سوالی که قفل مغز را باز میکند

دیگه چی ، سوالی که قفل مغزمان را باز می‌کند!

آنـچه در این مقاله می‌خوانیم
3.7
(7)

شرکت الف در حال بستن قراردادی با شرکت ب است. اگر قراردادی که شرکت ب تنظیم کرده‌است را قبول کند، بابت امتیازات منحصربفردی که به شرکت ب واگذار می‌کند، پول خوبی به دست می‌آورد ولی احتمالاً دیگر نتواند کار سابقش را ادامه دهد.

اگر قرارداد را قبول نکند، با مشکل عدم نقدینگی و بدهی‌های فراوان روبرو خواهد بود.

اگر شما مدیر شرکت الف باشید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

بارها شنیده‌ایم که فلان مدیر، تصمیمات خیلی خوبی می‌گیرد.
اصلاً نابغه تصمیم‌گیری است. انگار تصمیمات درست به او الهام می‌شود!

از این حرف‌ها زیاد شنیده‌ایم ولی:

در پشت این تصمیم‌گیری‌های عالی، چه رازی نهفته است؟

آیا تصمیم‌گیرهای حرفه‌ای و خوب، با همین ویژگی به دنیا آمده‌اند و یا یاد گرفته‌اند که تصمیمات بهتری بگیرند؟!

جدا از نقش ژن خوب (!) در گرفتن تصمیمات بهتر، تصمیم‌گیری خوب هم مانند هر مهارت دیگری قابل یادگیری است.

راه‌های مختلفی هست که روش تصمیم‌گیری ما را بهتر می‌کند ولی من می‌خواهم به بیان یک نکته و معرفی عبارتی کوتاه و ساده بسنده کنم. عبارتی که می‌تواند نتایج تفکرات و تصمیم‌گیری‌های ما را به میزان عجیبی بهبود دهد.

چه شما مدیر یک کسب‌وکار بزرگ باشید و یا مشغول فعالیتی بسیار ساده‌تر، این عبارت سوالی ساده می‌تواند اوضاع را به طرز شگفت‌انگیزی تغییر دهد:

«دیگه چی؟»

دیگه همین! همین سوال و عبارت کوتاه مد نظرم بود: «دیگه چی»!

سوال ساده و تکراری «دیگه چی؟» سوالی اعجازگونه است که بارها تاثیرش را دیده‌ایم ولی شاید بصورت حرفه‌ای از آن استفاده نکرده‌ایم.

سوال «دیگه چی؟» گزینه‌های جدیدی را پیش روی ما می‌گذارد.
سوال «دیگه چی» ما را از صفر و یک خارج می‌کند و وارد دنیای فازی (بین صفر و یک) می‌کند.

وقتی بین جواب بلۀ سفید و یا خیر سیاه گیر کرده‌ایم، سوال «دیگه چی» می‌تواند ما را به جواب‌های خاکستری برساند.

بیایید با هم چند مثال را بررسی کنیم…

دیگه چی برای شرکت الف

شرکت الف اگر قرارداد واگذاری حق امتیاز را به شرکت ب قبول کند، پول خوبی به دست می‌آورد ولی احتمالاً آینده‌ای نخواهد داشت و اگر قبول نکند، با بی‌پولی دست و پنجه نرم خواهد کرد.

خیلی از اوقات ما در دام دو گزینۀ موجود روی میز می‌افتیم و اصل مشکل را فراموش می‌کنیم. سوال «دیگه چی» اینجا می‌تواند راهگشا باشد.

به غیر از این گزینه، دیگه چی؟ دیگه چه راه‌حل‌هایی داریم؟

راه‌حل برای چه؟ برای تامین مالی.

دیگه چه راه حل‌هایی؟

  • می‌توانیم قرارداد بهتری با شرکت ب ببندیم.
  • می‌توانیم با شرکت دیگری قرارداد ببندیم که ما را انقدر محدود نکند.
  • می‌توانیم به فکر تامین پول از منابع دیگری مثل وام و یا فروش دارایی‌های مازاد باشیم.
  • می‌توانیم در طرحی فوری، با سود کمتر، مشتریان بیشتری را هدف قرار دهیم و کسری بودجه‌مان را تامین کنیم.

و ده‌ها راه دیگر که خارج از دو گزینه قبلی است و از دل سوال «دیگه چی» بیرون آمده‌اند.

سوال دیگه چی برای بازکردن قفل مغز

دیگه چی برای یک مادر

کتاب علوم مریم خانم کلاس اولی گم شده‌است و هفته دیگر امتحان دارد.

گزینه‌های پیش رو : «گشتن دنبال کتاب» و یا «بدبخت شدیم، رفت» است!

خب قطعاً باید ابتدا دنبال کتاب گشت ولی اگر پیدا نشود چه؟

دیگه چی؟ دیگه چه راه‌حل‌هایی داریم؟

  • می‌توانیم کتاب یکی از بچه‌های فامیل که الان کلاس دوم است را قرض بگیریم.
  • می‌توانیم جستجو کنیم و شاید کتاب دیگری را از مدرسه تهیه کنیم.
  • می‌توانیم کتاب یکی از بچه‌ها را قرض بگیریم و کپی بگیریم.
  • می‌توانیم برای امتحان، با یکی از همکلاسی‌ها درس بخوانیم.
  • اصلاً شاید به کتاب نیازی نباشد و جزوه‌های کلاسی کفایت کند.
  • می‌توانیم فایل pdf کتاب را دانلود کنیم و از همان استفاده کنیم.

پس می‌شود با سوال «دیگه چی» ، از بدبخت شدن، جلوگیری کرد!

دیگه چی برای دادن پاسخ منفی

همکار و یا یکی از دوستان‌مان، کاری را از ما می‌خواهد که نمی‌توانیم یا نمی‌خواهیم انجام دهیم.

اگر بگوییم بله، برای خودمان دردسر ایجاد کرده‌ایم و اگر بگوییم نه، ممکن است از دست ما ناراحت شوند و …

اما چه جواب‌های دیگری می‌توانیم بدهیم که نه نباشد، ولی بله هم نباشد؟

  • می‌توانیم انجام کارشان را به وقتی دیگر موکول کنیم که وقتش را داشته باشیم.
  • می‌توانیم کارشان را به شخص دیگری که توانایی‌اش را دارد، پاس بدهیم.
  • می‌توانیم به جای آن کار، کار دیگری را پیشنهاد دهیم.
  • می‌توانیم در انجام کار توسط خودشان، کمک کنیم (و نه انجام کل کار توسط ما)
  • می‌توانیم روش انجام کار را یادشان دهیم.
  • می‌توانیم پاسخ مثبت دادن را منوط به مطالعه موارد بیشتر کنیم و وقت بخریم.
  • می‌توانیم لیست کارهای جاری‌مان را بگوییم و بپرسیم کدام را حذف کنم که وقت برای این کار ایجاد کنم؟

و باز هم اعجاز سوال «دیگه چی» قفل ذهنمان را باز کرد و احتمالاً اوضاع را بهتر خواهد کرد.

دیگه چی برای بهبود حال خودمان

دلمان گرفته است، حوصله هم سر رفته و نمی‌دانیم چه کنیم. راهکار معمول، چرخیدن در شبکه‌های اجتماعی و بدتر شدن حال و یا خوابیدن است!

اما دیگه چه کارهایی می‌توانیم بکنیم؟

  • می‌توانیم برویم بیرون. پارک، پیاده‌روی و یا خیابان گردی!
  • می‌توانیم ورزش کنیم. برای ورزش هم می‌توانیم از همین سوال استفاده کنیم تا راه‌های ورزش ساده و بی‌هزینه را پیدا کنیم.
  • می‌توانیم با یکی از دوستانمان قرار ملاقات بگذاریم.
  • می‌توانیم با یکی از عزیزانمان تماس بگیریم.
  • می‌توانیم یکی از صدها کتابی که در کتابخانه به ما خیره شده‌اند را بخوانیم.
  • تمرین موسیقی کنیم و یا یک موسیقی زیبا بشنویم.
  • فیلمی که در لیست دیدن‌هایمان بوده را انتخاب کنیم.
  • می‌توانیم اهداف و برنامه‌های شخصی‌مان را نگاهی بیندازیم و یا برای فردا برنامه‌ریزی کنیم.
  • و هزاران کار دیگر به جای اتلاف وقت در شبکه‌های اجتماعی.

شاید بگویید اینها که بدیهی بود. چیز خاصی نگفتیم. حق با شماست. ما هم قرار نبود معجزه کنیم ولی راستش همین راهکارهای بدیهی و ساده، معمولاً تا سوالی در کار نباشد، سر و کله‌شان پیدا نمی‌شود.

دیگه چی برای شام امشب!

تصور کنید برای شام امشب نمی‌دانید چه غذایی باید درست کنید. خیلی‌ها در این لحظه حساس(!) خودشان را می‌بازند و حتی ممکن است تصمیم بگیرند که امشب شام نخورند!

اما اگر وقتی فکرمان فقط به تن ماهی یا تخم مرغ رسیده است، سوال دیگه چی را بپرسیم، معجزه اتفاق می‌افتد.

ممکن است علاوه بر نام‌های زیادی که یادمان می‌آید و یا حتی گزینه‌های آماده‌تری مثل غذای رستورانی، سری به سایت‌های مختلف بزنیم و غذاهای جذاب و ساده‌ای را پیدا کنیم که عاشق امتحان کردنشان بوده‌ایم.

دیگه چی در کوچینگ (مربیگری)

دیگه چی، یکی از مهمترین سوالات در کوچینگ (coaching) است و همیشه هم جواب می‌دهد. مغز تنبل ما، دوست دارد سریع بگوید همه راهکارها را تست کرده و دیگه چیزی باقی نمانده‌است.
ولی این سوال عالی، مغز را قلقلک می‌دهد تا سرش را از زیر برف در بیاورد و به تکاپو بیفتد.

در کوچینگ، هدف این است که با سوالاتی خوب، به جواب‌هایی برسیم که برای شخص مراجعه‌کننده (مُراجع) عالی و کارگشا باشد. پیدا کردن جواب‌هایی که خودِ مراجع می‌داند ولی در اعماق ذهنش مخفی شده‌اند.

وقتی مراجع با این سوال مواجه می‌شود، اتفاق بسیار خاص و مبارکی رخ می‌دهد: کشفِ لذت‌بخش آنچه از قبل می‌دانستیم.

چرا از اول فکرمان به «دیگه چی» نمی‌رسد؟

سوالِ «دیگه چی» به این خوبی و سادگی؛ پس چرا انقدر دور خودمان می‌چرخیم و خیلی وقت‌ها فقط بین بد و بدتر انتخاب می‌کنیم؟

شاید دلیلش به ساختار مغز ما بازگردد. مغز تنبل و بدبین ما، وظیفۀ اصلی‌اش حفظ بقاء است و در مواقع خطرناک و استرس‌زا، فقط دو کار اصلی را بصورت پیشفرض بلد است که انجام دهد: مبارزه و فرار. بعضی وقت‌ها هم اوضاع بدتر می‌شود و فقط قفل می‌کند!

مغز محترم و البته قدیمی ما در همه موقعیت‌هایی که با هم بررسی کردیم، با همین روش ساده کارش را راه می‌اندازد.

اما اگر کمی صبر کنیم، کمی با مغزمان صحبت کنیم تا آرام شود و بتواند مدرن‌تر فکر کند، و اگر کمی با سوال‌های خوبی مثل «دیگه چی» آن را قلقلک دهیم، می‌تواند به جواب‌های بهتری هم برسد.

با تجربه‌ای که به عنوان کوچ شخصی مدیران ارشد دارم، از شما می‌خواهم بار بعد که با یک دوراهی استرس‌زا طرف شُدید، با سوال «دیگه چی» به دنبال راه‌های بعدی هم بگردید و از تاثیرش در زندگی و کسب‌وکارتان شگفت‌زده شوید.  

شاهین شاکری

مربی توسعه مهارت‌های فردی | مشاور کسب‌وکار

این مطلب چه میزان برای شما مفید بود؟

میانگین امتیاز 3.7 / 5. تعداد نظرات: 7

آموزش پیشنهادی

دوره جامع هوش مصنوعی برای مدیران

15,000,000 تومان

مقالات پیشنهادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هجده + 20 =

این سایت از اکیسمت برای کاهش جفنگ استفاده می‌کند. درباره چگونگی پردازش داده‌های دیدگاه خود بیشتر بدانید.

نکات کوتاه و کاربردی
در کانال «بله» مدیران ایران