بعضا با نظر بر ماده 286 قانون مجازات اسلامی مصوب  1392 و بحث فقهی ، آن را افساد فی الارض دانسته و حکم به اعدام داد. در هر صورت  از آنجایی که قاتل سریالی بیش از دو فرد را به قتل می رساند،به علت نبودن حکمی خاص،با توسل به قاعده ی عام « تجمیع مجازات وعدم تداخل جرایم مستلزم قصاص »از لحاظ اجرای مجازات به تعداد قتل ها به قصاص نفس محکوم و قانونا  تعدد ومجازات مشدد به کار گرفته می شود. در قتل های سریالی، قاتل متوسل به بیماری های روانی شده تا بتواند از خود دفاع کند و از مجازات شانه خالی کند که البته چنین توسلی هم با توجه به خوی وحشیانه ی موجود در این جرم امر بعیدی نیست اما با وجود آنکه با توجه به اختلالات شخصیتی وجنسی قاتلان سریالی ،آنها بیمار روانی محسوب می شوند اما این بیماری نمی تواند رافع مسئولیت کیفری باشد چرا که جنونی که رافع مسئولیت کیفری است،آن است که  که قوه ی تمیز و اراده ی فرد را زائل کند در حالی که اغلب قاتلین سریالی دارای اختیار تام بوده و تعمدا به چنین اعمال موحشی دست می زنند از این رو در حقوق کیفری ایران تا کنون هیچ قاتل سریالی ای نتوانسته است از این حربه برای راه  خلاصی از مجازات استفاده کند  یا حتی از تخفیف مجازات برخوردار شود . اما آنچه که به عنوان خلاء قانونی احساس می شود این فرض است که تمامی اولیاء دم از قصاص جانی گذشت کنند.!در اینجا حکم قصاص نفس از فرد برداشته می شود و النهایه از لحاظ واکنش عمومی،به مجازات حداکثر 10 سال تعزیری موضوع ماده ی 612 قانون مجازات محکوم می شود،اما آیا این میزان مجازات برای فردی که مکررا دست به اعمال وحشیانه و قتل های خونخوارانه زده است و امنیت عمومی را به خطر انداخته است، کافی است؟البته با لحاظ افساد فی لارض این مورد قابل حل است اما باز هم خلاء یک ماده ی قانونی به عنوان حکمی خاص خالی است و از سویی نیز باید تکلیف درجه بندی بیماری جنون و روانشناختی این دست افراد توسط متخصصان روشن شود تا در بحث توسل به علل رافع مسولیت کیفری خلل و تردیدی وارد نشود.در عین حال برای پیشگیری و یا مرهم گذاشتن بر چنین زخم های عمقی موجود در جامعه ،باید به درمان روانی  و افزایش تحمل در افراد پرداخت و با ترویج روح ایمان در بین مردم بر فرو بردن خشم های کهنه و جدید در آنها اقدام کرد.مضاف بر آن،آموزش در همه جا مرتبه اول را دارد که بیشترین اثر خود را از طریق رسانه ها خواهد گذاشت.رسانه با بیان اخبار موجب افزایش اگاهی مردم شده اما اگر تنها در این حد بماند صرفا بلندگوی خشونت ها خواهد بود پس در راستای اعلام ما وقع،رسانه باید به تحلیل چندبعدی و ارائه راهکار های مناسب توسط متخصصین بپردازد تا بتواند اثر حقیقی خود را به جا بگذارد.در تحلیل و شناخت این نوع پدیده ی جنایی نیاز به کمک تمام ابزار های علم روانشناسی،حقوقی و رسانه ای احساس می شود.

درباره نویسنده
مبینا صدیقی
خانم مبینا صدیقی

کارشناسی ارشد حقوق جزا و جرم شناس

دانش آموخته ی حقوق. فعال در زمینه رویداد های دانشگاهی.عضو انجمن های علمی حقوقی.علاقه مند به رشد و توسعه فردی و ا ...